تومار امضای 2000 مدافع حقوق برابر در اعتراض به لایحه خانواده
با آغاز سومين سال فعاليت دولت نهم، هيئت دولت لايحه اي را تحت عنوان "حمايت از خانواده" به منظور بررسي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي فرستاده است. اين لايحه بنا به ادعای ارائه دهندگان اش به دليل «لزوم تطبيق قوانین جاری با مسائل روز» و «رفع كاستي ها و نواقص در قوانين موجود ِ حاكم بر نهاد خانواده» پيشنهاد شده است، حال آن که مواد مندرج در لایه چنین ادعایی را رد می کند. این لایحه نه تنها تطبيقي با واقعيات زندگي زنان امروز ايراني ندارد بلكه قوانین پیشنهادی آن عقب گردي 42 ساله را به نمایش می گذارد. در شرايطي كه جامعه ایران بیش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانین عادلانه و انسانی تاکید دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسیاری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپین یک میلیون امضاء) برای تغییر قوانین تبعیض آمیز تلاش می کنند و به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانین عادلانه و برابر در ازدواج، طلاق، سرپرستي فرزند، تابعيت، خروج از كشور و نیز لغو چند همسري (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده 23 اين لايحه پيشنهادي، نه تنها به شان و كرامت انساني زن توجهي نكرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلكه در عملي تعجب برانگيز یک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پیش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب كرده و انجام آن را تنها منوط به تمكن مالي مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرایی» از سوی مرد بر اجراي عدالت بين همسران دانسته است! لایحه نویسان قانون خانواده به واقع این لایحه را برای مردان نوشته اند نه زنان، چرا که چنانچه مجلس شوراي اسلامي لايحه پيشنهادي دولت را تصويب كند مردان فرصت طلب براحتی می توانند تنها با پرداخت مهريه همسر خود، و سپردن تعهدي ضمني بر اجراي عدالت بين همسران، زن ديگري اختيار كنند در حالي كه هنوز ازدواجي رخ نداده است و معلوم نيست قاضي از چه طریق قرار است پي به عادل بودن مرد ببرد. این درحالی است كه در شهرهاي كوچك و دور افتاده و روستاها به دليل تسلط مردان بر زندگي زنان و ناچيز بودن مهريه آنان، مرد مي تواند به راحتي مهريه را پراخت كرده و زن مجبور است بدون داشتن حق طلاق و حتي حق اعتراض، به زندگي تحقیر شده خود ادامه دهد. به راستی دولت مردان بر اساس كدام منطق و عقلانيتي چنين لایحه ای را در جهت «تحكيم بنيان خانواده» و «تطبيق با واقعيات روز» دانسته اند؟ به واقع، این چه لایحه ای است که معیارهای انسانی را با میزان های مالی شوهران می سنجد و به جای آنکه برای کاهش پیامدهای بی حقوقی زنان مثلا در نداشتن حق طلاق، تدبیری بیاندیشند دغدغه افزایش حقوق غیرانسانی مردان را دارد؟! لايحه ی به واقع " حمایت از مردان خانواده" نواقص متعدد ديگري هم دارد. از جمله در ماده 25 آن ذكر شده است وزارت اقتصاد و دارايي موظف است سالانه مبلغي را به عنوان مهريه متعارف اعلام كند و از مهريه هاي بالاتر از حد معمول در هنگام ثبت ازدواج، به صورت تصاعدي ماليات وصول نمايد. اين بدان معناست كه از اين پس عروسان جوان در مقابل نداشتن حق طلاق و اجازه ازدواج های مجدد و بی قید و شرط برای مردان، مجبور خواهند بود براي مهريه اي كه هنوز دريافت نكرده اند و معلوم هم نيست تا پايان زندگي مشترك آن را دریافت خواهند کرد یا نه، در زمان عقد، ماليات مهريه خود را به دولت پرداخت نمايند.ماده 2 اين لايحه حضور سه قاضي را در دادگاه خانواده الزامي و حضور قاضي زن را «حتي المقدور» دانسته است در نتيجه زنان تحقیرشده و رنج كشيده در دادگاه مجبور خواهند بود در مقابل سه قاضي مرد از دردها و انواع فشارهاي زندگي مشترك خود سخن گويند و از شخصي ترين مسائل زندگيشان پرده بردارند تا شايد بتوانند در مقابل مردان قاضي از حق خود دفاع كنند. از این رو پرسش این است که چگونه مي توان به سادگي از كنار تمام ناگفته هاي سر به مهر اين زنان مظلوم و بي دفاع در دادگاه گذشت و ادعاي عدالت و قضاوت داشت؟ براساس ماده 22 لايحه پيشنهادي، ثبت ازدواج موقت (صیغه) كماكان الزامي نيست و تابع آيين نامه اي خواهد بود كه موکول به تصویب وزیر دادگستری در آينده ای نامعلوم است. آيين نامه اي كه معلوم نیست چيست و حداقل تا زمان تصویب همچنان شاهد گسترش تعداد هرچه بیشتر زنانی خواهیم بود که هیچگاه نمي توانند ثابت كنند همسري دارند و نیز زندگی پررنج كودكاني را نظاره خواهیم کرد كه شناسنامه نخواهند داشت و البته مرداني را خواهیم دید كه بی رحمانه و بدون هیچ بازخواستی زندگي زنان را به آتش مي كشند. متاسفانه در نظام حقوقي موجود كشور ما، واحد انسانی مرد است و حق و حقوق انساني زن نيمي از حقوق يك مرد تعريف شده است. سایه اين قوانين تبعیض آمیز در زندگی زنان جامعه پهناورمان از قوميت ها، زبان ها و مذاهب مختلف گسترده است و بحران آفرین، و خانواده های بسیاری (به ویژه از طبقات محروم) را متلاشی کرده و می کند. با این وجود دولتمردان ایرانی به جای راه حل منطقی و عادلانه برای بهبود این وضعیت نابسامان، با ارائه لایحه ای غیرانسانی به مردان صاحب ثروت و قدرت امکان بهره گیری از این اختیارات غیرانسانی اما قانونی را داده اند و گویی مصمم شده اند که حرمت و کرامت زنان و مادران سرزمین خود را تا آن جا که می توانند به خفت و حقارت بکشانند، انگار قانون تعدد زوجات کنونی که خود تحقیر مکرر زنان است کافی نبوده که دولتمردان ما آستین همت برای تشدید این تحقیر بالا زده اند. این درحالی است که انتشار خبر این لایحه در افکار عمومی چنان وحشت و سردرگمی در میان خانواده ها باعث شده که از هم اکنون زنگ خطر را برای هر ایرانی آزاده و مدافع حقوق برابر، به صدا درآورده است. از این روست که ما امضا كنندگان اين بيانيه ضمن اعلام اعتراض شديد خود به وجود قوانين تبعيض آميز به ویژه قانون تعدد زوجات، خواستار لغو بدون هیچ قيد و شرط این ماده قانونی هستيم و اعلام مي كنيم چنانچه مجلس شوراي اسلامي لايحه جدید پيشنهادي را از دستور كار خود خارج نكند، دست به اقدامات جدي تري خواهيم زد. اگر روزی این لایحه در صحن مجلس مطرح شود، بی شک نمایندگان مجلس بدون حضور و صدای عدالت طلبانه ما در مقابل مجلس، آن روز را نخواهند گذراند.
اسامی به ترتیب حروف الفبا (بر اساس نام کوچک):
آبتين صراحيطلب / آتنا گرگانی / آتوسا قرابیگلو / آتوسا مجتهدی / آتیه لیاقی / آذر اسدی کرم / آذر حسين دخت / آذر دهقانی / آذر شاه مرادي / آذر عطاري / آذر محرابی / آذرمیرزا پور / آرارات راطوسيان / آرزو صادقي / آرزو مختاريان / آرزو مدنی / آرزو مهیمنی / آرش اكبري نيا / آرش بهمنی / آرش بیژن زاده / آرش پرويز / آرش حسننيا / آرش خاندل / آرش شکرلو / آرش قهقايي / آرش كريمي / آرش مولانایی / آرش هشت رودي / آرش کاویانی / آرش یدالهی نیا / آرشام پارسي / آرمان شفیعی / آرمان ميهن دوست / آرميتا بيات / آرمين امير لو / آريا عبيدي / آزاد روشنی / آزاده بکاهی / آزاده ثبوت / آزاده حبيبي / آزاده حسننيا / آزاده حمدحسين / آزاده رحماني / آزاده رحيمي تهراني / آزاده سرودی / آزاده محمديها / آزاده مولوی / آزاده کراری / آسیه امینی / آفاق نصر / آفرين علوي / آماندا ميهن دوست / آمنه شيرافكن / آناهيتا آقاخاني / آناهيتا آقايي / آناهيتا پاشاپور اميري / آناهيتا رحيمي / آناهيتا يار محمدي / آناهیتا رزاق / آناهید رمضی / آوا توفیق / آوا نوايي / آویده طباطبایی / آيتك جراحي طلب / آيدا اخوان / آيدا رحمانيان / آيدا رحمانيان / آيدين سالك / آينده آزاد / آیدا روشنفکر / آیدا سعادت / آیدین جهانبخش
ابراهيم اميني / ابراهيم مددي / ابراهيم بايسلامي / ابوالقاسم کیا / احترام شادفر / احسان الله طهماسبی / احسان تهامی / احسان رمضانيان / احسان صلح جو / احسان قاسمی / احسان كاهه / احسان ملک پور / احسان مهرابي / احسان نوروزي / احمد احمدی / احمد تقوايي / احمد حیدری / احمد رضا حائري / احمد رفيعي / احمد زيدآبادي / احمد فندرسک / احمد قشمي / احمد ملكي / احمد ملكي / اردشیر استاد / اردلان حسيني / ارژنگ شکرلو / ارژنگ علي آبادي / ارشيا خوشفرد / ارشیا نوری / ارمغان سقراط / اسماعيل اسماعيل زاده / اسماعيل شبان / اسماعيل ناطقي / اسماعیل آزادی / اسماعیل ساوری / اشرف خسروی / اشکان دوستی / اصغر نعمتی / اعظم ابطهی / اعظم السادات هاشمی / اعظم خاتم / اعظم خطیبی / اعظم عفتي / اعظم مرادی / افرا شکرلو / افروز مغزی / افسانه افزونی / افسانه برزویه / افسانه بلوچي / افسانه جمشيد لو / افسانه رحيمي زاده / افسانه رستمی / افسانه زند مير الوند / افسانه شيرزاد / افسانه مدبر / افسانه نوذری / افسانه وفائي / افسر جودکی / افسون ستایش / افشین جمالی / اقبال اقبالي / اقدس اميني / اقدس مرعشی / اقدس مومنی / اكبر اميني / اكبر عطري / اكبر گنجي / اكبر ناصر بخت / اكرم حسني / اكرم دادخواه / اكرم رحيم اف / اكرم زندي / اكرم لطفي زاده / اکرم اسانلو / اکرم اقبالی / اکرم السادات خدیو / اکرم بیگی / اکرم حاج امینی / اکرم عزیزی / اکرم موقری / اکرم مینویی / البرز انواری / المیرا علی حسینی / الناز انصاري / الناز مظاهري / الناز ناطقي / الهام اسماعیلی / الهام اشرفپور / الهام الله يارغني / الهام امیری / الهام ايلامي / الهام بافتی / الهام برنجيان / الهام ثبوت / الهام جابري / الهام حاج صادقی / الهام زارع زاده / الهام صمد اصفهاني / الهام طاهري / الهام عابديني / الهام غني پور / الهام قيطانچي / الهام كاهه / الهام محمدي / الهام محمديان / الهام محمدپور / الهام ملک پور / الهام وطن خواه / الهام يزدانيان / الهه اخوان / الهه امانی / الهه اکبری / الهه بشيري نژاد / الهه سجودي / الهه سروش نیا / الهه شريف پور (هيكس) / الهه صادقي / الهه صدر / الهه ضيائي پور / الهه عصاران / الهه مبيني / الهه موسی اکبری / اليرا فرهنگي / الیاس خلج / الیز ساناساریان / اميد ايران مهر / اميد سرخي / اميد مدني / امير ابراهيمي / امير اميرقلي / امير راعيفرد / امير رضا يوسفي / امير عليزاده / امير گائيني / امير محمد فرهادي / امير مسعود كرماني / امير نورمندي / امير يعقوبعلي / امينه كلاهي / امید مدنی / امید نعمتی / امیر پورنصر / امیر حسین ایرجی / امیر خالقی / امیر شیخ / امیر یوسفی / امیرحسام صلواتی / امیرعباس نخعی / انسيه ساكتي / انسیه محرمانی / انوشه اخوان / انوشه واعظی پور / ایران سلطانی / ایراندخت فامیلی / ایرج زرکلامی / ایمان معمار / ايرج جواهری / ايلقار صمد زاده / ایثار پوراسلامی / ايمان احمدي / ايمان خسروي
بابک احمدی / بابک احمدی پور / بابك بيات / بابك خدرلي / بابك سليماني / بابك ميهن دوست / باربد گلشيري / باقر صارمی / بتسابه پسنديده / بتسابه نبي ييان / بدرالسادات مفيدي / بدري وليان / برسابه یزدان پناه / بتول دولتخواه / بتول رکاب دار / بتول غني ور / بنفشه آزادي نژاد / بنفشه بندعلي / بنفشه حجازي / بنفشه رمضاني يگانه / بنفشه فقير / بنيامين ميهن دوست / بهار حسيني / بهاران نوذری / بهارك رمضاني يگانه / بهاره ابراهيمي / بهاره اميري / بهاره امین / بهاره فامیلی / بهاره مرادی / بهاره مهاجری / بهاره میرزاحسین / بهاره آزادي / بهارک کشاورز / بهجت حاج حسيني / بهجت داداشی / بهداد بردبار / بهدخت آشوری / بهرام امیری / بهرام دزكي / بهرام سپاسگزار / بهرام فیاضی / بهرام واحدی / بهروز توکلی / بهزاد اسلامي مسلم / بهزاد توفیقیان / بهزاد لاهور پور / بهزاد مهراني / بهزاد مهیمنی / بهشته فارغی / بهمن آزادي / بهمن امير حسيني / بهمن ایرانی / بهمن قهرمانی / بهمن محمدي / بهمن نيرومند / بهناز مختارطرقی / بهناز مختاری / بهناز مهرانی / بهنام داراييزاده / بهنام کیانی / بيتا طاهباز / بيژن پيرزاده / بيژن مشاور / بيژن نعيمي / بیزن مسجدی / بیژن امیری
پارسا سرمدي / پارسا كرمانيان / پدرام يوسفي / پرتو نوری علا / پرستو اله ياري / پروانه پرهيزكار / پروانه تنگ شکر / پروانه راد / پروانه ناطقی / پروانه وحيد منش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین اشرفی / پروین دخت سرجویی / پروين شوكت / پروین ضرابی / پروين قائم مقامي / پری صادقی / پور پريا حيدري / پریا رضایی / پريسا اديب زاده / پریسا روشنفکر / پریسا کاکایی / پریسا مرعشی / پریسا نوذری / پريش پهاكين / پریشاد تهرانی / پريناز اتابكي / پریناز بهبهانزاده / پریوش نوروز / پژمان خرسند / پگاه سجادی / پويا پويايي / پویان تحویلداری / پويش عزيزالدين / پویه مددي / پيام ابوطالبي / پیمان سید حسینی / پیمان مجتهد پور / پیمان محتشمی / پيمان مقدم / پیمان میدانی / پیمانه خدابنده لو / پارسا سرمدي / پانته آ نظران / پانته آ كرد / پرن قجاوند / پرنيان تاييدي / پرویز نعیمی / پروين بهمني / پروين بيك / پروين حسين زاده / پروين دانا / پروين شاطري / پري اينانلو / پري سبحان / پري مقدم / پری ناز نعیمی / پریا نعمتی / پروانه نعمتی / پریسا بیانی / پريسا ديوان دره اي / پریسا رضوی / پریسا وحیدی راد / پرين كريم زاده / پريوش جام جم / پژهان مختاري / پگاه آهنگراني / پگاه عسگري عراق / پوپك كريمي / پوپك مهاجر / پوريا خسروي / پویا نعیمی/ پويا مددنژاد / پيمان لقايي / پيمان وليزاده
تارا سپهري فر / تارا نجداحمدی / تارا نيازي / تانيا زند مير الوند / ترانه بني يعقوب / ترانه راد / ترانه روستا / ترانه بهرامی / ترانه زنده رودی / ترانه ساسانی/ ترانه تبریزی / تهمينه دولتشاه / تينا چوبين / تورج پارسى / تهمينه سنجري / تينا سلطاني / /ترانه امین/ ترانه امیر تیموری
ثريا عزيز پناه / ثريا فاخته / ثريا فلاح / ثریا یعقوبی / ثریا بهرامی/ ثریا باباخانی / ثمانه صفريان / ثمانه قدرخان / ثمره رضايي شيرين / ثمين نورمحمدي / ثمينا رستگاری /
جادی میرمیرانی / جاوید پاینده / جعفر پناهي / جعفر شرف / جعفر منیعی / جلال سجادی / جلوه جواهري / جمال جمشيدي / جمشيد صفايي / جمشيد عرفاني / جمشيد قراجه داغى / جميله سالم / جميله صفري / جواد دليري / جواد صفوی زاده / جواد غارايي / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی / جوانه جواهری / چيدن وثيق
حامد بذر افکن / حامد توفيق / حامد صابری / حامد قهرمانیان / حامد مصطفوی / حبيبه پارسا منش / حديث جاوداني / حديث قاسمي / حسام روحاني زاده / حسام فيروزي / حسام محمد حسيني / حسن اسدی / حسن اكبري نيا / حسن بهزادي / حسن درويشپور / حسن راستین / حسن رودگر / حسن ظهوري / حسن عرب زاده حجازي / حسن يوسفياشكوري / حسين باستاني / حسين باقر زاده / حسين خانجانخاني / حسين رمضاني / حسين شيبان / حسين كبير / حسين مطلبي / حسين منتظر حقيقی / حسین خسروی مقدم / حسین قاضیان / حسین نامی / حشمت عصاره / حميد افضل / حميد برومند / حميد چمن / حميد رضا اميني / حميد فريد / حميد كاوندي / حميد مقدم / حميد يعقوبي / حميدرضا ابراهيم زاده / حميده آزاد / حميده نظامی / حمید رستمی / حمید شاطری / حمید قهوه چیان / حمیدرضا حسیني / حمیده صمدی / حمیده فرهمندیان / حنیف یزدانی / حوریه حسینی / حوریه خسروشاهی / حوریه میرحسینی / حوریه بهروزی
خجسته دشتستانی / خديجه اسمار / خديجه مهدوي / خديجه مومني / خدیجه داوری / خدیجه شعبانی / خدیجه مقدم / خدیجه شیخ الاسلامی / خدیجه بهرامی / خسرو نسيم پور / خشایار دیهیمی / خورشید عابدین / خيرالله لقايي
داراب حوری / داريا زينال زاده / داريوش تهراني / داریوش اسفاری / داریوش شکرایی / دامون گلريز / داود بادامچی / داود محمدپور / داوود رضوي / داوود مایلی / داوود کرمي حشمت / دل آرام علي / دلارام سيد روهينا / دلارام پورحسن/ دلاور توکلی / دنيا بيگلري / دنیا راد
راحله حسینی / راحله عسگري زاده / راحله ميثم / راحله وکیلی / راضيه لقماني / راضیه غفاری / راضیه محجوبی / راضیه مرادی / راضیه میرصفایی / راضیه مهندسی / رامتين كرچكي / رامين اسدي / رامين كريمي / رامین اخلومدی / رامین مسلمیان / رامین موتاب / ربابه جلالی / ربابه گلمکانی / ربابه میرشکاری / ربابه ندري / رجا احمدی / رحمانقلي قليزاده / رحيم دانايي / رحیم قابل نژاد / رزا بهمن پور / رزا قراچورلو / رزيتا شهباز كشوري / رزیتا کیا / رسول انجمني / رشيد اسماعيلي / رضا آشفته / رضا بصیری / رضا تهراني / رضا دلبري / رضا رحيم پور / رضا سامانی / رضا سیدی پور / رضا شجاعيان / رضا عارفي / رضا علیزاده / رضا گوهرزاد / رضا مبشري / رضا محموديان / رضا ميمند / رضا والی / رضا کاکاوند / رضا خندان / رضاسرهنگی / رضوان پاشازاده / رضوان مقدم / رضوانه حقيري / رفعت رمضاني / رقيه آبگون / رقيه رزمي / رها بيگ محمدي / روجا بندری / روح الله كلانتري / روح انگيز واهي / روحی افسر / رودابه دولتشاه / روزبه درنشان / روزبه رياضي / روزبه زندی فر / روزبه شفيعي / روزبه ملكي / روزبهان اميري / روزيتا بصيري / روشنک قریشی / رومينا ملكي / رومیصا رهبر / روناك عزيزي / رويا برومند / رويا بهمن پور / رويا سلامتي / رویا صادقي / رويا طحان / رویا پورمجد / رویا حسینی / رویا رهبر / رویا صحرایی / رویا طلوعی / رویا محمدی والا / ريحانه تورنجي / ريحانه قهرمان لو / رکسانا ستایش / ریحانه حقیقی / ریحانه نامدار
زارا امجديان / زانيار احمدي / زري طبائي / زرين كشاورز / زری سالاری / زری شکاری / زری طالبی / زری عرفانی / زكيه مراد / زکیه مستوری / زلال يوسفي / زهرا آذر / زهرا استادعلي / زهرا اسکندریان / زهرا آقایی / زهرا بايرامي / زهرا بيگدلي / زهرا جعقري / زهرا جلالی / زهرا جمالزاده / زهرا جواهری / زهرا خضاب / زهرا درياني / زهرا ربيعي / زهرا زمانی / زهرا سبزه سلطانی / زهرا سلماسی / زهرا سوق / زهرا شعبانی / زهرا صادقي / زهرا طلایی / زهرا عليزاده / زهرا علی کردی / زهرا قائم مقامي / زهرا قنبري / زهرا مالکی / زهرا محمدي / زهرا موسی وند / زهرا میرهاشمی / زهرا مینویی / زهرا نجفی / زهرا احمدی / / زهرا هاشمی / زهرا واحد / زهرا ياوري / زهره ارزني / زهره اسد پور / زهره امین / زهره اميني / زهره خوش نمک / زهره رایج / زهره صادقي / زهره عبدالله زاده / زهره عراقي / زهره عطاري / زهره قاسمي / زهره كلانتري / زهره مقدم / زهره مقصودي / زهره مهدوي / زهره نصر الله زاده / زهره ولیدابادی / زيبا گلشني / زينب پيغمبر زاده / زينب روحاني / زينب عباسي / زينت رفتاري / / زیبا لاهیجی / زینب آزیراک / زینب ایزد پناه / زینب چاوشی / زینب نادرلو / زینب کوه گرد
ژاله احمدی / ژاله بهنام / ژاله سالاری / ژاله شادي طلب / ژيلا بني يعقوب / ژیلا حسینی / ژیلا مدنی / ژینوس قنبری
ساجده شریفی / ساچلي افلاكي / سارا اسمي زاده / سارا اكبري / سارا ایمانیان / سارا بیگ محمدی / سارا تاوان / سارا حقيقي / سارا حلم زاده / سارا داودي / سارا داووديان / سارا رضواني / سارا روشن / سارا سعیدی / سارا صادقي / سارا كرمانيان / سارا لقايي / سارا لقماني / سارا محمد زاده / سارا معصومي / سارا معمار نظری / سارا احمدزاده / ساره جهان بین / ساسان آقايي / ساقي حيدري / ساقي لقايي / سالومه حميدي / سامان رسول پور / ساناز الله بداشتي / ساناز اميرختايي / ساناز حيدري / ساناز دهدشتی / ساناز مستوفي / ساناز مهینی / سايه موسوي / سبیکه خورشیدی / سپیده اعلمی / سپهر شکوهی / سپهر لقايي / سپيده بردبار / سپيده خدابنده / سپيده سلامي / سپيده عزيز آبادي / سپيده قدرت / سپيده مجدفريدي / سپیده پورآقایی / سپیده پورموسی / سپیده علمی / سپیده گیلاسیان / سپیده موسوی / سپیده یعقوبعلی / ستار امینی / ستاره حجتی / ستاره سجادی / ستاره هاشمي / سجاد سالك / سجاد شجاعي / سجاد نیکنام / سحر ابراهيمي پور / سحر ابوالقاسمي / سحر احمدي / سحر افاضلي / سحر آیین دار / سحر بني اسدي / سحر روان / سحر سجادی / سحر سعيدا / سحر سيدي / سحر صنیعی / سحر طالبی / سحر غلامي / سحر مرانلو / سحر مفاخري / سحر واثقی / سحرناز سماعینژاد / سرور صاحبي / سروش آریا / سروش مظفر مقدم / سروش نديمي / سروه آقایی / سروه مرادويسي / سعيد احمد زاده اردبيلي / سعيد امامي / سعيد ترابيان / سعيد حبيبي / سعيد شعب الدين طباطبايي / سعيد لنگرودي / سعيد موسوي / سعيد نعيمي / سعيده اسلامي / سعيده اسمي زاده / سعيده اصغري / سعيده بهنام / سعید درویش / سعید رضوانی / سعید نعیمی / سعید کلانکی / سعیده اسدی پور / سعیده اسلامی / سعیده شادابی / سفر سعيد / سكينه بيات / سكينه قنبري / سكينه نور محمدي / سلما شمس / سلماز مقدم / سلمان سیما / سلمان مفخمی / سلمان یگانیه / سليمان محمدي / سلیمان جواهری / سمانه اكبري / سمانه جاویدان / سمانه حسینی / سمانه رشيدي / سمانه شاكري / سمانه فدايي / سمانه فريد / سمانه گلاب / سميرا اكبري / سميرا شمالي / سميه احمدي / سميه جواهري / سميه رضايي / سميه فريد / سميه همتي /سمیرا داداشی / سمیرا مقدم / سمیرا کلهر / سمیه جهان بین / سمیه جواهری / سمیه صفری / سمیه نصیری / سمیه وکیلی / سهراب مهدوی / سهره لاری / سهند عارف / سهيل صديقي / سهيل عقدائي / سهيلا اميني / سهيلا رفيعي / سهيلا مكاري / سهيلا ميرفخرايي / سهيلا وحدتي / سهیل باقری / سهیلا بسکی / سهیلا تنباکوزاده / سهیلا ستاری / سهیلا فیاض پور / سودابه آزاد / سودابه دریا / سودابه سیرجانی / سودابه صادقي / سودابه فرقاني / سودابه قیصری / سودابه كاظم زاده / سوسن سليمي / سوسن طهماسبي / سوسن مستقيم / سوگل اميني / سوگل پوررجب / سولماز تاج محمدي / سولماز حسيني / سولماز خياطي / سولماز دهقاني / سولماز شریف / سولماز صانعی / سونیا احمدی / سونیا غفاری / سيامك طاهري / سياوش باراني / سياوش سعادتيان / سياوش مؤمني / سياوش منتظري / سيد حسين روحاني / سيد سعيد جليلي / سيد فريد حسين زاده / سيلانه علوي / سيما حسين زاده / سيما خانه عنتا / سيما مرتضوي / سيمين حق خواه / سيمين درگاهي / سيمين گرگي / سکینخ خالی فقیلی / سکینه متاعی / سکینه مفخمی / سیاوش حاتم / سیاوش حیدری / سیاوش خاموشی / سید حسن کاظم زاده / سید مهدی احمدپناه / سیدرضی موسوی / سیروس حسینی / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دها / سیمین مرعشی / سیمین وخشوپور / سیمیندخت فامیلی
شادي آزادي / شادي ايماني / شادی شیرازی / شادی صدر / شاهد حلاج نيشابوري / شاهد خلیلی / شايا شهوق / شايسته قدس / شایسته ضعیف السادات / شبنم ابراهيم زاده / شبنم ابراهیمی / شبنم بهرامی / شبنم خرسندي / شبنم فتحي / شبنم فكور / شبنم مفخم / شراره رضایی / شراره فرتوسی / شراره محمدي ميري / شروين آريان فر / شعله شاهرخی / شقايق درنشان / شقايق طيبي / شقایق علیپور / شكوفه صدر / شكوفه فراشي / شكوفه منتظري / شمسي جاويدان / شمسی اکبری / شمسی علیزاده / شهاب آزادی / شهاب الدین شیخی / شهاب فیضی / شهاب ميرزايي / شهرام آقامیر / شهرام شیدایی / شهرام لقايي / شهرام هشت رودي / شهربانو سبزی / شهرزاد افتخار / شهرزاد الياسي / شهرزاد باقری / شهرزاد كاظمزاده / شهرزاد هادیان / شهرزاد هاشمی / شهره خليلي / شهره موحدی / شهريار تاري / شهلا ابقاري / شهلا انتصاري / شهلا پور رجب / شهلا جعفریان / شهلا حائري / شهلا حيدري / شهلا شفيق / شهلا شفیعی / شهلا لاهیجی / شهلا مبینی / شهلا محسنی / شهلا مرئی / شهناز زبردست / شهير نجفپور / شهين توانا / شهين حسيني / شهين زينعلي / شهین بایزیدپور / شهین بهبهانی / شهین رضائی / شهین شکاری / شوكت كمالي / شوكت محمد پور / شيده فتحي / شيرين اردستاني / شيرين شاه حسيني / شيرين عنايت نژاد / شيرين مظاهري / شيما اميدي / شيما تاجعلي / شيما شهرابي / شيما فرزاد منش / شيما قاسميان / شيوا آبا / شيوا بديهي نژاد / شيوا طحان / شيوا ملا علي / شکوفه جواهری / شکوه رضوانی / شیدا پورمند / شیدا نیک انجام / شیرانا بهروزی / شیرین حاجیلو / شیرین عبادی / شیرین لواسانی / شیرین محجوبی / شیرین موسوی / شیرین مومنی / شیرین ناجی / شیما خاکی / شیوا دولت آبادی / شیوا متین فر / شیوا نظرآهاری
صادق خاموشی / صادق نوابي / صادق نیا / صالح امیری / صالح حسيني لاريجاني / صالح صادقی / صبا روحانی زاده / صبا شکوهی / صدرا عبدالهی / صدرالدین زاهد / صديقه دوشا / صديقه كبريايي / صديقه محمدي / صديقه مددي / صديقه نعمتي / صدیقه دبابی / صدیقه رفيعي نژاد / صدیقه علیمردانی / صدیقه مقدم / صدیقه کاتبی / صدیقه کشاورز / صغرا خضاب / صغرا عقیلی / صغري بيات / صفا پوينده / صفا سراج / صفا طیبی / صفت الله جواهری / صنم دولتشاهی / صنم رشیدی / صنم نیلفروشان / طاهره امجدي / طاهره تقي زاده / طاهره توسکی / طاهره خسروشاهی / طاهره ملكي / طلعت تقی نیا / طنین زارعی / طيبه مصدق / طیبه رحیم بیگی
عادل حسن زاده / عادله رهبر / عادله فرحي / عاطفه اكبري / عاطفه پهلوان / عاطفه گندم آبادی / عاطفه معرفت / عاطفه مغزی / عالیه مرادی / عباس آقايي / عباس صرافی / عباس عبدالله زاده / عباس عبدي / عباس مخبر / عباس ملكي / عبدالرضا تاجیک / عبدالرضا دولتشاه / عبدالعلي رضايي / عبدالله مومني / عبدالله وطن خواه / عذرا فراهانی / عذرا محمدپور / عذرا محمدي / عذرا مشهدي مراد / عذرا ملكي / عرفان ایرانی / عرفان قانعی فرد / عزت خیرابادی / عزيزالله ملکي قهفرخي / عسگر داوودي / عسل اخوان / عسل افشاری / عسل پيرزاده / عصمت محمد پور / عطيه بختياري / عطيه محب علي / عطيه يوسفي / عطیه صابری / عطیه واعظی پور / عطیه وحید منش / عفت اميني / عفت جودکی / عفت ماهباز / عفت محمدپور / علي اتحاد / علي اخوان / علي اصغر ذوالقدر / علي افشاري / علي اكبر ملكي / علي اكبر مهدي / علي پور علي / علي حاج قاسمي / علي حكمت / علي دهقان / علي رضا جباري / علي رضا رنجي پور / علي سعيدي / علي صادقي / علي ضيايي / علي عبادي / علي قديمي / علي كلايي / علي محمد صالحي / علي محمد ملكي / علي مساعديان / علي معظمي / علي مغازه / علي نيكويي / علي وفقي / عليرضا افشار / عليرضا جباري / عليرضا شفيع زاده / عليرضا علويتبار / عليرضا فاميل دردشتي / عليرضا محمدپور / علی احمدی / علی اکبر خسروشاهی / علی جباری / علی حاجی آقا / علی حسین نیا / علی رضا رجایی / علی روزبهانی / علی سلماس / علی شاملو محمودی / علی شاه محمدی / علی صادقی / علی صارمی / علی عبدی / علی فتوتی / علی قائدی / علی لاریمیان / علی ملیحی / علی نوذری / علی نیکونسبتی / علی واحد / علی واعظی پور / علیرضا ارشادی فر / علیرضا بوربور / علیرضا خادمی / علیرضا عسگری / علیرضا موسوی / علیرضا کرمانی / عيسي رنجبر / عيسي سحرخيز / عيسي قاسمي / عیسی آزاد
غزال يوسفي / غزاله فلاح نژاد / غزاله مولوي / غزالی محجوبی / غزل آیتی / غزل دادور / غلام ملكي / غلامحيدر ابراهيم بايسلامي
فائزه جمالی عالم / فائزه شريف گلريز / فائقه كريم الديني / فاطمه آبگون / فاطمه اخلاقي / فاطمه آشتياني عراقي / فاطمه اكبري / فاطمه امين زاده / فاطمه باقری / فاطمه بايندر / فاطمه بيات / فاطمه پیغمبرزاده / فاطمه جبارزاده / فاطمه جواهری / فاطمه خضاب / فاطمه خلیلی / فاطمه خوشرو / فاطمه دهدشتي / فاطمه دولتی / فاطمه سبزه سلطانی / فاطمه سعيدي / فاطمه شاه نظري / فاطمه شهشهاني / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه گلزار / فاطمه گوارايي / فاطمه مسجدی / فاطمه مقدم / فاطمه نصرتي / فاطمه نصيري / فاطمه نظری / فاطمه واحد / فاطمه واقف / فاطمه کریم زاده / فتانه عباسي / فتانه کیان ارثی / فخری نامی / فخری شادفر / فراز افراشته / فراز یکیتا / فرانك فرزانگي / فرانک بدولی پور / فرانک فرید / فرح خدابخش / فرح طاهری / فرح كلانتري / فرخ آشوری / فرخ بزی / فرخ سلوكي / فرخنده اصفهانی زاده / فرخنده جبارزادگان / فرخنده غني پور / فرخنده مهجوران / فرزاد جاسمی / فرزاد رحيم پور / فرزانه راجي / فرزانه سلطاني / فرزانه شادفر / فرزانه طاهر خاني / فرزانه طاهري / فرزانه فرزاد / فرزانه قاسمي / فرزانه مرادی / فرزانه موثق نژاد / فرشاد خلعتبري / فرشاد شهسواري / فرشاد مرادی/ فرشته ابوالفتحي / فرشته اسدی / فرشته حيدري / فرشته صفري / فرشته مدبر / فرشته مولوي / فرشته ميهن دوست / فرشيد اسماعيلي / فرناز جمشيدي / فرناز سيفي / فرناز فاروغي زاده / فرناز ملكي / فرناز ناصر شريعتي / فرناز نصرتی / فرنگيس محمدي / فرنوش اشتری / فرنوش الله وردي / فرنوش تهراني / فرنوش سعيد پور / فرهاد روشن / فرهاد سلمانيان / فرهادداودی / فرهنگ سلامي / فروزان ثابتي / فروغ دهدشتی / فروغ شامی / فروغ قره داغی / فروغ لطفي / فروه اميني / فريال كاظمي / فريبا اسدي / فريبا داوودي مهاجر / فريبا شادفر / فريبا عجم / فريبا مجد / فريبرز فرهادي / فريد فرهاديان / فريد مبصر / فريد هاشمي / فريده پورعبدالله / فريده جلالي / فريده رضایي / فريده غائب / فريده ملكي / فرين حسين روحانيان / فریبا آزاد / فریبا مرادی / فریبا یگانه / فریبرز رئیس دانا / فرید قاسملو / فریده اسدی / فریده خسروشاهی / فهيمه خضر حيدري / فهيمه محسني / فهیمه مازندراني / فهیمه مظاهری / فواد مجیدی / فيروز بختياري / فيروزه مهاجر / فیروزه فروردین
قاسم سينكي / قاسم شكاري / قاسم عباس زاده / قمر فلاح / قاسم روزبهانی
كامران طاهباز / كامران قهرمان / كاوه رضايي / كاوه شجاعي / كاوه كرمانشاهی / كاوه مظفري / كبري شاه چيني / كبري ملكي / كتايون خليلي / كتايون عنايت نژاد / كريم غلام زاده / كوهزاد رنجبر / كوهيار ميرزاد / كيانوش سرابي / كيانوش سنجري / كيوان سيار / كيوان صميمي / كيوان مهرگان / کاظم علمداری / کاظم متولی / کامبیز نوروزی / کامران طاهباز / کاملیا روشن / کاوه بوئیری / کاوه ستایش / کبرا شعبانی / کبرا نظری / کبری احمدپور / کبری نجفی / کژال عبدالغفور / کوروش جنتي / کوهیارگودرزی / کیان بقائی / کیانوش مهاجر / کیوان شجاعی / کیومرث بالیوند / کیومرث حکیم / کیومرث صابغی / کیومرث کاویانی
گراناز موسوي / گرجين مرزبان / گل اندام زنده رودی / گلاله بهرامي / گلناز ملک / گلناز مرادی / گلنوش اشتری / گوروش جنتی / گوهر بيات / گوهر شمیرانی / گوهر معصومی / گيتا احمدي / گيتا طاهباز / گيتي سلامي / گيتي عدالتي / گيلان نصيری / گیتا هاشمی / گیتی پرویزی / گیسو خوشه چین
لادن اریسیان / لادن يوسفي / لادن کریمی / لاله اميني / لاله امين زاده / لاله رشيدي / لاله سليمي / لبلا بهروزي / لقا دهدشتی / لي لي مظاهري / ليدا جواد پور / ليلا اسفندياري / ليلا اليكايي / ليلا انصاري / ليلا خمسه / ليلا دولتشاه / ليلا رفيعي / ليلا سميعي نژاد / ليلا شريفي فرديد / ليلا علي پور / ليلا فروغي نيا / ليلا كاظمي / ليلا كفاشزاده / ليلا مصطفوي / ليلا منصور / ليلا نظري / ليلي اسلامي / ليلي سياره / ليندا ملكي / لیدا کریمی / لیلا اصلان / لیلا حسن پور / لیلا حکمی / لیلا خلج زاده / لیلا رنجبرخواه / لیلا سیفی / لیلا شمس / لیلا صادقی / لیلا طلعتی / لیلا ظهوری / لیلا قاسمزاده / لیلا مانی / لیلا مفخمی / لیلا موری / لیلی خضاب / لیونا عیسی قلیان
مائده عظيمي / مائده گیوه چین / مارال فرخي / مازيار اتوكش / مازيار سميعي / ماشالله شمس الواعظین / مانی حکیم / مانی صفار / ماهرخ صادقی / ماهور پورمقدم / ماهی حجتی / مجتبا پورمحسن / مجتبي موسوي / مجتبی رزمی / مجتبی نجفی / مجد مهین اسرانی / مجيد تولايي / مجيد رحمتي / مجيد ملكي / مجيد موسوي / مجید اعزازی / مجید هادیان / محبوبه اسلامي / محبوبه حسين زاده / محبوبه خوارزمی / محبوبه رمضاني / محبوبه سعيدي / محبوبه فخرآبادي / محبوبه محبی / محبوبه مرادی / محبوبه مسگری / محبوبه کرمی / محترم بیات / محدثه قافله باشي / محرم دولتشاهي / محسن حکیمی / محسن سازگارا / محسن صارمی / محسن عامري / محسن كديور / محسن كسايي / محسن مالجو / محسن موسوي / محمد ابراهیمی / محمد ابوالفتح / محمد احسانی / محمد آدينه وند / محمد آزاد / محمد اسدی / محمد آشور / محمد اصلاحي / محمد بهرامي آشتياني / محمد بهزادي / محمد بيكي / محمد جمشيدي / محمد حداد / محمد حیدری / محمد دادفر / محمد رادنیا / محمد رستمی / محمد رضا يزداني / محمد رضوانی / محمد زهرايي معتمدي / محمد زینالی / محمد سيفزاده / محمد شوراب / محمد شيخي / محمد صابر مقدم / محمد صابری / محمد صادقی / محمد صفوي / محمد علي بوذري / محمد فلاح زاده / محمد فلاح نيا / محمد محجوبی / محمد مفخمی / محمد ملكي / محمد ملكي / محمد ملک زاده / محمد ميلاني / محمد نوشيرواني / محمد هادي موسوي / محمد هاشم نسب / محمد هاشمی / محمدجواد مظفر / محمدحسين كتابعلي / محمدرضا امینی / محمدرضا ترابی / محمدرضا زهدي / محمدزمان ساوري / محمود حيدري / محمود شكارچی / محمود شكاری / محمود طبرسي / محمود فراستچي / محمود كمالي / مراد حسینی / مرتضي كاظميان / مرتضي موسوي / مرتضی دینی / مرتضی صفا / مرتضی طلاکوب / مرتضی مدنی / مرجان بزرگ / مرجان فولادوند / مرجان نمازی / مرجان نياكي / مرسده آزاده / مرسده صالح پور / مرضيه بخشایشی / مرضيه بخشي زاده / مرضيه زاهدي / مرضيه صادقيان / مرضيه محجوبه / مرضیه السادات همتی / مريم اردلان / مريم اسدي / مريم اكبري / مريم بردبار / مريم بقايي / مريم بهرمن / مريم بهروزي / مريم پاپي / مريم تيموريان / مريم جمشيدي / مريم جهانبخش / مريم حسين خواه / مريم خسرو شاهي / مريم خياباني / مريم رضائي فر / مريم رضايي / مريم رفيعي / مريم زينعلي / مريم سادات سيدي / مريم شصتي / مريم شفيعي / مريم شكاري / مريم شهباز سلطانی / مريم شهبازي / مريم ضيا / مريم ضيایی فر / مريم طيبي / مريم فيروزي / مريم قاجار / مریم کافی / مريم كبيري / مريم كراري / مريم لكاندار / مريم محسني / مریم مرادی / مريم ملك زاده / مريم موسوي / مريم ميرزا / مريم ميرزايي / مريم مينابي / مريم ميهن دوست / مريم نخوديان / مريم يوسفي / مریم افشاری / مریم بزرگ / مریم بیگدلی / مریم تقی دوست / مریم چاوشی / مریم چوپانی / مریم خاوری / مریم خسروشاهی / مریم رضائی / مریم زندی / مریم سارویی / مریم سیدکریمی / مریم شجاعی / مریم صبا / مریم طالبی نیا / مریم فرازفرد / مریم قالیچی ها / مریم گلزار / مریم مالک / مریم محبوب / مریم مکی نژاد / مریم نظری / مریم نوری / مریم واحد / مریم کراری / مریم کسایی / مریم یگانه فر / مزدك بلوك / مزدك موسوي / مزدک بامدادان / مزدک پاکزاد / مژده گرشاسبي / مژده گرشاسب منش / مژده موسوی / مژده نوروزي / مژگان آشوری / مژگان اصغری / مژگان اكبر / مژگان ایروانی / مژگان تقی نیا / مژگان ثروتي / مژگان جعفریان / مژگان چراغچي / مژگان طباطبايي / مژگان عبدي / مژگان قنبر زاده / مژگان كعبه / مژگان محمدزاده / مژگان ملكيان / مژگان میرفخری / مژگان نعيمي / مژگان ورز / مستوره برادران نصيري / مستوره محسني / مسعود امیدی / مسعود باستانی / مسعود بهنود / مسعود جمالی / مسعود حبيبي / مسعود شکوری / مسعود عسگرپور / مسعود غفاري / مسعود هاشمی / مصطفي تنها / مصطفي كاردان / مصطفی سبطی / مطهره محمودی / مطهره کیانیان / معصومه اتابكي / معصومه بهادري / معصومه بیات / معصومه تهراني / معصومه تکلو / معصومه حسن پور / معصومه حق شناس / معصومه خلفي / معصومه رحيمي / معصومه رضايي / معصومه شفيعي / معصومه صالحي / معصومه عقیلی / معصومه فراهاني / معصومه فراهانچی / معصومه قرباني / معصومه قليزاده / معصومه قلی نژاد / معصومه لقماني / معصومه لكاندار / معصومه مرادی / معصومه واحد / معصومه وطني / معصومه ولیدابادی / معصومه وکیلی / ملوك صالحي / ملوک عزیززاده / مليحه پويا بهار / مليحه تيره گل / مليحه رستمي / مليحه سبطي / ملیحه بشنوایی / ملیحه رزازان / ملیحه مرادی / ملیحه فراهانی / منصور بيات زاده / منصور بياتی / منصور حياتغيبي / منصور راسخ / منصور رهبر / منصوره شجاعی / منصوره صدیقی / منوچهر خوش بین / منوچهر قلم چي / منوچهر كديور / منوچهر فاضل / منيره عابدين نژاد / منيره كاظمي / منيژه حكمت / منیره برادران / منیره مقدم / منیژه جعفری / منیژه گازرانی / منیژه مرعشی / مه لقا جدي / مهتاب دولتشاه / مهدي ابراهيمي / مهدي احمدي / مهدي آدينه سردار / مهدي تاجيك / مهدي ساقي / مهدي سعيد پور / مهدي سعيدزاده / مهدي سفريان / مهدي شفيعي / مهدي فخرزاده / مهدي فرهادي / مهدي قائمي / مهدي كاظمي / ﻣﻬﺪﻯ ﻣﻭﻣنی / مهدي يعقوب علي / مهدي يوسفي / مهدي يوسف زاده / مهديه اسمي زاده / مهديه قافله باشي / مهدی ابراهیمی / مهدی آذر / مهدی افشارنیک / مهدی جواهری / مهدی ستایش / مهدی سیف / مهدی صابری / مهدی عربشاهی / مهدی فراحی / شاندیز / مهدی فیاض / مهدی مجتهدی / مهدی همایون سیرت / مهدیس جعفری / مهدیس رهبر / مهر انگيز كار مهرانگیز کسایی / مهران اميني / مهران انصاري / مهران حسینی / مهران حيدري / مهران قاسمي / مهرانگیز میرزائی / مهراوه خندان / مهراوه خوارزمي / مهرداد بزرگ / مهرداد حجتی / مهرداد حمزه / مهرداد درویش پور / مهرداد شهلایی / مهرداد عرفانی / مهرداد مشایخی / مهرداد ملكي / مهرناز فاروغي زاده / مهرناز گلسرخي / مهرنوش زنوزی / مهرنوش عبداللهي / مهرنوش محمدیان / مهري علي زاده / مهسا امر آباديان / مهسا جزینی / مهسا شوراب / مهسا طاهران / مهسا مهدوی / مهسا مهرداد / مهسا ميهن دوست / مهسا وحدت / مهسا ولد بيگي / مهسان بهنود / مهسان بهمنش / مهسان كوكبي / مهستی وطن خواه / مهشاد شمس / مهشيد پگاهي سينا / مهشيد محمدعليها / مهشید راستی / مهشید گودرزیان / مهنا مرادی / مهناز سجادي / مهناز شمس / مهناز عادلي / مهناز قادری / مهناز وکیلی / مهوش آزاد / مهوش زارع زاده / مهوش نوابي / مهوش نوادری / مهيا زارعي / مهين خديوي / مهين عليبابايي / مهین پوری / مهین رضائی / مهین هنرپور / مولود بشنوایی / مونا سعيدي پور / مونا عليزاده / مونا قائنی / مونا قاسميان / مونا محمدزاده / ميترا آزاد فر / ميترا حيدري / ميترا خضرايي شكر فر / ميثم كاظمي / ميرمحمود يگانلي / ميلاد صابري / مينا جهان بخش / مينا ربيعي / مينا كاظمي / مينا كريمي / مينا محمدي / مينو شفيعي / مينوش صدوقيانزاده / میترا جانبخشی / میترا صالح / میترا نظری / میثم قهوه چیان / میرا قربانی فر / میلاد اسدی / میلاد حسینی / مینا افتخاری / مینا بدیهی / مینا بهمند / مینا صفار / مینا محمد / مینا میرزاحسین / مینا نجفی / مینا کشاورز / مینا یایچی
نادر احمد زاده / نادر ساده / نادر صديقي / نادر نصيري / نادرحاجی محسن / نازلي فرخي / نازنين چنگيزيان / نازنين شاه مرادي / نازنين فخري زاده / نازنين فرهودي / نازنین محکمی / نازنین کاظمی / نازيلا ملا محمدي / نازیلا آقابیکپور / ناصر اشجاری / ناصر مهاجراني / ناهيد ثروتي / ناهيد حيدريان /ناهيد خيبري / ناهيد رمضاني اوزينه / ناهيد فرازنده / ناهيد مقدم / ناهيد موسوی / ناهيد ميرحاج / ناهید تقوی / ناهید توسلی / ناهید جباری / ناهید جعفری / ناهید جودکی / ناهید خضاب / ناهید خیرابی / ناهید زمان / ناهید قادری / ناهید همت خواه / ناهید کشاورز / نجمه توانا / نجمه خاکباز / نجمه زارع / نجمه مجتهدی / نجمه محبي / نجمه نورياني / نجيبه جواهري / ندا آزاد / ندا پیش یار / ندا حرمتي / ندا فراهي / ندا محبي / نرگس احميدی / / نرگس اعلایی / نرگس جودكي / نرگس خسرو شاهي / نرگس رشیدی / نرگس سمیرمی / نرگس سید حسیني / نرگس شريفي / نرگس شفيعي / نرگس طیبات / نرگس عظيمي / نرگس فلاحي / نرگس محمدی / نرگس مولودي / نرگس ولیدآبادی / نریمان رحیمی / نسترن خسروی مقدم / نسترن ساوری / نسترن سید حسینی / نسترن شمس / نسترن صادقی / نسترن صالحي / نسترن گلها / نسترن مهدي پور / نسرين بصيري / نسرين جمشيد لو / نسرين چنگيزيان / نسرين زميني / نسرين فرهومند / نسرين محمدي / نسرین اردلان / نسرین خضاب / نسرین ستوده / نسرین شیرازی / نسرین ناطقی / نسيم بنيكمالي / نسيم تنها / نسيم سرابندي / نسيم عبدي / نسيم مجيدي / نسيم ملكي / نسیم خسروی / نسیم خسروی مقدم / نسیما شریعت / نصیر بنگشت / نصیر مستوفی / نعیمه دوستدار / نعیمه ملایی / نغمه حسام / نغمه كيساندخت / نفيسه آزاد / نفيسه روزبان / نفيسه محمدي / نگار انسان / نگاررجبی / نگين انجمني / نگين حق شنو / نگین حسین مرادی / نوش افرين طاهر / نوشابه اميري / نوشين رازي / نوشين مرادي / نوشین احمدی خراسانی / نوشین جعفری / نويد نوري / نوید نوری فر / نيره توحيدي / نيكي ايراني / نيلوفر مهديان / نيما فراستچي / نيما مولاني / نينا مرتضوي / نيوشا نوشادي / نيوشا يوسف زاده / نیلوفر انسان / نیلوفر کشمیری / نیما احمدی / نیما راشدان / نیما صفار / نیوشا درخشان / نیوشا فدایی / نیکا سعیدی
وجيهه فاطمي / وجیهه مقدم / وحيد دوست محمدي / وحيد روحي / وحيده غفاري / وحيده مولوي / ونوشه آذری / ويدا خبازي مشوق / ويدا محمد خاني / ویدا بیگلری / ویدا خسروی / ویدا کریمی
هاجر کبیری / هادي ابراهيمي / هادي حيدري / هادي يوسفي / هادی خسروی مقدم / هادی فرنود / هادی ناصری / هادی نیلی / هاشم آقاجري / هاشم باروتی / هاله آگنج / هاله سينكي / هاله صفرزاده / هانا دارابی / هانيه سليمي / هانیه حشمتی / هانیه نعمتی / هايده تابش / هدا ایزدی / هدا به نژاد / هدا بيت مشعل / هدا كياني راد / هژبر عصاره / هژير پلاسچي / هژیر رحمان داد / هستي خزراوي / هستی خضروی / هلن منشی زاده / هما بزی / هما خداوردي / هما رستگار / هما عزيزي / هما مداح / هما سنگلجي / هما هودفر / همايون عسكري سيريزي / همایون نامی / هنگامه سينكي / هنگامه شهیدی / هنگامه يزدان پناه / هوشنگ بيات / هوشنگ بيات / هومن آقاسي بيگ / هومن اولايي / هومن سينكي / هومن همداني / هيوا كارگرزاده
ياسمن احمدي / ياسمن دادور / ياسمن شهرابي / ياسمين داداشي / ياشار كمالي / ياشار گرمستاني / يگانه قهرمان لو / یاسمن تورنگ / یاسمن نیلفروشان / یاور خسرو شاهی / یلدا ایرانی / یوسف حسینی / یوسف مجاب
Montag, 10. September 2007
Freitag, 13. Juli 2007
مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش میکشد!
نويسنده: پروين اردلان

سحرگاه 18 تیر ماه 1386، بار دیگر خلاقیت شورشی، تکانه ای ذهنی بر کالبدهای جامعه منفعلمان می دمد. خبر بازداشت اعضای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بهاره هدایت، محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی به سرعت پخش می شود. آنها پلاکارد به دست نشسته اند روی زمین و درقاب تصویر با ما حرف می زنند. تحصن و تصویر تحصن آن 6 تن در ساعت 6 صبح دربرابر دانشگاه امیر کبیر بازآفرینی خلاقانه واقعیت کوی دانشگاه 1378 در برابر دیدگان فراموشکار است. این بار آنان هستند که به عکس نیروهای فشار بر ذهن ما یورش می برند و از ما می خواهند در برابر انفعال مسری دوران، خلاقانه مقاومت کنیم. ما را وامی دارند که 18 تیر کوی دانشگاه را فراموش نکنیم، ما را وا می دارند تلاش برای آزادی 8 دانشجوی دربند امیرکبیر را از یاد نبریم. آنها بی آنکه تحصن شان را اعلام عمومی کنند، حضور خود را عمومی می کنند تا ترس ها و مصلحت اندیشی ها را به مقابله بخوانند و بیهوده نیست که هزینه این حضور، نه تنها به بازداشت خودشان که به بازداشت 10 عضو دیگر و پلمب دفترادوار تحکیم منجر می شود.
در فضایی که اقتصاد دلالی و زیستن بر مبنای هزینه و فایده، در همه جوانب زندگی ریشه می دواند و در ژستی روشنفکرانه، منش سیاسی دوران می شود و هرگونه هزینه پردازی را - نه به دلیل فشار و سرکوب که به دلیل حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و موقعیتی - غیرعقلانی توصیف می کند، و راه بر هر گونه تغییر را به تعویق می اندازد، حرکت آگاهانه آنان نشانه انتخاب آگاهانه شان علیه تقدیرگرایی ساری و جاری است. آنان نه به خاطر قهرمان سازی از خود و نه به خاطر افراطی گری که به خاطر شورش بر انفعال و منفعت طلبی دوران، ذهن ما را می آشوبند.
عمومی کردن حضور آنان در قاب تصویر، حتی بیش از شنیدن خبر تحصن آنان قدرت تاثیر گذاری دارد، شاید به این خاطر که آنان در این تصویر بر تصاویر متعارف دوران خود یورش می برند و ذهن ها را به حرکت وا می دارند. هیچ کس نمی تواند 18 تیر 78 را بدون تصویری از پیراهن خونین در دست احمد باطبی به خاطر بیاورد.

چه کسی می تواند تصویر کشیده شدن دلارام علی را روی زمین، ژیلا بی یعقوب دست بند به دست و ضرب و شتم مظلومانه زنان در 22 خرداد را از یاد ببرد؟

کدام روایت می تواند جایگزین تصویر چهره خونین دختری شود که به خاطر نوع پوشش اش مورد تهاجم پلیس قرار گرفته است؟

کدام روایت می تواند فراتر از تصویر خود به دار آویخته کارگری که اعتراض صنفی اش پاسخ نگرفته روایت گر درد و رنج و و استیصال و اعتراض باشد؟ کدام روایت می تواند خشونت خونین دولتی را فراتر از تصویر مردان آفتابه به گردن تصویر کند؟

کدام روایت می تواند جز تصویر نیمه ی بدن زنی یا مردی در خاک ذهن را از خشونت سنگسار مشمئز کند؟
/ جایی که رسانه های رسمی از افتتاح و استقبال می گویند و اعتراض ها را پنهان می دارند، و یا در شکل عوام فریبانه ، اخبار مخملین! «هشت و سی» 8.30 تولید می کنند تا تحریف و واژگون نمایی را خبرسازی جلوه دهند، این تصاویر سمج و ماندگار که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود چون «کلاه کلمنتیس» چشم ها را می آزارد و لابد خواب ها را هم پریشان می کند. تصاویر دلارام ها و احمد باطبی ها ایجاد ترس می کنند، زیرا هرگز درپس پاسخ های زیرکانه سیاستمداران پنهان و تلطیف نمی شوند، این تصاویر برش هایی از حقیقتی هستند که همواره سعی در مخفی کردن آن می شود، تصاویری که هیچ لبخند توجیه گر رسانه ای و جملات طلایی ورویایی نمی تواند خشونت آشکار موجود در آن ها را پنهان بدارد، تصاویری از واقعیت که ذهن ها را هوشیار می طلبد..
زیر سایه کودتای خزنده
طی چند ماه اخیر حمله ها به افراد و گروه های اجتماعی شدت گرفته است، کودتای خزنده امنیت نرم به حمله های مسلسل وار برای مستاصل کردن ذهن و دامنه عمل فعالان جنبش های زنان، سندیکایی و دانشجویی وحقوق بشر بدل شده که از طریق احضار به دادگاه و صدور حکم های سنگین چون شلاق و حبس و بازداشت های غیرقانونی امتداد یافته و گسترش می یابد. بازداشت هاله اسفندیاری و مممنوع الخروج کردن نازی عظیما، اعلام صدور حکم های غیر منتظره برای فعالان جنبش زنان ، دلارام علی و عالیه اقدام دوست، در بند ماندن 8 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، بازداشت اعضای دفتر تحکیم به همراه شلیک هوایی بسان حمله به خانه های تیمی! و پلمب دفتر این نهاد دانشجویی، بازداشت منصور اسانلو رهبر سندیکای شرکت واحد و امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا، از جمله حرکت های پرشتاب منجیان امنیت برای گرفتن مجال تنفس مدنی از فعالان جامعه مدنی بوده است. این حرکت به نظر نمی آید که پایان بیابد. امنیت گران ما خیز برداشته اند تا پیشاپیش، از همین تابستان گرم آغاز کنند و تا 16 آذری فرا نرسیده، تا 8 مارسی در راه مانده، تا نطفه ای برای اعتراض صنفی بسته نشده، تا اندیشه ای برای بهره گیری از فرصت انتخاباتی برای طرح مطالبات مدنی به کار نیفتاده، فرصت حرکت را از ما بگیرند و لابد در یک فضای انتخاباتی کنترل شده برای دیدن تجمع پلیس در روزهای تاریخ ساز جنبش های مدنی به تماشا بایستند!
سایه این امنیت نرم نظامی چنان گسترده است که برای عادت دادن چشم ها به ترس و نظم نظامی، ابزاری به نام مبارزه با «بدحجابی» و «اوباشی» گری لازم است تا قدرت نمایی حافظان امنیت را به منصه ظهور برساند تا اگر گربه ای دم حجله ایستاده است راه خود را برود. وگرنه، مسئولانمان نیز خودشان می دانند که اگر مخالفت با بی حجابی و بعد بدحجابی در سال های نخستین انقلاب حرکتی ارزشی و ایدئولوژیک تصور می شد اکنون حتی برای مجریان کنونی قانون نیز از آن معانی تهی است و برای مخاطبان آنها که غالباً زنان و دختران جوان انقلاب ندیده در عصر آرامش هسته ای هستند، نوعی قدرت نمایی ظاهری و فاقد مشروعیت با پایه های متزلزل ایدئولوژیک است. اکنون هم مجریان و هم خود زنان می دانند که از این برخوردهای قدرت نمایانه نه ارشادی پاسخ می دهد و نه مرشدی تلاش برای قانع کردن می کند. به واقع آن سبو مدت هاست که ریخته و پیمانه اش شکسته است - حتی ماموران اجرایی نیز گاه به جای فرمان گرفتن از دستورات، دستورات را دور می زنند - اما بر این شکسته بسته ها، هم می توان اشتغال زایی خدماتی کرد و عده ای را به کار گماشت و هم می توان دلیلی برای نظامی کردن مداوم فضای شهری یافت. شاید بتوان گفت که بحران آفرینی یک شبه بر سر بنزین و زمینه سازی برای بروز خشم عمومی و به کار گماشتن پلیس برای برقراری نظم تا حدودی تثبیت حضور پلیس در شهر و مراکز عمومی و بیش از آن تلاشی برای مشروعیت بخشی به فقدان مشروعیت بود ..
بی هراسی از پروژه هراس سازی
اکنون ما مانده ایم و این گستره امنیتی در برابرمان. آیا باید بترسیم و عزلت گزینیم یا چون بسیاری که که عرصه برایشان تنگ شد رخت هجرت ببندیم؟ آیا باید وحشت زده شویم از احضار و بازداشت و بازجویی و زندان و تعزیر و تعلیق و شلاق و انتظار حبس های طولانی برای تک تک مان یا در برابر این فضای پرحصار مقاومت کنیم و صدایمان را در عرصه عمومی شنیدار کنیم؟

به تصاویر بازداشت شدگان دانشجویی، زنان و سندیکایی می نگرم، به آرامش و استواری این شجاعان اندک و پرقدرت خیره می شوم. آیا سرکوب و خفقان در همه مواقع پاسخ می گیرد؟ به نظر می آید استراتژی نظام در سرکوب فعالان اجتماعی دیگر چون گذشته عمل نمی کند. در گذشته هر پاتکی بر فعالان جامعه مدنی یا سیاسی ریزشی گسترده در پی داشت، برخی را ناگزیر به هجرت می کردند، برخی را زندانی و دربند، برخی را منزوی در خانه. در واقع، بی مکان کردن فعالان جامعه مدنی در ممانعت از جمع شدنِ مستقل و سازمان یافته ی آنان از جمله هدف های دراز مدت حاکمیت در برابر جنبش ها و نهادهای مدنی بوده است. از بزرگ ترین نوع این حمله ها می توان از حمله به دفاتر گروه های ملی – مذهبی اشاره کرد که به شدت و سیستماتیک دنبال شد. قدرت گرفتن بسیج دانشجویی و محدود کردن فعالیت های انجمن های اسلامی و بعد هم بازداشت مسئولان نشریات دانشجویی، حمله به دفاتر سندیکاها، پلمب کردن دفاتر نهادهای مدنی و اکنون دفتر تحکیم وحدت همه از برنامه های طراحی شده امنیت گران ماست که هربار چون زلزله ای فرود می آید تا حرکتی را خاموش کند. درواقع هر گونه مکانی برای جمع شدن و سازمان دادن به یک جریان، به مثابه تولید تفکر و ثبات و به معنی قدرت تاثیرگذاری، خواب امنیت گران ما را آشفته می کند و ماشین کنترل را به کار می اندازد با این باور که با هر پاتکی عده ای کنار زده خواهند شد و از بزرگ شدن یک جریان نیز ممانعت به عمل می آورند.
به نظر می آید چنین باوری در حکومت داری کلاسیک پاسخ می گیرد و تا حدودی هم با خاموش کردن یک گروه یا دسته یا حرکتی، آرامشی زود گذر برقرار می شود. اما در دوران کنونی که جنبش های مدنی بی مکانی شان را در اتحاد و ائتلافشان با دیگر جنبش ها جبران می کنند و سایه حمایتی شان را بر روح و جان یکدیگر می ریزند، و با عمومیت بخشیدن به خواسته ها، خانواده ها را نیز در گیر مسائل جامعه شان می کنند و آنها را از پاسداری یک خانواده مقدس و منزوی به شکل دادن یک خانواده فعال سوق می دهند؛ دیگر نمی توان از بی مکانی و بی جایی هراسید. اکنون در خانه های ما جنبش هایی برپاست که توقف را در آن جایی نیست. اکنون برخلاف تصور استراتژیست های سرکوب، در برابر سرکوب مداوم، مقاومت مداوم جریان دارد زیرا شدت گیری های خشونت ورزی دولتی وقتی چنین عریان و مستقیم وارد می شود، تاثیر عکس بر عملکرد دولت مشروع می گذارد و ترس ها را به شجاعت تبدیل می کند به همین خاطر دیگر چون گذشته سرکوب مداوم ترس و ارعاب و وحشت مداوم ایجاد نمی کند، این مقاومت آگاهانه و آماده برای پرداخت هزینه بی آنکه خاموش شود هربار از جایی سر می زند.
به تصاویر بهاره هدایت، عبدالله مومنی، دلارام علی، منصور اسانلو، عالیه اقدام دوست...خیره می شوم. آنها را چگونه تعریف کنم؟ فعال دانشجویی، جنبش زنان، سندیکایی؟ یا همه آنها؟ دلارام ها و بهاره ها و مریم ضیاها، اسانلو ها و مومنی ها و... را آیا می توان در یک هویت خلاصه کرد؟ در این هم پوشانی زیبای جنبش های اجتماعی قدرتی بزرگ نهفته است که به ما ایمان و ایستادگی و حرکت می بخشد، اتفاقی میمون که استراتژیست های سرکوب را به استیصال و وحشت می کشد تا سرکوب ها را شتاب بخشند.
به تصاویر خیره می شوم، خلاقیتی شورشی اما مسالمت آمیز، آگاهانه و پرقدرت پیش می رود و «هراس» را به هراس می اندازد. رعبی در میان نیست، گرمی هست و شور و عشقی که جامعه انفعال زده را گرما می بخشد. اکنون برماست که این قلب تپنده را از جریان نیاندازیم.
سحرگاه 18 تیر ماه 1386، بار دیگر خلاقیت شورشی، تکانه ای ذهنی بر کالبدهای جامعه منفعلمان می دمد. خبر بازداشت اعضای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بهاره هدایت، محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی به سرعت پخش می شود. آنها پلاکارد به دست نشسته اند روی زمین و درقاب تصویر با ما حرف می زنند. تحصن و تصویر تحصن آن 6 تن در ساعت 6 صبح دربرابر دانشگاه امیر کبیر بازآفرینی خلاقانه واقعیت کوی دانشگاه 1378 در برابر دیدگان فراموشکار است. این بار آنان هستند که به عکس نیروهای فشار بر ذهن ما یورش می برند و از ما می خواهند در برابر انفعال مسری دوران، خلاقانه مقاومت کنیم. ما را وامی دارند که 18 تیر کوی دانشگاه را فراموش نکنیم، ما را وا می دارند تلاش برای آزادی 8 دانشجوی دربند امیرکبیر را از یاد نبریم. آنها بی آنکه تحصن شان را اعلام عمومی کنند، حضور خود را عمومی می کنند تا ترس ها و مصلحت اندیشی ها را به مقابله بخوانند و بیهوده نیست که هزینه این حضور، نه تنها به بازداشت خودشان که به بازداشت 10 عضو دیگر و پلمب دفترادوار تحکیم منجر می شود.
در فضایی که اقتصاد دلالی و زیستن بر مبنای هزینه و فایده، در همه جوانب زندگی ریشه می دواند و در ژستی روشنفکرانه، منش سیاسی دوران می شود و هرگونه هزینه پردازی را - نه به دلیل فشار و سرکوب که به دلیل حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و موقعیتی - غیرعقلانی توصیف می کند، و راه بر هر گونه تغییر را به تعویق می اندازد، حرکت آگاهانه آنان نشانه انتخاب آگاهانه شان علیه تقدیرگرایی ساری و جاری است. آنان نه به خاطر قهرمان سازی از خود و نه به خاطر افراطی گری که به خاطر شورش بر انفعال و منفعت طلبی دوران، ذهن ما را می آشوبند.
عمومی کردن حضور آنان در قاب تصویر، حتی بیش از شنیدن خبر تحصن آنان قدرت تاثیر گذاری دارد، شاید به این خاطر که آنان در این تصویر بر تصاویر متعارف دوران خود یورش می برند و ذهن ها را به حرکت وا می دارند. هیچ کس نمی تواند 18 تیر 78 را بدون تصویری از پیراهن خونین در دست احمد باطبی به خاطر بیاورد.
چه کسی می تواند تصویر کشیده شدن دلارام علی را روی زمین، ژیلا بی یعقوب دست بند به دست و ضرب و شتم مظلومانه زنان در 22 خرداد را از یاد ببرد؟
کدام روایت می تواند جایگزین تصویر چهره خونین دختری شود که به خاطر نوع پوشش اش مورد تهاجم پلیس قرار گرفته است؟
کدام روایت می تواند فراتر از تصویر خود به دار آویخته کارگری که اعتراض صنفی اش پاسخ نگرفته روایت گر درد و رنج و و استیصال و اعتراض باشد؟ کدام روایت می تواند خشونت خونین دولتی را فراتر از تصویر مردان آفتابه به گردن تصویر کند؟
کدام روایت می تواند جز تصویر نیمه ی بدن زنی یا مردی در خاک ذهن را از خشونت سنگسار مشمئز کند؟
/ جایی که رسانه های رسمی از افتتاح و استقبال می گویند و اعتراض ها را پنهان می دارند، و یا در شکل عوام فریبانه ، اخبار مخملین! «هشت و سی» 8.30 تولید می کنند تا تحریف و واژگون نمایی را خبرسازی جلوه دهند، این تصاویر سمج و ماندگار که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود چون «کلاه کلمنتیس» چشم ها را می آزارد و لابد خواب ها را هم پریشان می کند. تصاویر دلارام ها و احمد باطبی ها ایجاد ترس می کنند، زیرا هرگز درپس پاسخ های زیرکانه سیاستمداران پنهان و تلطیف نمی شوند، این تصاویر برش هایی از حقیقتی هستند که همواره سعی در مخفی کردن آن می شود، تصاویری که هیچ لبخند توجیه گر رسانه ای و جملات طلایی ورویایی نمی تواند خشونت آشکار موجود در آن ها را پنهان بدارد، تصاویری از واقعیت که ذهن ها را هوشیار می طلبد..
زیر سایه کودتای خزنده
طی چند ماه اخیر حمله ها به افراد و گروه های اجتماعی شدت گرفته است، کودتای خزنده امنیت نرم به حمله های مسلسل وار برای مستاصل کردن ذهن و دامنه عمل فعالان جنبش های زنان، سندیکایی و دانشجویی وحقوق بشر بدل شده که از طریق احضار به دادگاه و صدور حکم های سنگین چون شلاق و حبس و بازداشت های غیرقانونی امتداد یافته و گسترش می یابد. بازداشت هاله اسفندیاری و مممنوع الخروج کردن نازی عظیما، اعلام صدور حکم های غیر منتظره برای فعالان جنبش زنان ، دلارام علی و عالیه اقدام دوست، در بند ماندن 8 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، بازداشت اعضای دفتر تحکیم به همراه شلیک هوایی بسان حمله به خانه های تیمی! و پلمب دفتر این نهاد دانشجویی، بازداشت منصور اسانلو رهبر سندیکای شرکت واحد و امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا، از جمله حرکت های پرشتاب منجیان امنیت برای گرفتن مجال تنفس مدنی از فعالان جامعه مدنی بوده است. این حرکت به نظر نمی آید که پایان بیابد. امنیت گران ما خیز برداشته اند تا پیشاپیش، از همین تابستان گرم آغاز کنند و تا 16 آذری فرا نرسیده، تا 8 مارسی در راه مانده، تا نطفه ای برای اعتراض صنفی بسته نشده، تا اندیشه ای برای بهره گیری از فرصت انتخاباتی برای طرح مطالبات مدنی به کار نیفتاده، فرصت حرکت را از ما بگیرند و لابد در یک فضای انتخاباتی کنترل شده برای دیدن تجمع پلیس در روزهای تاریخ ساز جنبش های مدنی به تماشا بایستند!
سایه این امنیت نرم نظامی چنان گسترده است که برای عادت دادن چشم ها به ترس و نظم نظامی، ابزاری به نام مبارزه با «بدحجابی» و «اوباشی» گری لازم است تا قدرت نمایی حافظان امنیت را به منصه ظهور برساند تا اگر گربه ای دم حجله ایستاده است راه خود را برود. وگرنه، مسئولانمان نیز خودشان می دانند که اگر مخالفت با بی حجابی و بعد بدحجابی در سال های نخستین انقلاب حرکتی ارزشی و ایدئولوژیک تصور می شد اکنون حتی برای مجریان کنونی قانون نیز از آن معانی تهی است و برای مخاطبان آنها که غالباً زنان و دختران جوان انقلاب ندیده در عصر آرامش هسته ای هستند، نوعی قدرت نمایی ظاهری و فاقد مشروعیت با پایه های متزلزل ایدئولوژیک است. اکنون هم مجریان و هم خود زنان می دانند که از این برخوردهای قدرت نمایانه نه ارشادی پاسخ می دهد و نه مرشدی تلاش برای قانع کردن می کند. به واقع آن سبو مدت هاست که ریخته و پیمانه اش شکسته است - حتی ماموران اجرایی نیز گاه به جای فرمان گرفتن از دستورات، دستورات را دور می زنند - اما بر این شکسته بسته ها، هم می توان اشتغال زایی خدماتی کرد و عده ای را به کار گماشت و هم می توان دلیلی برای نظامی کردن مداوم فضای شهری یافت. شاید بتوان گفت که بحران آفرینی یک شبه بر سر بنزین و زمینه سازی برای بروز خشم عمومی و به کار گماشتن پلیس برای برقراری نظم تا حدودی تثبیت حضور پلیس در شهر و مراکز عمومی و بیش از آن تلاشی برای مشروعیت بخشی به فقدان مشروعیت بود ..
بی هراسی از پروژه هراس سازی
اکنون ما مانده ایم و این گستره امنیتی در برابرمان. آیا باید بترسیم و عزلت گزینیم یا چون بسیاری که که عرصه برایشان تنگ شد رخت هجرت ببندیم؟ آیا باید وحشت زده شویم از احضار و بازداشت و بازجویی و زندان و تعزیر و تعلیق و شلاق و انتظار حبس های طولانی برای تک تک مان یا در برابر این فضای پرحصار مقاومت کنیم و صدایمان را در عرصه عمومی شنیدار کنیم؟
به تصاویر بازداشت شدگان دانشجویی، زنان و سندیکایی می نگرم، به آرامش و استواری این شجاعان اندک و پرقدرت خیره می شوم. آیا سرکوب و خفقان در همه مواقع پاسخ می گیرد؟ به نظر می آید استراتژی نظام در سرکوب فعالان اجتماعی دیگر چون گذشته عمل نمی کند. در گذشته هر پاتکی بر فعالان جامعه مدنی یا سیاسی ریزشی گسترده در پی داشت، برخی را ناگزیر به هجرت می کردند، برخی را زندانی و دربند، برخی را منزوی در خانه. در واقع، بی مکان کردن فعالان جامعه مدنی در ممانعت از جمع شدنِ مستقل و سازمان یافته ی آنان از جمله هدف های دراز مدت حاکمیت در برابر جنبش ها و نهادهای مدنی بوده است. از بزرگ ترین نوع این حمله ها می توان از حمله به دفاتر گروه های ملی – مذهبی اشاره کرد که به شدت و سیستماتیک دنبال شد. قدرت گرفتن بسیج دانشجویی و محدود کردن فعالیت های انجمن های اسلامی و بعد هم بازداشت مسئولان نشریات دانشجویی، حمله به دفاتر سندیکاها، پلمب کردن دفاتر نهادهای مدنی و اکنون دفتر تحکیم وحدت همه از برنامه های طراحی شده امنیت گران ماست که هربار چون زلزله ای فرود می آید تا حرکتی را خاموش کند. درواقع هر گونه مکانی برای جمع شدن و سازمان دادن به یک جریان، به مثابه تولید تفکر و ثبات و به معنی قدرت تاثیرگذاری، خواب امنیت گران ما را آشفته می کند و ماشین کنترل را به کار می اندازد با این باور که با هر پاتکی عده ای کنار زده خواهند شد و از بزرگ شدن یک جریان نیز ممانعت به عمل می آورند.
به نظر می آید چنین باوری در حکومت داری کلاسیک پاسخ می گیرد و تا حدودی هم با خاموش کردن یک گروه یا دسته یا حرکتی، آرامشی زود گذر برقرار می شود. اما در دوران کنونی که جنبش های مدنی بی مکانی شان را در اتحاد و ائتلافشان با دیگر جنبش ها جبران می کنند و سایه حمایتی شان را بر روح و جان یکدیگر می ریزند، و با عمومیت بخشیدن به خواسته ها، خانواده ها را نیز در گیر مسائل جامعه شان می کنند و آنها را از پاسداری یک خانواده مقدس و منزوی به شکل دادن یک خانواده فعال سوق می دهند؛ دیگر نمی توان از بی مکانی و بی جایی هراسید. اکنون در خانه های ما جنبش هایی برپاست که توقف را در آن جایی نیست. اکنون برخلاف تصور استراتژیست های سرکوب، در برابر سرکوب مداوم، مقاومت مداوم جریان دارد زیرا شدت گیری های خشونت ورزی دولتی وقتی چنین عریان و مستقیم وارد می شود، تاثیر عکس بر عملکرد دولت مشروع می گذارد و ترس ها را به شجاعت تبدیل می کند به همین خاطر دیگر چون گذشته سرکوب مداوم ترس و ارعاب و وحشت مداوم ایجاد نمی کند، این مقاومت آگاهانه و آماده برای پرداخت هزینه بی آنکه خاموش شود هربار از جایی سر می زند.
به تصاویر بهاره هدایت، عبدالله مومنی، دلارام علی، منصور اسانلو، عالیه اقدام دوست...خیره می شوم. آنها را چگونه تعریف کنم؟ فعال دانشجویی، جنبش زنان، سندیکایی؟ یا همه آنها؟ دلارام ها و بهاره ها و مریم ضیاها، اسانلو ها و مومنی ها و... را آیا می توان در یک هویت خلاصه کرد؟ در این هم پوشانی زیبای جنبش های اجتماعی قدرتی بزرگ نهفته است که به ما ایمان و ایستادگی و حرکت می بخشد، اتفاقی میمون که استراتژیست های سرکوب را به استیصال و وحشت می کشد تا سرکوب ها را شتاب بخشند.
به تصاویر خیره می شوم، خلاقیتی شورشی اما مسالمت آمیز، آگاهانه و پرقدرت پیش می رود و «هراس» را به هراس می اندازد. رعبی در میان نیست، گرمی هست و شور و عشقی که جامعه انفعال زده را گرما می بخشد. اکنون برماست که این قلب تپنده را از جریان نیاندازیم.
Mittwoch, 11. Juli 2007
دانشجويان را آزاد کنيد!
بيانيه هزارتن از مدافعان حقوق برابر: دانشجويان را آزاد کنيد!
زنان و مادران این سرزمین، در برابر خشونت «پدران حکومتی» بر فرزندان این سرزمین خاموش نخواهند ماند
امروز در سالگرد واقعه 18 تیر، شش تن از فعالان جنبش دانشجویی: بهاره هدایت (دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و فعال جنبش زنان) به همراه پنج تن دیگر از اعضای شورا مرکزی تحکیم (محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی) که با استناد به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات، در مقابل دانشگاه امیرکبیر (در خیابان ولیعصر)، کنار هم نشسته بودند (و پلاکاردهایی برای آزادی دوستان شان در دست داشتند)، دستگیر و زندانی شدند. این شش فعال دانشجویی آنجا نشسته بودند تا بگویند چرا پس از گذشت 2 ماه از بازداشت 8 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (عباس حکیم زاده، علی صابری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، احسان منصوری) با نادیده گرفتن کلیه قوانین و ضوابط آیین دادرسی، از داشتن وکیل محروم هستند و 2 نفرشان هنوز از تماس یا ملاقات با خانواده خود محروم مانده و در انفرادی به سر می برند؟صبح امروز این شش جوان عدالت خواه، مظلومانه نشسته بودند تا خواهان آزادی هرچه سریعتر دوستان دانشجوی خود شوند. اما نه فقط تحصن کوچک و مسالمت آمیز و قانونی شان با خشونت و دستگیری آنها پایان داده شد بلکه چند ساعت بعد ناگهان به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت نیز یورش برده و با پلمب غیرقانونی آن، همه کسانی را که در آن مکان حضور داشتند (عبدالله مومني، بهرام فياضي، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، عزت الله قلندری، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند) بازداشت کرده اند و امروز بهاره هدایت، به عنوان تنها دختر در میان جمع 16 جوان دستگیرشده دیگر، احتمالا یکه و تنها در بخش زندان زنان زیر فشار روحی و روانی بیشتری قرار داد.پیش از آن نیز برای برخی از فعالان دانشجویی دیگر که در جنبش زنان نیز فعال هستند، احکام سنگین و غیرقابل باوری صادر کرده اند. نمونه بسیار تاسف برانگیز آن، حکم سنگین دلارام علی است که در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد میدان هفت تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در دادگاه انقلاب به 2 سال و 10 ماه حبس قطعی و 10 ضربه شلاق محکوم شد یا آزاده فرقانی، نسیم سلطان بیگی و بهاره هدایت، که صرفا به اتهام شرکت در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد، به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شدند. به راستی معلوم نیست بر سر قانون اساسی که حق تجمع و تحصن را با صراحت به رسمیت شناخته، چه آمده است، که این چنین حتا از تحصن مدنی شش نفر از فعالان دانشجویی که به تنهایی بر زمین سرد محیط متعلق به خودشان (یعنی دانشگاه) روی زمین نشسته اند نه تنها جلوگیری می شود بلکه آنان را زندانی می کنند و 10 نفر دیگر را لابد به جرم «تجمع در آپارتمانی کوچک» متعلق به خودشان (دفتر ادوار تحکیم) بازداشت می کنند؟آن 8 نفر دانشجوی جوان دانشگاه پلی تکنیک و امروز این 16 جوان فعال در جنبش دانشجویی و نیز دختران جوان و مدافع حقوق برابر همچون بهاره هدایت، دلارام علی و... همگی فرزندان سرافراز این جامعه و نیز جنبش زنان هستند که امروز بدون هیچ ضابطه ای به زندان ها سپرده شده اند یا احکام سنگین دریافت کرده اند. ما زنان این مرز و بوم ، این جوانان برومند را با خون جگر بزرگ کرده ایم و آنان را در جامعه ای مملو از اعتیاد رو به گسترش مواد مخدر، و جرم و خشونت رو به تزاید، سالم و آزادمنش بار آورده ایم، ما آنان را بزرگ کرده ایم تا با شور و ایمان لایزال شان به احقاق حق و آزادی، برای سرزمین شان خوشبختی و عدالت به ارمغان آورند، تا زندگی ساز شوند، تا ارزش های زیبای برابری انسان ها را پاس بدارند، تا شعله های امید به فردای بهتر را زنده نگه دارند. پس چرا باید مورد ضرب و شتم قرار گیرند و زندانی شوند و از آموخته های انسانی مادران شان در «اعتراف نامه ها»، به «توبه» مجبور شوند ؟ شما ای «پدران حکومتی»، بدانید ما زنان ایران زمین با احساس و عشق مادرانه، این جوانان را با وجود هزاران تنش و خشونتی که در جامعه ایجاد کرده اید، بزرگ کرده ایم و به آنان آموخته ایم که هرآن چه خوبی و زیبایی و رفاه و خوشبختی را برای خود می خواهند با بقیه مردم هموطن شان تقسیم کنند. این موج خشونتی که امروز راه انداخته اید، خواهی نخواهی مادران این مملکت را در برابر خودتان قرار داده اید. ما زنان همواره در زندگی خود صبور بوده ایم تا زندگی بهتری برای فرزندان مان بسازیم، اما بدانید اگر پای زندگی فرزندان مان به میان آید، «صبر» و «خاموشی» را فراموش خواهیم کرد. چرا که امروز احساس می کنیم وظیفه انسانی و اخلاقی و نیز مادرانه ماست که فرزندان مان را از خشونت و تحمل مجازات های غیرمنصفانه و غیرقانونی، حفظ کنیم و البته می دانیم هیچ سلاحی نداریم به جز عشق به آینده فرزندان سرزمین مان، از این رو با چنگ و دندان هم که شده آن را پاس خواهیم داشت. همچون وقتی که در خانواده سینه سپر می کنیم و جگر گوشه هایمان را از خشونت برخی «پدران» کم تحمل شان حفظ می کنیم، امروز نیز در برابر این موج خشونت، سینه مادرانه خود را سپر خواهیم کرد و برای آزادی فرزندان مان لحظه ای از تلاش دست نخواهیم کشید.
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا (با نام کوچک):
آتنا موسوی زاده / آتوسا مجتهدی / آتیه مرادی / آدینه طباطبایی / آذر مقامی / آرزو اسلامی / آرزو ترکتاز / آرزو عابدینی / آرزو علی مدد / آرزو مهیمنی / آزاده احمدی ابهری / آزاده بنايي / آزاده خسروشاهی / آسيه اميني / آسیه نشیبا / آفاق محدی / آفرین آذرمهر / آمنه شیر افکن / آمنه فتاحی / آوا توفیق / آویده نهاوندیان / آیدا ابوالحسنی / آذر کلانتری / آرزو عابديني / آزاد مرادیان / آزاده کریمی / آنا بیگلری / آيدا بهمنيار / آتش منفرد / آزاده آتین / آفاق گل محمدی / احترام شادفر / اختر نظم دار / اشرف خسروی / افسانه گودرزی / افسانه وفائي / افسر خدیوی / اقدس مرعشی / اميده حقيري / انوشا شهسواری / انوشه ضرغام / اکتای داراب زند / اکرم اصانلو / المیرا علی حسینی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام اصلانی / الهام رفيع زاده / الهام عبادتی / الهام قیطانچی / الهه امانی / ایراندخت فامیلی / افسانه برزویه / بنفشه حجازی / بنفشه رنجي / بنفشه پاک منش / بهار بهساز / بهار ذوالفقاری / بهار محمد قلی پور / بهاره آقا محمدي / بهاره فاميلي / بهاره ورهرامی / بهاره کاشانی / بهاره مستقیم زاده / بهاره موسوی / بهجت عبدخدایی / بهناز شکاریار / بهناز مهرانی / بیتا جمال پور / بینا داراب زند / بهاره رهایی / بهاره ورهرامی / بهجت حسینی / بهجت میرابی / پانته آ عسكريان / پانیذ احمدزاده / پرتو ایراندوست / پرتو نوری اعلا / پرتو آقاشاهی / پرتو سیاوشی / پرستو الهیاری / پروانه باطنی / پروانه قاسمیان / پروانه وحیدمنش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین ضرابی / پروین محسنی / پروین نعمتی / پری صبوری / پریا نعمتی / پريسا هاشمي / پریشا تهرانی / پریسا احمدیان / پریسا بی نیاز / پریسا مرعشی / پریسا کاکائی / پریسا کریمی / پریسا نامور / پریشاد تهرانی / پریناز صمیمی / پریناز نعیمی / پگاه حمزه اي / پگاه سجادی / پوران فتحی / / پرستو سرمدی / پروین نیامیر/ پریا سبحانی / پرتو توانگر / تارا نجداحمدی / تاراسپهری فر / ترانه امین / ترانه بنی یعقوب / ترانه روستا / تینا احرامی / ثریا جهان جو / ثریا یعقوبی / ثمینا رستگاری / ثریا عزیز پناه / ثریا فلاح / ثمر صفي خاني / جلوه جواهری / جوانه جواهري / چاوری مومنی /حديث جاوداني / حوا سلیمی / حوریا صبوری / حوریا سامی/ حوریه حسین پور / خاتون دشتستانی / خدیجه مقدم / خجسته عسگری / خورشید آقابابایی / دل افروز کریمی / دریا فروهر / دل آویز جهانبانی / دلبند تبریزی / دلداده موسویان / دنا آشوری / دنیا دادگر / راحله عسگری زاده / راضیه زکی پور / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / روجا بندری / روحی افسر / روشنک قریشی / رویا پاکزاد / رویا طلوعی / راضيه رييسي / ربابه جلیل نژاد / رضا سعیدی /ريحانه ورهرامي / رامش حق پرست / رزا فرج اللهی / رسا کشاورز / روح الله نیک مهر/ روح انگیز مکارم / روژین رضایی / ریحانه حقیقی / ریحانه نامدار / زارا امجدیان / زهرا بهرامی / زهرا بیگدلی / زهرا جوكار / زهرا منش پور / زهرا مجتهدی / زهرا شهری / زهرا عمادپور / زهرا وطن خواه / زهرا خاورانی / زهرا کفاش زاده / زهرا صادقی / زهرا علی بازی / زهرا مالکی / زهرا هاشمی / زهرا کلانتری / زهره ارزنی / زهره اسد پور / زهره رجبی / زهره علم منش / زهره نصرالله / زهره پوستی / زهره عامری / زهره عمادی / زهره همایی فر / زیبا لاهیجی / زیبنده مهراب زاده / زینب بحرینی / زینب پیغمبرزاده / زینب مجتهد طباطبایی/ / زینب سینایی / زری سالاری / زهرا بيگلري / زهرا بيگدلي/ زهرا علی کردی / زهرا فرج زاده جلالی / زهره عراقی / ژاله سالاری / ژیلا بنی یعقوب / ژیلا کاشف / سارا اسمي زاده / سارا ایمانیان / سارا داوودیان / سارا كرمانيان / سارا لقمانی / سارا محمدی اردهالی / ساره سالاری / سپهر مساکنی / سپیده امیرکافی / سپیده یوسف زاده / ستاره سجادی / سحر ابونصر / سحر افاضلی / سحر رضا زاده / سحر سجادی / سرمه میهنی / سعيده اسلامي / سعیده سعیدی / سلاله برقانی / سميرا احمدی / سميه فريد / سرور خواجه نوری / سمیرا صدری / سمیرا کلهر / سمیه رویین تن / سهیلا شفقی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سيمين دخت فاميلي / سیما حسین زاده / سیما نجاتی / سیما هادیان فر / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دخت فامیلی / سیمین دها / سیمین مرعشی / سیمین مشتاق منش / سحر نظم دار / سرور منشی زاده / سعيده سعيدي / سهیلا انصاری / سهیلا تنباکو زاده / سهیلا قاسمی / سهیلا همت / سودابه کاظمی / سوگل رحيمي /سولماز سپهری ازاد/ سولماز فدايي / سیما همت / سارا زندی / سارا سعیدی / سبیکه خورشیدی / سپیده گیلاسیان / سجاد نیکنام / سمانه اصفهانی /سیروس شمشادی / سیمین مینایی پور / سیمین نصیری / شراگیم زند/ شعله ایرانی / شعله شاهرخی / شهرزاد هادیان / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا اعزازی / شهلا جعفریان / شهلا شرف / شهلا عبقری / شهلا لاهیجی / شهین رمضانی / شهین محمدی / شيدا اقدسي زاده / شیدان وثیقی / شیرین امیری / شیرین عبادی / شیرین کریمی / شیما فرزادمنش / شیوا پورمند / شیوا دولت آبادی / / شهین شکاری / شکوه میرزادگی / شیرین آذرخشی / شیوا مقدم / شروین پارسی / شقایق علیپور / شهلا شفیعی / شهناز بهرامی / شیدا رهنما / شیرین جهانگیرزاده / صبا کهربائیان / صبح ناز داراب زند / صديقه بحرائي / صديقه مصابي / صدیقه بیگدلی / صدیقه مقدم / صدیقه کشاورز/ صفیه شجاعی / صديقه بيگلري / صدیقه رادفر / صدیقه نصیری / صنم موسوی / طاهره رضایی / طلعت تقی نیا / طلعت مینایی پور / طیبه رحیم زاده / طراوت بهروزی نیا / عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عاطفه شفیعی / عاطفه گندم آبادی / عاطفه یوسفی / عزت گوشه گیر / عسل اخوان / عسل پیرزاده / عسل رضوي / عسل سردار / عسل مهربانی / عطیه وحیدی منش / عفت ماهباز / عالیه مطلب زاده / عاطفه پهلوان / غزال اکبری / غزال شولی زاده / غزاله عسگر زاده / غزال شولي زاده / غزل آیتی / فائزه اثنی عشری / فاطمه پیغمبرزاده / فاطمه حقيري / فاطمه خشرو / فاطمه دهدشتی نیا / / فاطمه حقيقت جو / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه محمدي / فاطمه مقدم / فاطمه موسوی / فتانه عباسی / فخری شادفر / فخری نامی / فربیا اسدی / فرخنده اصفهانی زاده / فرخنده جبارزادگان / فرزانه آئینی / فرزانه رسولی / فرزانه زحلی / فرزانه سید سعیدی / فرزانه طاهری / فرزوزان زندی / فرشته جودکی / فرشته داودی / فرشته مولوی / فرناز اردبیلی / فرناز فرضی / فرناز فرضی / فرنوش تهرانی / فروغ قره داغي / فريبا مجد / فریبا داودی مهاجر / فریبا شمس / فریده غائب / فریده فرحی / فریده قاسمی / فریده یزدی / فیروزه فروردین / فیروزه مهاجر / فاطمه آرام نژاد / فاطمه پارسايي /فاطمه شاه نظری / فاطمه وكيليان / فرزانه راجی / فريده درودچي / فریده صنعت گر / فریده عسگرپور / فاضله خلیلی نژاد / فاطمه استاد / فاطمه پارسايي / فاطمه نجاتی / فتانه دوکوهی نژاد / فرانک طنین / فرزانه برقعی پور / فرزانه مرادی / فروزان مطوری / فریده دلبری / فهیمه بیدخوری / فیروزه رمضان زاده / کارین دال / کتایون گودرزی / کتایون زنده دل / کتایون میرزاده / كيانا خسروي زاد / گل اندام زنده رودی / گلبر مهری / گلبرگ باشی / گلرخ کربلایی / گندم احتشام / گوهر بيات / گوهر شميراني / گيلان نصيری / گیتا احمدی / گیتا هاشمی / گیسو جهانگیری / گلرخ فرجادی / گلنوش کردستانی / ليلي مظاهري / لیلا ساکی / لیلی فرهادپور / لاله شاكري / لیلا ارشد / لیلا نظری / محبوبه بيات / محبوبه حسین زاده / محبوبه كرمي / محبوبه محبی / مرجان نمازی / مرجان بهبودی / مرسده هاشمی / مرضیه بهصومی / مرضیه سپیدبر / مريم جعفري / مريم ضيا / مريم قراخانلو / مریم افشاری / مریم بهرمانی / مریم بهرمن / مریم حسین خواه / مریم خیابانی / مریم سطوت / مریم شبانی / مریم معصوم زاده / مریم ملک / مریم مولوی / مریم نکودست / مریم کسایی / مریم یوسفی / مژگان تقی نیا / مژگان جعفریان / مژگان ملکیان / مستوره ابری زاده / معصومه قلی زاده / معصومه لقماني / ملاحت زارع پور / ملوک ملا حسینی / ملیحه رزازان / ملیحه محمدی / مونا مهرنیا / منصوره به كيش / منصوره شجاعی / منیژه گازرانی / منیژه مرعشی / مهرانگیز کار / مهراوه فردوسی / مهرنوش امیری /مهسا جزینی / مهسا مهرداد / مهشاد شمس / مهشید راستی / مهناز جعفری / مهناز شمس / مهناز محمدی / مهين علي بابايي / مهین پوری / مهین آذرپناه / مهین خوانساری / مهیندخت پورنسب / مونا قاسمیان / مونیکا دالبی / میترا افشار / میترا ایرانی / میرا قربانی فر / / میهن امیدوار / محبوبه ضييا / محبوبه وفايي / مريم ياسميني / میرا قربانی فر / ملیحه بشنوایی / مهین اسرایی / مولود بشنوایی / ميترا خليلي / مینا صمدی / مرضیه بهارستانی / مریم پارسی / مریم محسنی / ملیحه سبطی / مهتاب غیاثی / مهرو ملالی / ميتراخليلي / میترا بهادریان / مینا صفار / نادره اشرفی / نازلی حاج محسن / نازلي فرخي / نازنین محمدنژاد / نازنین محکمی / ناهيد داداشي / ناهید توسلی / ناهید جعفری / ناهید خیرآبادی / ناهید خیرابی / ناهید میرحاج / ناهید واحدیان / ناهید کشاورز / نجمه نجدی / نجمه واحدي / ندا عبداللهی / نرگس پورحسینی / نرگس جودکی / نرگس معمار صادقی / نرگس کشتکار / نریمان رحیمی / نسرین صمدی / نسرین معارفی / نسيم خسروي / نسیم بنی کمالی / نسیم تنها / نسیم سرابندی / نسیما شریعت / نغمه زماني / نفیسه آزاد / نفیسه زارع / نگار انسان / نگار چگنی / نگار رحيمي / نگار عسگران / نگین فیروزه ای / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین نوپرست / نوشین کشاورزنیا / نیره توحیدی / نیلوفر انسان / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیلوفر کشمیری / نینا عابدینی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان / نیکی ایرانی / نیکی ایرانی / نازلی نجاتی / نازنین محکمی / نرگس آذري / نرگس محمدي / نسرین ستوده / نسيم بهمنيان / نسیم طاری / نیلوفر بیضایی / نجوا مزدایی / نرگس سیدحسینی / نسترن ساوری / نسترن سید حسینی / وجیهه مقدم / وحیده مولوی / وحیده ثلاثی / ونوشه آريا / ويدا تقدسي / ویدا مینایی پور / ویدا غزل آیتی / ویدا باستانی / ویدا بیگلری / ویدا قنبر پور / ویکتوریا آزاد / هانا دارابی / هانیه سلیمی / هانیه یوسفیان / هایده تابش / هایده قهرمانی / هدا بيت مشعل / هدی توحیدی / هدی کیانی راد / هدی امینیان / هما خداوردي / هما مداح / همدم رسولی / هنگامه شهیدی / هوشمند حسن نیا / هاله سينكي / هاله صفرزاده / هما عابدي / هاله سالاری / هما زردابی منش پورحیدری / یاسمن صبوری / یاسمن فرهی بزرگ / یاسمن طهوری / یاسمن تورنگ / یاسمن حاجی باشی
مردان حامی این بیانیه:
آبتین بهداروند / آرسن نظریان / آرش بهمني / آرش بیژن زاده / آرش حافظی / آرمان حجتی / آرمان رادمنش / آندارانیک آندراسیان / آیدین حسن لو / آیدین فرنگی / آرش کاویانی / آیدین حسنلو / ابراهيمي مددي / ابراهیم رحمتی / ابراهیم شیزلی / ابراهیم عبدالله زاده / ابوالفضل حقيري / احسان مصلح / احمد باطبی / احمد زاهدی / احمد زیدابادی / احمد عبادی نسب / احمد فرهادی / احمد نجاتی / احمد کیهان / ارشیا نوری / اسماعيل شبان، / افرا فاميلي / افشین شمس / اكبر مهدی / الیاس خلج / امجد امجدی / امیر امیرقلی / امیر جوینده / امیر حسین امیری / امیر راعی فرد / امیر نیک پی / امیر عباس نخعی / امیر ملک نیا / امین شجاعی / امین طباطبایی / ايرج اورجی گيوی / اکبر عطری / البرز زاهدي / ایمان براتیان / ایمان پاکنهاد / ایمان ممبینی/ ارشیا نوری / ابوذر ملكي / افشیان امیرشاهی / اصلان اصلانیان / امير ميرخاني / البرزکلانتری / ایمان معمار / ابوالقاسم کیا / احسان تهامی / احمد خاندوزی / اشکان دوستی / بردیا حیدری / بلال مرادویسی / بهرام چوبین / بهرام سپاس گزار / بهرنگ محمدی / بهروز خلیق / بهروز فدائی / بهزاد توفيقيان / بهزاد مهرانی / بهزاد هوشمند / بهزاد کریمی / بهمن احمدی امویی / بهمن امینی / بهنام دارایی زاده / بهنام سپهرمند / بیژن اقدسی / بیژن پیرزاده / بیژن مشاور / بابک امیرخسروی / باربد گلشیری / بهروز اسد نژاد / بهروز طاهری / بهزاد حق پناه / بهزاد طاهري / بیژن افتخاری / بوکان آسیم / پژمان خرسند / پژمان رحیمی / پژمان موسوی / پويان چنگيزيان / پویا پویایی / پویان تحویل داری / پیام ابوطالبی / پیمان مجتهدپور / پژمان خرسند / پیمان سید حسینی / تقی رحمانی / جادی میرمیرانی / جاوید پاینده / جعفر پناهي / جعفر حسين زاده / جمشید قراچه داغی / جهان ولیان پور / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی / جعفر رسولي / جواد رحيم پور / جواد علايي / حجت شریفی / حجت مرتضوی / حجت نارنجی / حسام الدین وثوقی / حسن اسدی / حسن جعفری / حسن درويش پور / حسن رضایی / حسن زهتاب / حسن عامري / حسن عرب زاده حجازی / حسين باستاني / حسين حقيري / حسين منتظر حقيقی، / حمید آذر / حمید بی آزار / حمید پیمانی / حمید حمیدی / حمید رضا حسینی / حمید رضا رضایی / حمید رضا رمضانی / حمید گل محمد زاده / حمید رضا امینی / حمیدرضا عسگری نژاد / حامد ايران شاهي / حامد صادقی صفت / حميدرضا ابراهيم زاده / حسن اسدی زیدآبادی / حسين لقمانيان / حسين مجاهد / حسین کلانتری / حميد هداوند / حنیف مزروعی / حامدروزی طلب / حسین کبیر / حمید سرداری / خلیل مومنی / داریوش اسفاری / داریوش مرادی / داوود رضوي / داوود نوائیان / دکتر حسام فیروزی / دانیال دادگر / داود نوروزی / داریوش معمار / رئوف طاهری / رحیم قابل نژاد / رضا بحری / رضا رحيم پور / رضا فرخزاد / رضا قاضي نوري / رضا گوهر زاد / رضا مرزبان / روح الله علي / روزبه آغاجری / روزبه درنشان / رئوف طاهري / رشید اسماعیلی / رضا احمدی / رضا چرندابی / رضا خندان / رضا سیدی پور / رضا كي پور / رامتین زارع / رامین اخلومدی / رمضان استاد / روح ا.. کلانتری / روزبه گیلاسیان / ساسان آقایی / ستار اميني / سجاد نيكنام / سراج میر دامادی / سعيد ترابيان / سهراب خوشبویی / سهیل آصفی / سيامك طاهري / سيامك فريد / سيد فريد حسين زاده / سیام نوشین مختاری / سیامک فرید / سیامک کلهر / سیاوش سعادتیان / سیدحسین میرکریمی / ساسان .م. ک.عاصی / سروش عالی / سعيد حبيبي / سید مجتبی سادات / سیروس عالی / ساسان میزبان / سروش مظفر / سعید پورحیدر / سهند عارف / شاهین زینعلی / شايا شهوق / شهاب فیضی / شهاب میرزایی / شهراد شهردنه / شهرام شیدایی / شهرام عدالتی / صادق نوابی / صادق کار/ صابر شيخ لو / عباس امیری / عبدالله اکرامیان / عسگرداوودی / علي اكبر آزاد / علي صمد / عليرضا جباري / عليرضا علي / عليرضا فخر / عليرضا كرماني / علی اصغر حقیری / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوحدی / علی اکبر آزاد / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبری / علی پور نقوی / علی رضا کرمانی / علی صادقی / علی صمد / علی عباد نسبی / علی عبدی / علی فتوتی / علی قائدی / علی مختاری / علی مقیمی / علی ملیحی / علی نیکویی / علی هاشمی / علی کلائی / علیرضا ارشادی فر / علیرضا شعبانی شجاعی / علیرضا صفایی / عباس رهایی / عبدالحميد پراوري / علي مليحي / علی ایرانپور / علی شفقی / عمار ملكي / علی ایرانپور / علی دباغیان / علی سطوتی / علی نبوی / علی کاظمی / علی کلایی / عیسی آزاد / غلامرضا جعفری/ ف.تابان / فرامرز بهنام، / فرخ نعمت پور / فرزاد جاسمی / فرزاد عليزاده / فرزين اميري / فرشاد شعبانی / فرهاد داوودی / فرهاد كبير / فرهاد مجد فراهانی / فرهاد مرادیان / فرود سیاوش پور / فريد هاشمي / فرید دهدزی / فواد مجیدی / فريد مدرسي / فرهاد موحدنیا / فرهاد حیدری گوران / فرهاد مرادیان / كاوه رضايي كاوه كرمانشاهی / ک سلطانی / کاظم شکری / کاظم علمداری / کاظم کردوانی / کاوه داد / کاوه ستایش / کاوه مظفری / کوروش گلنام / کیانوش یاسایی / كيوان صميمي / كيوان مهرگان/ کیومرث کاویانی / گرجي مرزبان/ کیومرث سلیمانیان / لقمان قدیری / مازیار سمیعی / مجتبی رزمی / مجتبی سمیعی نژاد / مجيد تولايي / مجید عبدالرحیم پور / مجید ملکی / محسن نژاد / محسن حسن نژاد / محسن حقيري / محسن عباسپور / محسن عبداله زاده / محمد استکی / محمد آشور / محمد باقر پور / محمد بهزادي / محمد رستمی / محمد زارع / محمد زارعی / محمد زهرایی / محمد علی تارخ / محمد علی حاج هاشمی / محمد علی سبحانی / محمد علی مختاری / محمد فلاح نيا / محمد مهديان / محمد ميلاني / محمدصادقی / محمدعلی دادفر / محمدعلی سیدنژاد / محمود معتقد / محمود معلم طبرسی / مرتضی صادقی / مسعود بهنود / مسعود شوکری / مسعود طاهری / مسعود نجیمی / مسعود هاشمی / مسعود میر / مصطفي تنها / مصطفی خسروی / مظفر کوچک جلالی / منصور بوستانی / منصور بيات زاده / منصور حيات غيبي / مهداد معصومی / مهدي زارع / مهدی احمدی دیبا / مهدی افشارنیک / مهدی امین زاده / مهدی حسین زاده / مهدی زارع مهدیه / مهدی سامع / مهدی فتاپور / مهدی فخرزاده / مهران حمزه ای / مهرداد بهارآرا / مهرداد درویش پور / ميرمحمود يگانلي / مجتبي جهاني / مجتبي فتحي / مجتبی خاک پور / مجتبی رزمی / مجيد بك نظري / محمد دادفر / محمد رستمی / محمد رضايي / محمد صادقی / محمد ملكي / مرمی نیستانکی / مسعود توانگر / مهدي اسماعيلي / مهدي حبيبي / مهدي فخرزاده / مهرداد حيدري / مهرداد رهایی / مهرداد شهلایی / مازیار رایج / محسن حسینی / مرتضی توانگر / محسن کریمی / محمد بیکی / مصطفی سبطی / مهدی سیف / مهدی قائنی / نادر حاج محسن / نادر کهن / ناصر صفاریان / نوید نوری فر / نیما قاسمی / نیما مولانی / / نوید هادوی / نیما صفار / وحید انصاری / وحید رحمانیان / وهاب انصاری / وحید امین نیا / هادی فاطمی / هادی ناصری / هادی کهال زاده / هرمز کِی / هژير پلاسچي / همایون نوبرانی / یاسر بهرامی / یاشار گرمستانی / یدالله رویایی
زنان و مادران این سرزمین، در برابر خشونت «پدران حکومتی» بر فرزندان این سرزمین خاموش نخواهند ماند
امروز در سالگرد واقعه 18 تیر، شش تن از فعالان جنبش دانشجویی: بهاره هدایت (دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و فعال جنبش زنان) به همراه پنج تن دیگر از اعضای شورا مرکزی تحکیم (محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی) که با استناد به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات، در مقابل دانشگاه امیرکبیر (در خیابان ولیعصر)، کنار هم نشسته بودند (و پلاکاردهایی برای آزادی دوستان شان در دست داشتند)، دستگیر و زندانی شدند. این شش فعال دانشجویی آنجا نشسته بودند تا بگویند چرا پس از گذشت 2 ماه از بازداشت 8 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (عباس حکیم زاده، علی صابری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، احسان منصوری) با نادیده گرفتن کلیه قوانین و ضوابط آیین دادرسی، از داشتن وکیل محروم هستند و 2 نفرشان هنوز از تماس یا ملاقات با خانواده خود محروم مانده و در انفرادی به سر می برند؟صبح امروز این شش جوان عدالت خواه، مظلومانه نشسته بودند تا خواهان آزادی هرچه سریعتر دوستان دانشجوی خود شوند. اما نه فقط تحصن کوچک و مسالمت آمیز و قانونی شان با خشونت و دستگیری آنها پایان داده شد بلکه چند ساعت بعد ناگهان به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت نیز یورش برده و با پلمب غیرقانونی آن، همه کسانی را که در آن مکان حضور داشتند (عبدالله مومني، بهرام فياضي، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، عزت الله قلندری، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند) بازداشت کرده اند و امروز بهاره هدایت، به عنوان تنها دختر در میان جمع 16 جوان دستگیرشده دیگر، احتمالا یکه و تنها در بخش زندان زنان زیر فشار روحی و روانی بیشتری قرار داد.پیش از آن نیز برای برخی از فعالان دانشجویی دیگر که در جنبش زنان نیز فعال هستند، احکام سنگین و غیرقابل باوری صادر کرده اند. نمونه بسیار تاسف برانگیز آن، حکم سنگین دلارام علی است که در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد میدان هفت تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در دادگاه انقلاب به 2 سال و 10 ماه حبس قطعی و 10 ضربه شلاق محکوم شد یا آزاده فرقانی، نسیم سلطان بیگی و بهاره هدایت، که صرفا به اتهام شرکت در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد، به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شدند. به راستی معلوم نیست بر سر قانون اساسی که حق تجمع و تحصن را با صراحت به رسمیت شناخته، چه آمده است، که این چنین حتا از تحصن مدنی شش نفر از فعالان دانشجویی که به تنهایی بر زمین سرد محیط متعلق به خودشان (یعنی دانشگاه) روی زمین نشسته اند نه تنها جلوگیری می شود بلکه آنان را زندانی می کنند و 10 نفر دیگر را لابد به جرم «تجمع در آپارتمانی کوچک» متعلق به خودشان (دفتر ادوار تحکیم) بازداشت می کنند؟آن 8 نفر دانشجوی جوان دانشگاه پلی تکنیک و امروز این 16 جوان فعال در جنبش دانشجویی و نیز دختران جوان و مدافع حقوق برابر همچون بهاره هدایت، دلارام علی و... همگی فرزندان سرافراز این جامعه و نیز جنبش زنان هستند که امروز بدون هیچ ضابطه ای به زندان ها سپرده شده اند یا احکام سنگین دریافت کرده اند. ما زنان این مرز و بوم ، این جوانان برومند را با خون جگر بزرگ کرده ایم و آنان را در جامعه ای مملو از اعتیاد رو به گسترش مواد مخدر، و جرم و خشونت رو به تزاید، سالم و آزادمنش بار آورده ایم، ما آنان را بزرگ کرده ایم تا با شور و ایمان لایزال شان به احقاق حق و آزادی، برای سرزمین شان خوشبختی و عدالت به ارمغان آورند، تا زندگی ساز شوند، تا ارزش های زیبای برابری انسان ها را پاس بدارند، تا شعله های امید به فردای بهتر را زنده نگه دارند. پس چرا باید مورد ضرب و شتم قرار گیرند و زندانی شوند و از آموخته های انسانی مادران شان در «اعتراف نامه ها»، به «توبه» مجبور شوند ؟ شما ای «پدران حکومتی»، بدانید ما زنان ایران زمین با احساس و عشق مادرانه، این جوانان را با وجود هزاران تنش و خشونتی که در جامعه ایجاد کرده اید، بزرگ کرده ایم و به آنان آموخته ایم که هرآن چه خوبی و زیبایی و رفاه و خوشبختی را برای خود می خواهند با بقیه مردم هموطن شان تقسیم کنند. این موج خشونتی که امروز راه انداخته اید، خواهی نخواهی مادران این مملکت را در برابر خودتان قرار داده اید. ما زنان همواره در زندگی خود صبور بوده ایم تا زندگی بهتری برای فرزندان مان بسازیم، اما بدانید اگر پای زندگی فرزندان مان به میان آید، «صبر» و «خاموشی» را فراموش خواهیم کرد. چرا که امروز احساس می کنیم وظیفه انسانی و اخلاقی و نیز مادرانه ماست که فرزندان مان را از خشونت و تحمل مجازات های غیرمنصفانه و غیرقانونی، حفظ کنیم و البته می دانیم هیچ سلاحی نداریم به جز عشق به آینده فرزندان سرزمین مان، از این رو با چنگ و دندان هم که شده آن را پاس خواهیم داشت. همچون وقتی که در خانواده سینه سپر می کنیم و جگر گوشه هایمان را از خشونت برخی «پدران» کم تحمل شان حفظ می کنیم، امروز نیز در برابر این موج خشونت، سینه مادرانه خود را سپر خواهیم کرد و برای آزادی فرزندان مان لحظه ای از تلاش دست نخواهیم کشید.
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا (با نام کوچک):
آتنا موسوی زاده / آتوسا مجتهدی / آتیه مرادی / آدینه طباطبایی / آذر مقامی / آرزو اسلامی / آرزو ترکتاز / آرزو عابدینی / آرزو علی مدد / آرزو مهیمنی / آزاده احمدی ابهری / آزاده بنايي / آزاده خسروشاهی / آسيه اميني / آسیه نشیبا / آفاق محدی / آفرین آذرمهر / آمنه شیر افکن / آمنه فتاحی / آوا توفیق / آویده نهاوندیان / آیدا ابوالحسنی / آذر کلانتری / آرزو عابديني / آزاد مرادیان / آزاده کریمی / آنا بیگلری / آيدا بهمنيار / آتش منفرد / آزاده آتین / آفاق گل محمدی / احترام شادفر / اختر نظم دار / اشرف خسروی / افسانه گودرزی / افسانه وفائي / افسر خدیوی / اقدس مرعشی / اميده حقيري / انوشا شهسواری / انوشه ضرغام / اکتای داراب زند / اکرم اصانلو / المیرا علی حسینی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام اصلانی / الهام رفيع زاده / الهام عبادتی / الهام قیطانچی / الهه امانی / ایراندخت فامیلی / افسانه برزویه / بنفشه حجازی / بنفشه رنجي / بنفشه پاک منش / بهار بهساز / بهار ذوالفقاری / بهار محمد قلی پور / بهاره آقا محمدي / بهاره فاميلي / بهاره ورهرامی / بهاره کاشانی / بهاره مستقیم زاده / بهاره موسوی / بهجت عبدخدایی / بهناز شکاریار / بهناز مهرانی / بیتا جمال پور / بینا داراب زند / بهاره رهایی / بهاره ورهرامی / بهجت حسینی / بهجت میرابی / پانته آ عسكريان / پانیذ احمدزاده / پرتو ایراندوست / پرتو نوری اعلا / پرتو آقاشاهی / پرتو سیاوشی / پرستو الهیاری / پروانه باطنی / پروانه قاسمیان / پروانه وحیدمنش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین ضرابی / پروین محسنی / پروین نعمتی / پری صبوری / پریا نعمتی / پريسا هاشمي / پریشا تهرانی / پریسا احمدیان / پریسا بی نیاز / پریسا مرعشی / پریسا کاکائی / پریسا کریمی / پریسا نامور / پریشاد تهرانی / پریناز صمیمی / پریناز نعیمی / پگاه حمزه اي / پگاه سجادی / پوران فتحی / / پرستو سرمدی / پروین نیامیر/ پریا سبحانی / پرتو توانگر / تارا نجداحمدی / تاراسپهری فر / ترانه امین / ترانه بنی یعقوب / ترانه روستا / تینا احرامی / ثریا جهان جو / ثریا یعقوبی / ثمینا رستگاری / ثریا عزیز پناه / ثریا فلاح / ثمر صفي خاني / جلوه جواهری / جوانه جواهري / چاوری مومنی /حديث جاوداني / حوا سلیمی / حوریا صبوری / حوریا سامی/ حوریه حسین پور / خاتون دشتستانی / خدیجه مقدم / خجسته عسگری / خورشید آقابابایی / دل افروز کریمی / دریا فروهر / دل آویز جهانبانی / دلبند تبریزی / دلداده موسویان / دنا آشوری / دنیا دادگر / راحله عسگری زاده / راضیه زکی پور / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / روجا بندری / روحی افسر / روشنک قریشی / رویا پاکزاد / رویا طلوعی / راضيه رييسي / ربابه جلیل نژاد / رضا سعیدی /ريحانه ورهرامي / رامش حق پرست / رزا فرج اللهی / رسا کشاورز / روح الله نیک مهر/ روح انگیز مکارم / روژین رضایی / ریحانه حقیقی / ریحانه نامدار / زارا امجدیان / زهرا بهرامی / زهرا بیگدلی / زهرا جوكار / زهرا منش پور / زهرا مجتهدی / زهرا شهری / زهرا عمادپور / زهرا وطن خواه / زهرا خاورانی / زهرا کفاش زاده / زهرا صادقی / زهرا علی بازی / زهرا مالکی / زهرا هاشمی / زهرا کلانتری / زهره ارزنی / زهره اسد پور / زهره رجبی / زهره علم منش / زهره نصرالله / زهره پوستی / زهره عامری / زهره عمادی / زهره همایی فر / زیبا لاهیجی / زیبنده مهراب زاده / زینب بحرینی / زینب پیغمبرزاده / زینب مجتهد طباطبایی/ / زینب سینایی / زری سالاری / زهرا بيگلري / زهرا بيگدلي/ زهرا علی کردی / زهرا فرج زاده جلالی / زهره عراقی / ژاله سالاری / ژیلا بنی یعقوب / ژیلا کاشف / سارا اسمي زاده / سارا ایمانیان / سارا داوودیان / سارا كرمانيان / سارا لقمانی / سارا محمدی اردهالی / ساره سالاری / سپهر مساکنی / سپیده امیرکافی / سپیده یوسف زاده / ستاره سجادی / سحر ابونصر / سحر افاضلی / سحر رضا زاده / سحر سجادی / سرمه میهنی / سعيده اسلامي / سعیده سعیدی / سلاله برقانی / سميرا احمدی / سميه فريد / سرور خواجه نوری / سمیرا صدری / سمیرا کلهر / سمیه رویین تن / سهیلا شفقی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سيمين دخت فاميلي / سیما حسین زاده / سیما نجاتی / سیما هادیان فر / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دخت فامیلی / سیمین دها / سیمین مرعشی / سیمین مشتاق منش / سحر نظم دار / سرور منشی زاده / سعيده سعيدي / سهیلا انصاری / سهیلا تنباکو زاده / سهیلا قاسمی / سهیلا همت / سودابه کاظمی / سوگل رحيمي /سولماز سپهری ازاد/ سولماز فدايي / سیما همت / سارا زندی / سارا سعیدی / سبیکه خورشیدی / سپیده گیلاسیان / سجاد نیکنام / سمانه اصفهانی /سیروس شمشادی / سیمین مینایی پور / سیمین نصیری / شراگیم زند/ شعله ایرانی / شعله شاهرخی / شهرزاد هادیان / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا اعزازی / شهلا جعفریان / شهلا شرف / شهلا عبقری / شهلا لاهیجی / شهین رمضانی / شهین محمدی / شيدا اقدسي زاده / شیدان وثیقی / شیرین امیری / شیرین عبادی / شیرین کریمی / شیما فرزادمنش / شیوا پورمند / شیوا دولت آبادی / / شهین شکاری / شکوه میرزادگی / شیرین آذرخشی / شیوا مقدم / شروین پارسی / شقایق علیپور / شهلا شفیعی / شهناز بهرامی / شیدا رهنما / شیرین جهانگیرزاده / صبا کهربائیان / صبح ناز داراب زند / صديقه بحرائي / صديقه مصابي / صدیقه بیگدلی / صدیقه مقدم / صدیقه کشاورز/ صفیه شجاعی / صديقه بيگلري / صدیقه رادفر / صدیقه نصیری / صنم موسوی / طاهره رضایی / طلعت تقی نیا / طلعت مینایی پور / طیبه رحیم زاده / طراوت بهروزی نیا / عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عاطفه شفیعی / عاطفه گندم آبادی / عاطفه یوسفی / عزت گوشه گیر / عسل اخوان / عسل پیرزاده / عسل رضوي / عسل سردار / عسل مهربانی / عطیه وحیدی منش / عفت ماهباز / عالیه مطلب زاده / عاطفه پهلوان / غزال اکبری / غزال شولی زاده / غزاله عسگر زاده / غزال شولي زاده / غزل آیتی / فائزه اثنی عشری / فاطمه پیغمبرزاده / فاطمه حقيري / فاطمه خشرو / فاطمه دهدشتی نیا / / فاطمه حقيقت جو / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه محمدي / فاطمه مقدم / فاطمه موسوی / فتانه عباسی / فخری شادفر / فخری نامی / فربیا اسدی / فرخنده اصفهانی زاده / فرخنده جبارزادگان / فرزانه آئینی / فرزانه رسولی / فرزانه زحلی / فرزانه سید سعیدی / فرزانه طاهری / فرزوزان زندی / فرشته جودکی / فرشته داودی / فرشته مولوی / فرناز اردبیلی / فرناز فرضی / فرناز فرضی / فرنوش تهرانی / فروغ قره داغي / فريبا مجد / فریبا داودی مهاجر / فریبا شمس / فریده غائب / فریده فرحی / فریده قاسمی / فریده یزدی / فیروزه فروردین / فیروزه مهاجر / فاطمه آرام نژاد / فاطمه پارسايي /فاطمه شاه نظری / فاطمه وكيليان / فرزانه راجی / فريده درودچي / فریده صنعت گر / فریده عسگرپور / فاضله خلیلی نژاد / فاطمه استاد / فاطمه پارسايي / فاطمه نجاتی / فتانه دوکوهی نژاد / فرانک طنین / فرزانه برقعی پور / فرزانه مرادی / فروزان مطوری / فریده دلبری / فهیمه بیدخوری / فیروزه رمضان زاده / کارین دال / کتایون گودرزی / کتایون زنده دل / کتایون میرزاده / كيانا خسروي زاد / گل اندام زنده رودی / گلبر مهری / گلبرگ باشی / گلرخ کربلایی / گندم احتشام / گوهر بيات / گوهر شميراني / گيلان نصيری / گیتا احمدی / گیتا هاشمی / گیسو جهانگیری / گلرخ فرجادی / گلنوش کردستانی / ليلي مظاهري / لیلا ساکی / لیلی فرهادپور / لاله شاكري / لیلا ارشد / لیلا نظری / محبوبه بيات / محبوبه حسین زاده / محبوبه كرمي / محبوبه محبی / مرجان نمازی / مرجان بهبودی / مرسده هاشمی / مرضیه بهصومی / مرضیه سپیدبر / مريم جعفري / مريم ضيا / مريم قراخانلو / مریم افشاری / مریم بهرمانی / مریم بهرمن / مریم حسین خواه / مریم خیابانی / مریم سطوت / مریم شبانی / مریم معصوم زاده / مریم ملک / مریم مولوی / مریم نکودست / مریم کسایی / مریم یوسفی / مژگان تقی نیا / مژگان جعفریان / مژگان ملکیان / مستوره ابری زاده / معصومه قلی زاده / معصومه لقماني / ملاحت زارع پور / ملوک ملا حسینی / ملیحه رزازان / ملیحه محمدی / مونا مهرنیا / منصوره به كيش / منصوره شجاعی / منیژه گازرانی / منیژه مرعشی / مهرانگیز کار / مهراوه فردوسی / مهرنوش امیری /مهسا جزینی / مهسا مهرداد / مهشاد شمس / مهشید راستی / مهناز جعفری / مهناز شمس / مهناز محمدی / مهين علي بابايي / مهین پوری / مهین آذرپناه / مهین خوانساری / مهیندخت پورنسب / مونا قاسمیان / مونیکا دالبی / میترا افشار / میترا ایرانی / میرا قربانی فر / / میهن امیدوار / محبوبه ضييا / محبوبه وفايي / مريم ياسميني / میرا قربانی فر / ملیحه بشنوایی / مهین اسرایی / مولود بشنوایی / ميترا خليلي / مینا صمدی / مرضیه بهارستانی / مریم پارسی / مریم محسنی / ملیحه سبطی / مهتاب غیاثی / مهرو ملالی / ميتراخليلي / میترا بهادریان / مینا صفار / نادره اشرفی / نازلی حاج محسن / نازلي فرخي / نازنین محمدنژاد / نازنین محکمی / ناهيد داداشي / ناهید توسلی / ناهید جعفری / ناهید خیرآبادی / ناهید خیرابی / ناهید میرحاج / ناهید واحدیان / ناهید کشاورز / نجمه نجدی / نجمه واحدي / ندا عبداللهی / نرگس پورحسینی / نرگس جودکی / نرگس معمار صادقی / نرگس کشتکار / نریمان رحیمی / نسرین صمدی / نسرین معارفی / نسيم خسروي / نسیم بنی کمالی / نسیم تنها / نسیم سرابندی / نسیما شریعت / نغمه زماني / نفیسه آزاد / نفیسه زارع / نگار انسان / نگار چگنی / نگار رحيمي / نگار عسگران / نگین فیروزه ای / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین نوپرست / نوشین کشاورزنیا / نیره توحیدی / نیلوفر انسان / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیلوفر کشمیری / نینا عابدینی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان / نیکی ایرانی / نیکی ایرانی / نازلی نجاتی / نازنین محکمی / نرگس آذري / نرگس محمدي / نسرین ستوده / نسيم بهمنيان / نسیم طاری / نیلوفر بیضایی / نجوا مزدایی / نرگس سیدحسینی / نسترن ساوری / نسترن سید حسینی / وجیهه مقدم / وحیده مولوی / وحیده ثلاثی / ونوشه آريا / ويدا تقدسي / ویدا مینایی پور / ویدا غزل آیتی / ویدا باستانی / ویدا بیگلری / ویدا قنبر پور / ویکتوریا آزاد / هانا دارابی / هانیه سلیمی / هانیه یوسفیان / هایده تابش / هایده قهرمانی / هدا بيت مشعل / هدی توحیدی / هدی کیانی راد / هدی امینیان / هما خداوردي / هما مداح / همدم رسولی / هنگامه شهیدی / هوشمند حسن نیا / هاله سينكي / هاله صفرزاده / هما عابدي / هاله سالاری / هما زردابی منش پورحیدری / یاسمن صبوری / یاسمن فرهی بزرگ / یاسمن طهوری / یاسمن تورنگ / یاسمن حاجی باشی
مردان حامی این بیانیه:
آبتین بهداروند / آرسن نظریان / آرش بهمني / آرش بیژن زاده / آرش حافظی / آرمان حجتی / آرمان رادمنش / آندارانیک آندراسیان / آیدین حسن لو / آیدین فرنگی / آرش کاویانی / آیدین حسنلو / ابراهيمي مددي / ابراهیم رحمتی / ابراهیم شیزلی / ابراهیم عبدالله زاده / ابوالفضل حقيري / احسان مصلح / احمد باطبی / احمد زاهدی / احمد زیدابادی / احمد عبادی نسب / احمد فرهادی / احمد نجاتی / احمد کیهان / ارشیا نوری / اسماعيل شبان، / افرا فاميلي / افشین شمس / اكبر مهدی / الیاس خلج / امجد امجدی / امیر امیرقلی / امیر جوینده / امیر حسین امیری / امیر راعی فرد / امیر نیک پی / امیر عباس نخعی / امیر ملک نیا / امین شجاعی / امین طباطبایی / ايرج اورجی گيوی / اکبر عطری / البرز زاهدي / ایمان براتیان / ایمان پاکنهاد / ایمان ممبینی/ ارشیا نوری / ابوذر ملكي / افشیان امیرشاهی / اصلان اصلانیان / امير ميرخاني / البرزکلانتری / ایمان معمار / ابوالقاسم کیا / احسان تهامی / احمد خاندوزی / اشکان دوستی / بردیا حیدری / بلال مرادویسی / بهرام چوبین / بهرام سپاس گزار / بهرنگ محمدی / بهروز خلیق / بهروز فدائی / بهزاد توفيقيان / بهزاد مهرانی / بهزاد هوشمند / بهزاد کریمی / بهمن احمدی امویی / بهمن امینی / بهنام دارایی زاده / بهنام سپهرمند / بیژن اقدسی / بیژن پیرزاده / بیژن مشاور / بابک امیرخسروی / باربد گلشیری / بهروز اسد نژاد / بهروز طاهری / بهزاد حق پناه / بهزاد طاهري / بیژن افتخاری / بوکان آسیم / پژمان خرسند / پژمان رحیمی / پژمان موسوی / پويان چنگيزيان / پویا پویایی / پویان تحویل داری / پیام ابوطالبی / پیمان مجتهدپور / پژمان خرسند / پیمان سید حسینی / تقی رحمانی / جادی میرمیرانی / جاوید پاینده / جعفر پناهي / جعفر حسين زاده / جمشید قراچه داغی / جهان ولیان پور / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی / جعفر رسولي / جواد رحيم پور / جواد علايي / حجت شریفی / حجت مرتضوی / حجت نارنجی / حسام الدین وثوقی / حسن اسدی / حسن جعفری / حسن درويش پور / حسن رضایی / حسن زهتاب / حسن عامري / حسن عرب زاده حجازی / حسين باستاني / حسين حقيري / حسين منتظر حقيقی، / حمید آذر / حمید بی آزار / حمید پیمانی / حمید حمیدی / حمید رضا حسینی / حمید رضا رضایی / حمید رضا رمضانی / حمید گل محمد زاده / حمید رضا امینی / حمیدرضا عسگری نژاد / حامد ايران شاهي / حامد صادقی صفت / حميدرضا ابراهيم زاده / حسن اسدی زیدآبادی / حسين لقمانيان / حسين مجاهد / حسین کلانتری / حميد هداوند / حنیف مزروعی / حامدروزی طلب / حسین کبیر / حمید سرداری / خلیل مومنی / داریوش اسفاری / داریوش مرادی / داوود رضوي / داوود نوائیان / دکتر حسام فیروزی / دانیال دادگر / داود نوروزی / داریوش معمار / رئوف طاهری / رحیم قابل نژاد / رضا بحری / رضا رحيم پور / رضا فرخزاد / رضا قاضي نوري / رضا گوهر زاد / رضا مرزبان / روح الله علي / روزبه آغاجری / روزبه درنشان / رئوف طاهري / رشید اسماعیلی / رضا احمدی / رضا چرندابی / رضا خندان / رضا سیدی پور / رضا كي پور / رامتین زارع / رامین اخلومدی / رمضان استاد / روح ا.. کلانتری / روزبه گیلاسیان / ساسان آقایی / ستار اميني / سجاد نيكنام / سراج میر دامادی / سعيد ترابيان / سهراب خوشبویی / سهیل آصفی / سيامك طاهري / سيامك فريد / سيد فريد حسين زاده / سیام نوشین مختاری / سیامک فرید / سیامک کلهر / سیاوش سعادتیان / سیدحسین میرکریمی / ساسان .م. ک.عاصی / سروش عالی / سعيد حبيبي / سید مجتبی سادات / سیروس عالی / ساسان میزبان / سروش مظفر / سعید پورحیدر / سهند عارف / شاهین زینعلی / شايا شهوق / شهاب فیضی / شهاب میرزایی / شهراد شهردنه / شهرام شیدایی / شهرام عدالتی / صادق نوابی / صادق کار/ صابر شيخ لو / عباس امیری / عبدالله اکرامیان / عسگرداوودی / علي اكبر آزاد / علي صمد / عليرضا جباري / عليرضا علي / عليرضا فخر / عليرضا كرماني / علی اصغر حقیری / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوحدی / علی اکبر آزاد / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبری / علی پور نقوی / علی رضا کرمانی / علی صادقی / علی صمد / علی عباد نسبی / علی عبدی / علی فتوتی / علی قائدی / علی مختاری / علی مقیمی / علی ملیحی / علی نیکویی / علی هاشمی / علی کلائی / علیرضا ارشادی فر / علیرضا شعبانی شجاعی / علیرضا صفایی / عباس رهایی / عبدالحميد پراوري / علي مليحي / علی ایرانپور / علی شفقی / عمار ملكي / علی ایرانپور / علی دباغیان / علی سطوتی / علی نبوی / علی کاظمی / علی کلایی / عیسی آزاد / غلامرضا جعفری/ ف.تابان / فرامرز بهنام، / فرخ نعمت پور / فرزاد جاسمی / فرزاد عليزاده / فرزين اميري / فرشاد شعبانی / فرهاد داوودی / فرهاد كبير / فرهاد مجد فراهانی / فرهاد مرادیان / فرود سیاوش پور / فريد هاشمي / فرید دهدزی / فواد مجیدی / فريد مدرسي / فرهاد موحدنیا / فرهاد حیدری گوران / فرهاد مرادیان / كاوه رضايي كاوه كرمانشاهی / ک سلطانی / کاظم شکری / کاظم علمداری / کاظم کردوانی / کاوه داد / کاوه ستایش / کاوه مظفری / کوروش گلنام / کیانوش یاسایی / كيوان صميمي / كيوان مهرگان/ کیومرث کاویانی / گرجي مرزبان/ کیومرث سلیمانیان / لقمان قدیری / مازیار سمیعی / مجتبی رزمی / مجتبی سمیعی نژاد / مجيد تولايي / مجید عبدالرحیم پور / مجید ملکی / محسن نژاد / محسن حسن نژاد / محسن حقيري / محسن عباسپور / محسن عبداله زاده / محمد استکی / محمد آشور / محمد باقر پور / محمد بهزادي / محمد رستمی / محمد زارع / محمد زارعی / محمد زهرایی / محمد علی تارخ / محمد علی حاج هاشمی / محمد علی سبحانی / محمد علی مختاری / محمد فلاح نيا / محمد مهديان / محمد ميلاني / محمدصادقی / محمدعلی دادفر / محمدعلی سیدنژاد / محمود معتقد / محمود معلم طبرسی / مرتضی صادقی / مسعود بهنود / مسعود شوکری / مسعود طاهری / مسعود نجیمی / مسعود هاشمی / مسعود میر / مصطفي تنها / مصطفی خسروی / مظفر کوچک جلالی / منصور بوستانی / منصور بيات زاده / منصور حيات غيبي / مهداد معصومی / مهدي زارع / مهدی احمدی دیبا / مهدی افشارنیک / مهدی امین زاده / مهدی حسین زاده / مهدی زارع مهدیه / مهدی سامع / مهدی فتاپور / مهدی فخرزاده / مهران حمزه ای / مهرداد بهارآرا / مهرداد درویش پور / ميرمحمود يگانلي / مجتبي جهاني / مجتبي فتحي / مجتبی خاک پور / مجتبی رزمی / مجيد بك نظري / محمد دادفر / محمد رستمی / محمد رضايي / محمد صادقی / محمد ملكي / مرمی نیستانکی / مسعود توانگر / مهدي اسماعيلي / مهدي حبيبي / مهدي فخرزاده / مهرداد حيدري / مهرداد رهایی / مهرداد شهلایی / مازیار رایج / محسن حسینی / مرتضی توانگر / محسن کریمی / محمد بیکی / مصطفی سبطی / مهدی سیف / مهدی قائنی / نادر حاج محسن / نادر کهن / ناصر صفاریان / نوید نوری فر / نیما قاسمی / نیما مولانی / / نوید هادوی / نیما صفار / وحید انصاری / وحید رحمانیان / وهاب انصاری / وحید امین نیا / هادی فاطمی / هادی ناصری / هادی کهال زاده / هرمز کِی / هژير پلاسچي / همایون نوبرانی / یاسر بهرامی / یاشار گرمستانی / یدالله رویایی
Donnerstag, 21. Juni 2007
موانع ترويج ازدواج موقت
موانع ترويج ازدواج موقت در پانصد و شصتمين جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مطرح شد.
شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در پانصد و شصتمين جلسه خود مسائل و مشكلاتي را درباره ترويج ازدواج موقت مطرح كرد.
عدم تصويب آئيننامه اجرايي قانون تسهيل ازدواج جوانان
در جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مطرح شد كه چندي قبل مجلس شوراي اسلامي درباره تسهيل ازدواج جوانان مصوبهاي را در تاريخ 7/10/84 داشته است كه فينفسه حكايت از توجه مجلس به اين حق فردي و اجتماعي مردم داشته است ولي با انقضاي بيش از يك سال از تصويب قانون در حاليكه طبق ماده 11 آن، دولت را موظف به تهيه آييننامه اجرايي آن در مدت سه ماه ميكرد اجراي مصوبه مسكوت مانده است. در چنين شرايطي ظاهراً تسهيل در ازدواج جوانان غير ممكن كرد، الگوي توسعه ازدواج موقت تجويز گرديده است، بديهي است كه اگر همتي براي حمايت از حقوق جوانان وجود داشته باشد ترجيح ازدواج دائم و ترويج اصل اخلاقي و عرفي زوجيت واحد كه از پذيرش عمومي و فراگير در ميان همه اقوام و اديان مذاهب برخوردار است محل ترديد نيست. رها كردن اجراي مصوبه مجلس و قانون كشور و گشودن راه ديگر در حاليكه نتايج اجراي آن قانون معلوم نيست چه مفهومي دارد؟
مسكوت ماندن احكام فقهي ازدواج موقت در كتب حقوقي و مدني
با فرض اينكه ازدواج موقت بتواند مفري از ارتكاب رابطه نامشروع باشد اما با توجه به اينكه بسياري از احكام ازدواج موقت، به دليل عدم شيوع آن، در كتب قانوين ايران منعكس نگرديده است و لذا منجر به تضييع حقوق زنان و اطفال متولد از اين نوع نكاح ميباشد محتاج تامل بسيار است. وجود اين احكام در كتب فقهي با توجه به اختلاف بين فتاواي علما و فقها و فقدان ضمانت اجرا براي پيروي از آن در فقه حكومت اسلامي معضلات ناشي از ترويج اين نوع ازدواج را حل نخواهد كرد.
عدم تضمين حقوق زنان در ازدواج موقت
طبيعي است كه ازدواج موقت هم به لحاظ كاركرد آن و هم به لحاظ اثبات آن براي زنان در بردارنده حقوقي بيشتر يا برابر با نكاح دائم نيست و لذا ترويج آن موجب افزايش حقوق خانوادگي زنان نميباشد، چه بسا زناني كه به دنبال تمتع ازدواج مذكور رها شدهاند و يا با بذل مدت مانده از سوي آنان بدون هرگونه حقوقي برجاي ماندهاند. ازدواجهاي موقت طويلالمدت كه در واقع همان ازدواج دائم است كه تنها براي فرار از تعهدات ناشي از ازدواج دائم منعقد ميشود چگونه قابل توجيه است و تابع احكام كدام نكاح است؟ آيا عسر و حرج در اين نوع نكاح قابل طرح است؟ ا خذ خسارت ممكن است؟ حفظ عده و حرمت نكاح پس از آن بدون ثبت و ضبط اين نكاح چگونه ميسر است؟ چرا برخي افراد بخشي از آيه شريفه «و متعوهن» را به خاطر ميسپارند ولي ا زتوجه به باقي آن يعني «سرحوهن سراحا جميلا» امتناع ميكنند.
افزايش دعاوي مدني و خانوادگي ناشي از نكاح موقت
چه بسا دعاوي اثبات واقعه نكاح و اثبات نسبت زاييده ازدواجهاي موقت، غيررسمي و غير مكتوب است. به گونهاي كه امروزه اين گونه ازدواج را براي دوره نامزدي زوجين به زحمت ميتوان توصيه نمود. از آنجا كه عدم ثبت نكاح موقت فاقد ضمانت اجراي مدني و كيفري هستند زناني كه پس از انقضاي مدت نكاح يا در اثناي مدت رها ميشوند بايد به دنبال اثبات واقعه نكاح باشند تا بتوانند مهريه را وصول كنند، همچنين اگر باردار شده باشند براي اثبات مشروعيت طفل خود بايد هزينه نسبت را كه گران و پرزحمت است، عهدهدار شوند انصاف نيست كه تمتعات دو طرفه و زحمات يك طرفه باشد.
عدم حمايت از حقوق اطفال متولد از نكاح موقت
كسي پاسخگوي فرزندان رها شده ناشي از ازدواج موقت نيست، آيا دولت در تأمين هزينههاي آنان به طور مكفي موفق بوده است و اگر چنين است آيا حق نسبت و حفظ آن از حقوق اين كودكان كه ناشي از تمايل موقت والدين به زندگي مشترك است تأمين شده است؟ مسئول تأمين آتيه و نفقه و حتي هزينه زايمان و تولد آنان كيست؟ پدري كه از بند زوجيت رها شده است؟ مسئول سقطهاي غيرقانوني زناني كه نان آور ندارند و قدرت تامين اين فرزندان را نمييابند چه كسي است؟ آيا واگذار كردن اين همه تكاليف قانوني و اسلامي به صرف اراده فردي افراد صحيح است؟
طرح گسترش عفاف و حجاب و راهكارهاي اجرايي آن
معلوم است كه تا تبيين همه احكام مربوط به اين نوع ازدواج، ترويج و تسهيل آن، امتناع از رويارويي با مشكلات مهم تسهيل ازدواج دائم جوانان بوده و به هيچ وجه قابل توصيه نميباشد، اگر متعه همه راه حل تجرد جوانان است، شان آيه شريفه «وليستعفف الذين لايجدون نكاحا» چيست؟ آيا مفهوم عفاف غير از تزويج نيست؟ واقعا عجيب است در شرايطي كه بايد همه مسئولان امر در برابر عدم اجراي مصوبه شورايعالي انقلاب فرهنگي در زمينه راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب پاسخگو باشند. به ترويج و تسهيل نكاح آن هم نه نكاح دائم بلكه نكاح موقت متوجه ميگردند. اولويت و گسترش اخلاق اسلامي و تقواي ديني در كنترل غرايز كه هدف بعثت نبياكرم (صلواتالله عليه و آله) ميباشد از مسلمات دين اسلام است لذا فراوانند علماي اخلاق كه مردم و جوانان را از تجديد و تعدد زوجات موقت يا دائم و توجه به شهويات به دليل حفظ مردان از ضعف جسماني و عقلاني برحذر داشتهاند.
رجحان ازدواج دائم به ازدواج موقت
همانگونه كه واقعيتهاي موجود حاكي است گسترش راههاي اطفاي غريزه و ارضاي شهوات بدون هرگونه تعهد سپاري مالي و قانوني افراد به يكديگر باعث تضعيف هر چه بيشتر نهاد خانواده ميشود. ازدواج موقت به دليل اينكه همه نيازهاي زوجين را برآورده نميسازد و اصولاً يك رابطه قانوني سهل گيرانه است از يكسو نميتواند جايگزين ازدواج دائم شود و از سوي ديگر به دليل آسودگي خاطري كه براي مردان از نظر تأمين مالي همسر به دنبال دارد ميتواند در تغيير ذائقه آنان مؤثر افتد و ميل به ازدواج دائم را به طور كلي كاهش دهد به ويژه اگر تجويز و تحسين ازدواج موقت به ترغيب مردان متأهل بينجامد ميتواند منجر به فروپاشي خانواده اول و جدايي همسران دائمي و صدمات عاطفي و امنيتي براي فرزندان خانواده باشد. متأسفانه استقبال اين گروه مردان از اين ازدواج بيشتر از جوانان مجرد و فاقد همسر است اين در حالي است كه براي رعايت عدالت بين همسران هيچ تدبيري انديشيده نشده است و زنان مظلومي كه در چنين تنگناي بيانصافي و بيحرمتي گرفتار ميشوند راهي جز تحمل ظلم يا طلاق و گسست خانواده نمييابند.
عرف نبودن ازداج موقت و مقابله افكار عمومي با آن
به هر دليل اين شورا خود را موظف ميداند نگراني خانوادهها از توجه نامناسبات فرزندانشان درباره تشكيل خانواده و سوق دادن آنان از عمل به تكليف شرعي خود و رسيدن به رحمت و سكينه در حريم خانواده به متعه و همچنين نگراني بانوان را از رويكرد اجتماعي به بحث ازدواج و عدم احساس امنيت و تخصيص روابط و طهارت جنسي به زوجه دائم كه به آن منعكس شده است به مسئولان امر اعلام كند.
شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در پانصد و شصتمين جلسه خود مسائل و مشكلاتي را درباره ترويج ازدواج موقت مطرح كرد.
عدم تصويب آئيننامه اجرايي قانون تسهيل ازدواج جوانان
در جلسه شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مطرح شد كه چندي قبل مجلس شوراي اسلامي درباره تسهيل ازدواج جوانان مصوبهاي را در تاريخ 7/10/84 داشته است كه فينفسه حكايت از توجه مجلس به اين حق فردي و اجتماعي مردم داشته است ولي با انقضاي بيش از يك سال از تصويب قانون در حاليكه طبق ماده 11 آن، دولت را موظف به تهيه آييننامه اجرايي آن در مدت سه ماه ميكرد اجراي مصوبه مسكوت مانده است. در چنين شرايطي ظاهراً تسهيل در ازدواج جوانان غير ممكن كرد، الگوي توسعه ازدواج موقت تجويز گرديده است، بديهي است كه اگر همتي براي حمايت از حقوق جوانان وجود داشته باشد ترجيح ازدواج دائم و ترويج اصل اخلاقي و عرفي زوجيت واحد كه از پذيرش عمومي و فراگير در ميان همه اقوام و اديان مذاهب برخوردار است محل ترديد نيست. رها كردن اجراي مصوبه مجلس و قانون كشور و گشودن راه ديگر در حاليكه نتايج اجراي آن قانون معلوم نيست چه مفهومي دارد؟
مسكوت ماندن احكام فقهي ازدواج موقت در كتب حقوقي و مدني
با فرض اينكه ازدواج موقت بتواند مفري از ارتكاب رابطه نامشروع باشد اما با توجه به اينكه بسياري از احكام ازدواج موقت، به دليل عدم شيوع آن، در كتب قانوين ايران منعكس نگرديده است و لذا منجر به تضييع حقوق زنان و اطفال متولد از اين نوع نكاح ميباشد محتاج تامل بسيار است. وجود اين احكام در كتب فقهي با توجه به اختلاف بين فتاواي علما و فقها و فقدان ضمانت اجرا براي پيروي از آن در فقه حكومت اسلامي معضلات ناشي از ترويج اين نوع ازدواج را حل نخواهد كرد.
عدم تضمين حقوق زنان در ازدواج موقت
طبيعي است كه ازدواج موقت هم به لحاظ كاركرد آن و هم به لحاظ اثبات آن براي زنان در بردارنده حقوقي بيشتر يا برابر با نكاح دائم نيست و لذا ترويج آن موجب افزايش حقوق خانوادگي زنان نميباشد، چه بسا زناني كه به دنبال تمتع ازدواج مذكور رها شدهاند و يا با بذل مدت مانده از سوي آنان بدون هرگونه حقوقي برجاي ماندهاند. ازدواجهاي موقت طويلالمدت كه در واقع همان ازدواج دائم است كه تنها براي فرار از تعهدات ناشي از ازدواج دائم منعقد ميشود چگونه قابل توجيه است و تابع احكام كدام نكاح است؟ آيا عسر و حرج در اين نوع نكاح قابل طرح است؟ ا خذ خسارت ممكن است؟ حفظ عده و حرمت نكاح پس از آن بدون ثبت و ضبط اين نكاح چگونه ميسر است؟ چرا برخي افراد بخشي از آيه شريفه «و متعوهن» را به خاطر ميسپارند ولي ا زتوجه به باقي آن يعني «سرحوهن سراحا جميلا» امتناع ميكنند.
افزايش دعاوي مدني و خانوادگي ناشي از نكاح موقت
چه بسا دعاوي اثبات واقعه نكاح و اثبات نسبت زاييده ازدواجهاي موقت، غيررسمي و غير مكتوب است. به گونهاي كه امروزه اين گونه ازدواج را براي دوره نامزدي زوجين به زحمت ميتوان توصيه نمود. از آنجا كه عدم ثبت نكاح موقت فاقد ضمانت اجراي مدني و كيفري هستند زناني كه پس از انقضاي مدت نكاح يا در اثناي مدت رها ميشوند بايد به دنبال اثبات واقعه نكاح باشند تا بتوانند مهريه را وصول كنند، همچنين اگر باردار شده باشند براي اثبات مشروعيت طفل خود بايد هزينه نسبت را كه گران و پرزحمت است، عهدهدار شوند انصاف نيست كه تمتعات دو طرفه و زحمات يك طرفه باشد.
عدم حمايت از حقوق اطفال متولد از نكاح موقت
كسي پاسخگوي فرزندان رها شده ناشي از ازدواج موقت نيست، آيا دولت در تأمين هزينههاي آنان به طور مكفي موفق بوده است و اگر چنين است آيا حق نسبت و حفظ آن از حقوق اين كودكان كه ناشي از تمايل موقت والدين به زندگي مشترك است تأمين شده است؟ مسئول تأمين آتيه و نفقه و حتي هزينه زايمان و تولد آنان كيست؟ پدري كه از بند زوجيت رها شده است؟ مسئول سقطهاي غيرقانوني زناني كه نان آور ندارند و قدرت تامين اين فرزندان را نمييابند چه كسي است؟ آيا واگذار كردن اين همه تكاليف قانوني و اسلامي به صرف اراده فردي افراد صحيح است؟
طرح گسترش عفاف و حجاب و راهكارهاي اجرايي آن
معلوم است كه تا تبيين همه احكام مربوط به اين نوع ازدواج، ترويج و تسهيل آن، امتناع از رويارويي با مشكلات مهم تسهيل ازدواج دائم جوانان بوده و به هيچ وجه قابل توصيه نميباشد، اگر متعه همه راه حل تجرد جوانان است، شان آيه شريفه «وليستعفف الذين لايجدون نكاحا» چيست؟ آيا مفهوم عفاف غير از تزويج نيست؟ واقعا عجيب است در شرايطي كه بايد همه مسئولان امر در برابر عدم اجراي مصوبه شورايعالي انقلاب فرهنگي در زمينه راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب پاسخگو باشند. به ترويج و تسهيل نكاح آن هم نه نكاح دائم بلكه نكاح موقت متوجه ميگردند. اولويت و گسترش اخلاق اسلامي و تقواي ديني در كنترل غرايز كه هدف بعثت نبياكرم (صلواتالله عليه و آله) ميباشد از مسلمات دين اسلام است لذا فراوانند علماي اخلاق كه مردم و جوانان را از تجديد و تعدد زوجات موقت يا دائم و توجه به شهويات به دليل حفظ مردان از ضعف جسماني و عقلاني برحذر داشتهاند.
رجحان ازدواج دائم به ازدواج موقت
همانگونه كه واقعيتهاي موجود حاكي است گسترش راههاي اطفاي غريزه و ارضاي شهوات بدون هرگونه تعهد سپاري مالي و قانوني افراد به يكديگر باعث تضعيف هر چه بيشتر نهاد خانواده ميشود. ازدواج موقت به دليل اينكه همه نيازهاي زوجين را برآورده نميسازد و اصولاً يك رابطه قانوني سهل گيرانه است از يكسو نميتواند جايگزين ازدواج دائم شود و از سوي ديگر به دليل آسودگي خاطري كه براي مردان از نظر تأمين مالي همسر به دنبال دارد ميتواند در تغيير ذائقه آنان مؤثر افتد و ميل به ازدواج دائم را به طور كلي كاهش دهد به ويژه اگر تجويز و تحسين ازدواج موقت به ترغيب مردان متأهل بينجامد ميتواند منجر به فروپاشي خانواده اول و جدايي همسران دائمي و صدمات عاطفي و امنيتي براي فرزندان خانواده باشد. متأسفانه استقبال اين گروه مردان از اين ازدواج بيشتر از جوانان مجرد و فاقد همسر است اين در حالي است كه براي رعايت عدالت بين همسران هيچ تدبيري انديشيده نشده است و زنان مظلومي كه در چنين تنگناي بيانصافي و بيحرمتي گرفتار ميشوند راهي جز تحمل ظلم يا طلاق و گسست خانواده نمييابند.
عرف نبودن ازداج موقت و مقابله افكار عمومي با آن
به هر دليل اين شورا خود را موظف ميداند نگراني خانوادهها از توجه نامناسبات فرزندانشان درباره تشكيل خانواده و سوق دادن آنان از عمل به تكليف شرعي خود و رسيدن به رحمت و سكينه در حريم خانواده به متعه و همچنين نگراني بانوان را از رويكرد اجتماعي به بحث ازدواج و عدم احساس امنيت و تخصيص روابط و طهارت جنسي به زوجه دائم كه به آن منعكس شده است به مسئولان امر اعلام كند.
Montag, 11. Juni 2007
بیانیه به مناسبت سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران
بیانیه بیش از 700 تن از مدافعان حقوق برابر
به مناسبت سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران
22 خرداد سال 1385 در سالگرد روز همبستگی زنان ایران، جنبش زنان شاهد وقوع اتفاقی مهم و تاریخی در تاریخ یکصدساله خود بود. فضای اجتماعی آن زمان _ که به دلایل مختلف _ دچار بهت زدگی و انفعال نسبی شده بود، فعالان جنبش زنان و در مجموع جامعه مدنی را نیز از حرکت بازداشته بود و ما شاهد رکود و سردرگمی در بخش های بزرگی از جنبش زنان بودیم. اما تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر به مناسبت سالگرد 22 خرداد (سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 1384)، با همراهی و همت جنبش دانشجویی و دیگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سندیکایی، نه تنها این بهت زدگی و انفعال را شکست و لزوم تداوم فعالیت های زنان را فارغ از جناح بندی های سیاسی یادآوری و تثبیت کرد، بلکه بحث حقوق برابر زنان را که خواسته این تجمع بود به شکلی بسیار گسترده تر از پیش در سطح جامعه و افکار عمومی مطرح ساخت.
از سوی دیگر این حرکت به رغم تصور برخی نه تنها به ریزش نیروهای جنبش زنان منتهی نشد بلکه به عامل موجهی برای انسجام مجدد نیروهای مختلف درون جنبش زنان تبدیل شد، و مهم تر از آن باعث شد نیروهای جدید و تازه نفس به جنبش زنان جذب شوند و «کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» شکل بگیرد، در نتیجه با آغاز به کار این کمپین مردمی، خواسته های این جنبش را در ابعاد بسیار وسیعی، با روش های خلاق و نوآورانه (از جمله روش چهره به چهره / کو به کو) به میان نیروهای مختلف اجتماعی تعمیم دهد. در واقع تجمع اعتراضی و مسالمت آمیز 22 خرداد در میدان هفت تیر باعث تکثیر جنبش زنان و نیز طرح گسترده تر مطالبات برابری خواهانه زنان شد.
فشارها شدت می گیرند و هزینه ها بالا می رود
این دستاوردهای مثبت اما پیامدهای منفی نیز برای برخی از فعالان حق طلب جنبش زنان به همراه داشت. پس از تجمع 22 خرداد، با تولد کمپین یک میلیون امضاء و در نتیجه گسترش اهداف و خواسته های حقوقی این تجمع در افکار عمومی، نیروهای مخالف برابری حقوقی زنان نیز از پای ننشستند، چنانچه در طی یک سال گذشته ما شاهد گسترش دستگیری ها، اتهام های ناروا، احضار و بازجویی، همچنین درخواست وثیقه های کلان و احکام سنگین برای برخی از فعالان زن هستیم. در واقع از 22 خرداد سال گذشته تاکنون شاهد 121 مورد بازداشت و زندانی شدن فعالان جنبش زنان بوده ايم، نزدیک به یک میلیارد تومان وثیقه و کفالت برای آنان صادر شده است و احکام صادره برای آنان مجموعا 14 سال حبس تعلیقی و نزدیک به 9 سال حبس قطعی (تعزیری) بوده است.
البته ما پیش بینی می کردیم به میزانی که خواسته های حق طلبانه زنان عمومی تر شود به همان میزان واکنش و محدودیت در برابر آن، از سوی برخی از صاحبان قدرت (که این خواست های عادلانه را با منافع خود در تضاد می بینند) گسترش خواهد یافت. به همین سبب است که مشاهده می کنیم در طول ماه های اخیر، فشار و تهدید و احضارهای زنجیره ای برای خانه نشینی مدافعان حقوق برابر، نه تنها بر فعالان جنبش زنان که در میان همه قشرهای مختلف زنان به طور منظم و برنامه ریزی شده دنبال می گردد. گویی نه فقط تجمعات اعتراضی زنان بلکه افزایش خودباوری و ارتقاء سطح مطالبات زنان به منظور بهبود زندگی خود (و دخالت هرچه بیشتر در سرنوشت و زندگی خویش)، علت گسترش فشارهای مختلف بر آنان شده است.
دستگیری های گسترده زنان به بهانه مبارزه با بدحجابی، بحث بازداشت زنان را از دایره فعالان جنبش زنان به بخش عظیمی از زنان جامعه تعمیم داده است. بسیاری از زنان ایرانی صرفا به دلیل تفاوت سلیقه در نوع پوشش خود نسبت به معیارهای شخصی برخی از مسئولان، امروز مورد هجوم نیروهای انتظامی قرار می گیرند. اکنون بر اساس گزارش های منتشره تعداد 14635 نفر در مناطق مختلف کشور بازداشت شده و 67 هزار نفر نيز به خاطر پوشش خود تذکر دريافت کرده اند. ابعاد این فاجعه در آن جاست که به نظر می رسد هدف چنین برخوردهای خشونت آمیزی، نهادینه کردن تدریجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای کشور.
ایجاد محدودیت های گسترده در راه جنبش های اجتماعی
از سوی دیگر جنبش دانشجویی که با تاثیرگذاری رو به افزایش دختران دانشجو، پرطراوت و زنانه تر شده و پیوندش با جنبش زنان، عمق بیشتری یافته، از همان ابتدای سال تحصیلی با مشکلات متعدد و چندجانبه مواجه شده است. در یک ساله اخیر در عرصه دانشگاه، خانه نشین کردن زنان از طریق اعمال طرح «سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها»، دنبال شد که در واقع هدف اصلی این طرح (یعنی کاهش پذیرش دختران به بهانه موهوم «گرفتن جای مردان») عقب راندن زنان از عرصه آموزش عالی کشور است.
از سوی دیگر فعالان جنبش دانشجویی در اکثر دانشگاه های کشور با برخوردهای امنیتی بسیار گسترده ای مواجه شدند: برخی از دانشجویان پذیرفته شده در کارشناسی ارشد را «ستاره دار» کردند و از میان آنان هنوز تعدادی از ثبت نام محروم هستند. از برگزاری انتخابات آزاد تشکل های دانشجویی در دانشگاه های مختلف با انواع و اقسام روش ها، ممانعت به عمل آوردند. با اجرای بسیاری از برنامه های فرهنگی و آموزشی انجمن های دانشجویی (از جمله برگزاری مراسم 8 مارس) مخالفت شد.
در یک ماهه اخیر نیز شدت برخورد به دانشجویان بالا گرفته و برخوردهای قهری و فیزیکی با آنان افزایش یافته است. بیش از صد تن از دانشجویان به کمیته های انضباطی فراخوانده شده، یا برای چند ترم از تحصیل محروم شده، یا به دانشگاه ممنوع الورود شده اند (برای نمونه مهدیه گلرو، ماندانا چترچی، فهیمه شجاعی، حمیده حسینی، مریم سید کریمی، عسل اخوان) و یا از تسهیلات رفاهی محروم شده اند (برای نمونه صدیقه بیگدلی ). از سویی تجاوز به یک دختر دانشجو در کرمانشاه بیم تداوم چنین برخوردهایی را به دختران دانشجو گسترش داده و دستگیری و بازداشت برخی از مدیر مسئولان نشریات دانشجویی، وضعیت دانشگاه ها و امنیت دانشجویان را بیش از پیش دچار بحران کرده است. از سوی دیگر مشاهده می کنیم که به تازگی اساتید دانشگاه ها نیز به دلایلی موهوم و تحت تاثیر نگرش «توهم توطئه» با عناوینی هم چون «سوء استفاده بیگانگان از اساتید» مورد خطاب نیروهای امنیتی قرار گرفته اند.
اما این تنها جنبش های زنان و دانشجویی نبودند که متحمل برخوردهای خشونت آمیز شدند بلکه آموزگاران (که نیمی از آنان را زنان تشکیل می دهند) نیز از این هجمه ها بی نصیب نماندند و با آنان نیز که تنها به طرح مطالبات صنفی و حقوقی خود پرداخته بودند، برخوردهای خشونت آمیزی صورت گرفت. زنان معلم (همچون ثریا دارابی و طیبه میرزایی) به دلیل طرح درخواست های صنفی مانند افزایش حقوق، به زندان افتادند و اکنون این قشر زحمت کش و فرهیخته کشورمان، با هتک و توهین و زندان و احضار و بازجویی، و نیز پرداخت وثیقه های سنگین و تعلیق از کار، گرفتار شده است.
کارگران شرکت واحد و خانواده های آنان نیز از برخوردهای پلیسی و خشونت آمیز به شدت در عذاب اند. برای فعالان جنبش سندیکایی که تنها خواستار حقوق صنفی خود هستند احکام سنگین صادر شده است (برای نمونه پنج سال حبس برای منصور اسانلو) همچنین بسیاری از کارگران شرکت واحد از کار خود تعلیق یا اخراج شده اند. این درحالی است که همه می دانیم بار سنگین این اخراج ها و تعلیق ها را بیش از همه، زنان در خانواده ها به دوش می کشند. از سوی دیگر به نظر می آید به جای برابری حقوقی، برابری در برخوردهای امنیتی بین زنان و مردان از سوی برخی مسئولان دنبال می شود. به طوری که از میان چهار نفر از کسانی که دارای تابیعیت دوگانه هستند و به اتهام های مختلف بازداشت یا ممنوع الخروج شده اند، دو تن از آنان زن هستند: نازی عظیما که مدت هاست ممنوع الخروج شده و هاله اسفندیاری که بدون دسترسی به وکیل در زندان بسر می برد.
مهاجران افغانستان هم بی نصیب نماندند
اما در این میان مهاجران افغانی نیز از تیغ حمله به دور نمانده اند و طرح بازگشت افغان ها چنان ناگهانی و با شدت و خشونت غیرانسانی دنبال می شود که گویی قرار است با دشمنان یک ملت برخورد شود. متاسفانه در این میان وضعیت زنان ایرانی که با مردان افغانی ازدواج کرده اند به دلیل قانون تابعیت نابرابر در قوانین کشور ما، اسف بار شده است و کودکان شان در بلاتکلیفی و محرومیت از حق اولیه مدرسه رفتن و تحصیل، روبه رو هستند. این ها به علاوه دستگیری و اخراج گسترده و ناگهانی مردان افغان از محل کارشان، باعث شده زنان و کودکان آنان در وضعیت اضطرار و بی پناهی و خفت قرار بگیرند.
گسترش خشونت ها در سطح جامعه
قاتلان «خودسر» که با رای و قضاوت شخصی خود (دادن حکم مهدورالدم به افراد) هموطنان خود را به قتل رسانده اند، تبرئه می شوند (نمونه اش قاتلانی که به بهانه مهدورالدم بودن چند نفر از همشهریان شان در شهر کرمان، آن ها را به قتل رساندند و در دادگاه تبرئه شدند)، اما ولگردان بخت برگشته و «اوباشانی» که خود معلول فساد و فقر اقتصادی و فرهنگی این جامعه هستند، به جای برخوردهای فرهنگی و آموزشی با آنان و خشکاندن زمینه های رشد چنین پدیده هایی، با خشونت های عجیب و غریب و باورنکردنی چنان با آن ها در ملاء عام برخورد می شود که گویا قرار است با این روش ها، خشونت و زورگیری را در بافت فرهنگی جامعه و در اذهان کودکان مان نهادینه سازند. این درحالی است که نهادینه ساختن چنین فضاهای خشونت باری در جامعه بیش از همه در نهایت گریبان زنان را خواهد گرفت. زیرا اگر چرخه خشونتی چنین عریان و وقیحانه بر فضای شهرمان حاکم شود، خشونت های پنهان و آشکار بر زنان و کودکان (که ضعیف ترین حلقه های جامعه هستند) بی تردید با شدت هولناک تری گسترش خواهد یافت.
مرغزار امید و روشناییالبته این وضعیت، فقط یک روی سکه زندگی اجتماعی ما یعنی سویه تاریک آن است. سویه روشن آن اما حضور و پایداری فعالان جنبش زنان (همپای کنشگران دیگر جنبش های اجتماعی) در عرصه های مختلف و مقاومت آنان برای تداوم حضورشان در فضاهای عمومی و مبارزات عدالت خواهانه است که نوید اعتلا و نشان از بلوغ جامعه زنان کشورمان دارد. ارتقاء آگاهی و گسترش مطالبات زنان و مقاومت مستمر و آرام آنان طی یک سال گذشته در جهت تداوم فعالیت های برابری خواهانه شان در قالب های نوین (به ویژه کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای اصلاح و تغییر قوانین تبعیض آمیز) و تاثیر بلافصل این فعالیت ها و مقاومت ها بر تصمیم سازان مملکتی (برای نمونه مطرح شدن برابری دیه زنان و مردان در مجلس و طرح افزایش سن مسئولیت کیفری در قالب لایحه تشکیل دادگاه های اطفال) از پیروزی های درخشان و قابل ستایش حرکت رو به جلوی زنان و حاکی از قابل تحقق بودن خواسته های این کمپین مردمی است. از این رو به نظر می رسد اکنون بر خلاف سال های گذشته، حرکت های سازمان یافته زنان (در قالب کمپین های مختلف از جمله کمپین یک میلیون امضاء، کمپین قانون بی سنگسار و شکل گیری گروه زنان و صلح و...) چنان گسترشی یافته که در شرایط کنونی حفظ و تعمیق آن ها می تواند نیاز عاجل تری برای جنبش زنان قلمداد شود. از این منظر است که ما مدافعان حقوق برابر در آستانه 22 خرداد، سالگرد روز همبستگی زنان ایران، با توجه به شرایط بغرنج و پیچیده جامعه و با وجود رنجی که از خشونت های اعمال شده به اقشار مختلف در قلب دردمندمان داریم، از یک سو به مسئولان کشور هشدار می دهیم که این برخوردها و خشونت های نابخردانه برخی از مسئولان امنیتی، کل جامعه را در معرض تنش شدید قرار خواهد داد. و از سوی دیگر به پاس فعالیت های تعمیق یافته جنبش زنان در قالب «طرح آموزش چهره به چهره» در شناخت قوانین تبعیض آمیز و جمع آوری یک میلیون امضاء، و مقاومت مداوم، یکپارچه و آهسته و پیوسته ای که جنبش زنان طی یکسال اخیر در قالب کمپین های مختلف پی گرفته، همچنین به منظور تداوم و تثبیت فرایند همین تلاش ها، امسال (1386) سالروز 22 خرداد را به جای تمرکز بر کنشی اعتراضی به صورت برگزاری تجمع در یک میدان و در یک شهر، با پی گیری و گسترش روش «گفتگوی چهره به چهره» که جنبش زنان پایه گذارده، خواسته های خود را در تمام کشور همچنان تکثیر می کنیم.ما به این طریق (یعنی تغییر آگاهانه روش خود به منظور تثبیت دستاوردهای ارزشمند یک سال گذشته) نشان خواهیم داد که تحمل و صبوری را برای رسیدن به خواسته های انسانی مان فراگرفته ایم، اما بی شک تا دستیابی به مطالبات بر حق زنان، همچنان به فعالیت و تلاش خود به طرق مختلف ادامه خواهیم داد. در این میان به مسئولان گوشزد می کنیم که اگر به جای پاسخی منطقی و شنیده شدن مطالبات برحق زنان، روندهای خشونت آمیز علیه زنان همچنان تداوم یابد و سیاست های منطقی از سوی مسئولان در جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز (به ویژه نابرابری موجود در قوانین خانواده) اتخاذ نشود، بی شک تراکم خواسته های برحق زنان و عدم پاسخگویی به آن، نه تنها زندگی زنان که حیات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذیری خواهد کرد.
در چند ماهه اخیر، دیگر گروه های اجتماعی که شامل زنان نیز می شوند از برخوردهای خشن مصون نمانده اند، از جمله گروه های مختلف قومی، مذهبی و زبانی (هم چون بازداشت های گسترده فعالان اجتماعی و روزنامه نگاران در آذربایجان و کردستان و یا گروه های مذهبی مانند دراویش گنابادی) و نیز گروه های مختلف موسیقی و دیگر هنرمندان، با محدودیت های بسیار بیشتری نسبت به گذشته روبه شده اند. این چهل تکه نابسامانی ها و خشونت های رسمی در جامعه ما، در تحلیل نهایی به زنان و کودکان بی پناه صدمه خواهد زد. یعنی سر آخر همه کاسه کوزه ها بر سر زنان در خانه ها شکسته خواهد شد. زیرا هر قدر که خشونت در جامعه گسترش یابد، سرانجام با توجه به بی حقوقی و بی قدرتی زنان، همه سنگینی آن بردوش زنان سرشکن خواهد شد. زیرا از آن جایی که زنان در نظام سلسله مراتبی موجود، بدون پشتوانه حقوقی، در قاعده هرم قدرت قرار دارند، هنگامی که خشونت از راس هرم جامعه جاری می شود این زنان و طبقات فرودست و تحتانی جامعه هستند که در معرض بیشترین عوارض آن قرار می گیرند. از سوی دیگر عمق خشونت های اعمال شده در جامعه را هنگامی می توان درک کرد که آن را در چارچوب بزرگتری که ناشی از تنش سهمگین بین المللی دولت ایران با دیگر کشورهاست در نظر بگیریم. بی شک اعمال این خشونت های داخلی در شرایط کنونی که ایران به دلیل سیاست های تنش آفرین در بحران و زیر ذره بین جهانیان قرار گرفته و در معرض قضاوت مستقیم افکار عمومی بین المللی است، اوضاع را بغرنج تر می کند یعنی چنین برخوردهای خشونت آمیزی فقط در سطح گسترش اعتراضات داخلی باقی نمی ماند بلکه به سرعت ابعاد بین المللی به خود می گیرد و بنابراین مجموعه جامعه ما را در معرض تنش و خشونت های بیشتری قرار می دهد.
مرغزار امید و روشنایی
البته این وضعیت، فقط یک روی سکه زندگی اجتماعی ما یعنی سویه تاریک آن است. سویه روشن آن اما حضور و پایداری فعالان جنبش زنان (همپای کنشگران دیگر جنبش های اجتماعی) در عرصه های مختلف و مقاومت آنان برای تداوم حضورشان در فضاهای عمومی و مبارزات عدالت خواهانه است که نوید اعتلا و نشان از بلوغ جامعه زنان کشورمان دارد. ارتقاء آگاهی و گسترش مطالبات زنان و مقاومت مستمر و آرام آنان طی یک سال گذشته در جهت تداوم فعالیت های برابری خواهانه شان در قالب های نوین (به ویژه کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای اصلاح و تغییر قوانین تبعیض آمیز) و تاثیر بلافصل این فعالیت ها و مقاومت ها بر تصمیم سازان مملکتی (برای نمونه مطرح شدن برابری دیه زنان و مردان در مجلس و طرح افزایش سن مسئولیت کیفری در قالب لایحه تشکیل دادگاه های اطفال) از پیروزی های درخشان و قابل ستایش حرکت رو به جلوی زنان و حاکی از قابل تحقق بودن خواسته های این کمپین مردمی است. از این رو به نظر می رسد اکنون بر خلاف سال های گذشته، حرکت های سازمان یافته زنان (در قالب کمپین های مختلف از جمله کمپین یک میلیون امضاء، کمپین قانون بی سنگسار و شکل گیری گروه زنان و صلح و...) چنان گسترشی یافته که در شرایط کنونی حفظ و تعمیق آن ها می تواند نیاز عاجل تری برای جنبش زنان قلمداد شود.
از این منظر است که ما مدافعان حقوق برابر در آستانه 22 خرداد، سالگرد روز همبستگی زنان ایران، با توجه به شرایط بغرنج و پیچیده جامعه و با وجود رنجی که از خشونت های اعمال شده به اقشار مختلف در قلب دردمندمان داریم، از یک سو به مسئولان کشور هشدار می دهیم که این برخوردها و خشونت های نابخردانه برخی از مسئولان امنیتی، کل جامعه را در معرض تنش شدید قرار خواهد داد. و از سوی دیگر به پاس فعالیت های تعمیق یافته جنبش زنان در قالب «طرح آموزش چهره به چهره» در شناخت قوانین تبعیض آمیز و جمع آوری یک میلیون امضاء، و مقاومت مداوم، یکپارچه و آهسته و پیوسته ای که جنبش زنان طی یکسال اخیر در قالب کمپین های مختلف پی گرفته، همچنین به منظور تداوم و تثبیت فرایند همین تلاش ها، امسال (1386) سالروز 22 خرداد را به جای تمرکز بر کنشی اعتراضی به صورت برگزاری تجمع در یک میدان و در یک شهر، با پی گیری و گسترش روش «گفتگوی چهره به چهره» که جنبش زنان پایه گذارده، خواسته های خود را در تمام کشور همچنان تکثیر می کنیم.
ما به این طریق (یعنی تغییر آگاهانه روش خود به منظور تثبیت دستاوردهای ارزشمند یک سال گذشته) نشان خواهیم داد که تحمل و صبوری را برای رسیدن به خواسته های انسانی مان فراگرفته ایم، اما بی شک تا دستیابی به مطالبات بر حق زنان، همچنان به فعالیت و تلاش خود به طرق مختلف ادامه خواهیم داد. در این میان به مسئولان گوشزد می کنیم که اگر به جای پاسخی منطقی و شنیده شدن مطالبات برحق زنان، روندهای خشونت آمیز علیه زنان همچنان تداوم یابد و سیاست های منطقی از سوی مسئولان در جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز (به ویژه نابرابری موجود در قوانین خانواده) اتخاذ نشود، بی شک تراکم خواسته های برحق زنان و عدم پاسخگویی به آن، نه تنها زندگی زنان که حیات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذیری خواهد کرد.
اسامی امضاء کنندگان این بیانیه به ترتیب حروف الفبا (با نام کوچک):
آتوسا تقی نیا / آذر امینی / آراز امين ناصري / آرتا داوری / آرش بهمنی / آرش حافظی / آرش شکرلو / آرش عاشوری نیا / آرش ناطقی / آرش کیا / آرمان فدایی / آزاده احمدی ابحری / آزاده بنایی / آزاده ثبوت / آزاده خسروشاهی / آسیه امینی / آمنه شیرافکن / آوا زمانی / آیدا قجر / آینده آزاد
ا.م. شیزلی / ابراهیم عبدالله زاده / ابراهیم مددی / ابوالفضل قاسمی / احترام شادفر / احسان رمضانیان / احسان صلح جو / احسان نوروزی / احمد سیف / احمد عشقیار / احمد فاتحی / احمد فرهادی / احمد ميناب / احمد نجات / احمد کیهان / اختای تبریزی / اختر قاسمی / ارژنگ شکرلو / ارسط سعید / ارشیا نوری / اسد زمینی / اسد مزنبی / اسد نوزنابی / اشرف چیتگرزاده / اشرف خسروی / اعظم مهرانی / افرا شکرلو / افسانه گودرزی / افسانه وفایی / افسر خدیوی / افشین امیرشاهی / اقبال مهاجرانی / اقدس مرعشی / المیرا علی حسینی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام رضامند / الهام قصیدیان / الهام قیطانچی / الهه امانی / امید ایران مهر / امید حبیبی نیا / امید معماریان / امیر امیرقلی / امیر عباس نخعی / امیر غلامی / امیر یعقوبعلی / امیلی امرایی / انوشه شهسواری / اوکتای داراب زند / اکبر زرگر / اکبر عطری / اکبر گنجی / ایزد جابری / ایوا سلیما
بابک احمدی / باربد گلشیری / بامداد یاحقی / بامداد غلامی / باوند بهپور / بتول دولتخواه / بردیا حیدری / بلال مرادویسی / بهار بهساز / بهار محمد قلی پور / بهاره فامیلی / بهاره میرزاحسین / بهاره ورهرامي / بهاره هدایت / بهداد بردبار / بهرام سپاسگزار / بهروز خلیق / بهروز فدائی / بهزاد مهرانی / بهزاد کریمی / بهمن احمدی امویی / بهناز توفیقیان / بهناز شکریار / بهنود بدلی / بیتا طاهباز / بیتا منصوری / بیژن اقدسی / بیژن پیرزاده / بیژن مشاور / بیژن مهر / بینا داراب زند
پرتو نوری علا / پرستو اله یاری / پروانه وحیدمنش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین اشرفی / پروین ضرابی / پریچهر خداپرست / پریسا احمدیان / پریسا الوند پور / پریسا شکورزاده / پریسا شیبانی / پریسا فروغی / پریسا مرعشی / پریسا کاکائی / پریناز نعیمی / پریوش نوروز / پژمان خرسند / پگاه سجادی / پویا پویایی / پوریا امیرفیض / پویان سرداری / پویان شیروانی / پویش عزیزالدین / پیمان محتشمی / پیمان ملاز
تارا سپهری فر / تارا نجداحمدی / ترانه بنی یعقوب / ترانه روستا / تقی رحمانی
ثریا کیانی / ثریا یعقوبی
جعفر حسین زاده / جلوه جواهری / جمشید قرجه داغی / جمیله داوودی / جواد صفوی زاده / جواد لگزیان / جواد موسوی خوزستانی
حجت منتظری / حدیث جاودانی / حسام شیرازی / حسن جعفری / حسن درویش پور / حسن زهتاب / حسن عرب زاده حجازی / حسین جاوید / حسین میرکریمی / حسین ورجاوند / حماسه غفاری / حمید احمدزاده / حمید رستمی / حمید سرداری / حمید گل محمدی / حمیدرضا رمضانی / حنيف مزروعي
خدیجه مقدم / خلیل مومنی
داریوش اسفاری / داریوش مستوفی / داوود اشرفی / داوود رضوی / داوود نوائیان / درود. د. مجلسی / دلارام علی
راحله درخشان / راحله عسگری زاده / ربابه جلیل نژاد / رزا قراچورلورضا جوشنی / رضا خندان / رضا سیدی / رضا قلی زاده / رضا گنجی / رضا گوهرزاد / رضا کاويانی / رضا کوشکی / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / روجا باطبي / روجا بندری / روحی افضل / رودابه مختاري / روشنک زین العابدینی / روشنک قریشی / رویا پاکزاد / رویا صحرایی / رویا طلوعی / رکسانا ستایش / ریحانه حقیقی
زارا امجدیان / زری سالاری / زهرا حق دوست / زهرا صادقی / زهرا علی کردی / زهرا مالکی / زهره ارزنی / زهره اسدپور / زهره امین / زهره عبدالله زاده / زهره مالکی / زهره مجدزاده / زیبا لاهیجی / زیبا میرحسینی / زینب پیغمبرزاده / زینب ساداتیان
ژاله سالاری / ژیلا بنی یعقوب
ساچلی افلاکی / سارا اسمی زاده / سارا اكبر فلاح / سارا امیدی / سارا ایمانیان / سارا باطبي / سارا حلم زاده / سارا داودیان / سارا لقایی / سارا لقمانیپ / سارا محمدی / سارا کرمانیان / ساره سالاری / ساسان میزبان / سام الدین ضیایی / سامان رسول پور / سامان صفرزایی / سپیده پور آقایی / سپیده کوشا / ستار امینی / ستاره سجادی / ستاره عليدوستي / ستاره هاشمی / سجاد نیکنام / سحر افاضلي / سحر سجادی / سحر قنواتی / سروه مرادویسی / سعيد شعباني ركن وفا / سعید پورحیدر / سعید ترابیان / سعید حاتمی / سعید عباسپور / سعید غفاری / سعید قاسمی نژاد / سعید کلانکی / سعیده امین / سلماز مقدم / سمانه فدایی / سميرا اكبر فلاح / سمیرا کلهر / سمیه رشیدی / سمیه فرید / سمیه منصوری / سهیل آصفی / سهیلا بسکی / سهیلا تنباکوزاده / سهیلا عسگری / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سولماز شریف / سونیا غفاری / سیامک الیاسی / سیامک سلطانی / سیامک طاهری / سیامک فرید / سیامک کلهر / سیاووش طاهری / سید فرید حسینی زاده / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دخت فامیلی / سیمین مخبر / سیمین مرعشی / سیمین وخشورپور
شادی جنتی / شادی صدر / شاهرخ قديمی / شایا شایق / شبنم کاظمی / شعله شاهرخی / شفیق خانبانی / شهاب میرزایی / شهرام آقامیر / شهرام شیدایی / شهرزاد هاشمی / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا شفیق / شهلا لاهیجی / شهلا محسنی / شهلا موبینی / شهلا کریم الدینی / شهین شکاری / شهین محمدی / شهین منصوری / شکوه میرزادگی / شیرین امیری / شیرین عبادی / شیرین موسوی / شیرین مومنی / شیرین کریمی / شیما فرزاد منش / شیما کلباسی / شیوا بدیهی / شیوا مقدم / شیوا نظر آهاری
صادق نوابی / صادق کار / صبحناز داراب زند / صدیقه زارعی / صدیقه مقدم / صدیقه کشاورز / صفار ساعد / صفورا نوربخش / صنم دولتشاهی
طاهره میثمی / طلعت تقی نیا
عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عباس عاقلی اده / عباس مخبر / عبدالله مومنی / عذرا حقیقت طلب / عرفان ایرانی / عزت السادات گوشه گیر / عسگر داوودی / عسل اخوان / عطیه وحیدمنش / عفت ماهباز / علی اخوان / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوقانیان / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبر موسوی خوئینی / علی پور نقوی / علی رضا اخوان / علی روزبهانی / علی صمد / علی عبدی / علی فتوتی / علی قاعدی / علی محمودی خواه / علی مختاری / علی معظمی / علی کلایی / علیرضا جباری / علیرضا عسگری / علیرضا کرمانی
غزال شولی زاده / غزال کیهان فر
ف. تابان / فائزه زند / فاطمه حسن پور / فاطمه خشرو / فاطمه سرابُستانی / فاطمه مقدم / فاطمه نجاتی / فاطمه کیان ارثی / فتانه فراهانی / فتانه میرزازاده / فخری شادفر / فخری نامی / فراز یکیتا / فرانه سید سعیدی / فرانک فرید / فرح طاهری / فرخ نعمت پور / فرخنده احتسابیان / فرزاد الهی / فرزاد جاسمی / فرزانه رسولی / فرزانه طاهری / فرزین امیری / فرشاد شعبانی / فرشاد طالبی / فرشته اسدی / فرشته نورایی / فرناز سیفی / فرنوش تهرانی / فرهاد داوودی / فرهاد مجدآبادی / فرود سیاوش پور / فروغ قره داغی / فريبا مرادی گلوشجردی / فریار نیکزاد / فریبا اسدی / فریبا داودی مهاجر / فریبا شریعتی / فریبا مقدم / فرید هاشمی / فریده اسدی / فریده پورعبداله / فریده غائب / فریده یزدی / فریناز آزاده فر / فواد ابراهیمی / فیروزه رمضان زاده / فیروزه مهاجر
کاظم علمداری / کاظم متولی / کامران زمانزاده / کامران طاهباز / کاوه داد / کاوه رضایی / کاوه مظفری / کتایون فراهانی / کتی حکی / کریم شمبیاتی / کوروش جنت / کوروش خردمنش / کوهیار گودرزی / کیانوش سنجری / کیانوش یاسایی / کیوان صمیمی / کیوان مهرگان / کیومرث حکیم / کیومرث کاویانی
گلاله بهرامی / گلبانو حقیقت / گوهر بیات / گوهر تقوایی / گوهر شمیرانی / گیتا طاهباز / گیتی پرویزی / گیلان نصیری / گیلدا فرید مجتهدی
لادن کریمی / لقمان قدیری / لیلا اصلان / لیلا توکلی / لیلا رحیمی بهمنی / لیلا شیرنژاد ایرانی / لیلا عسگری / لیلا ملاحی / لیلی فرهادپور / لیلی مظاهری / لیونا عیسی قلیان
مارال فرخی / مازیار سمیعی / مانا طلوعی فر / مانی حکیم / مجتبی رزمی / مجید تولایی / مجید عبدالرحیم پور / مجید ملکی / محبوبه بیات / محبوبه حسین زاده / محبوبه عباسقلی زاده / محبوبه ورمزیار / محبوبه کرمی / محبوبه محبی / محسن عامری / محمد استکی / محمد اسدی / محمد آشوری / محمد افراسیابی / محمد بهزادی / محمد رستمی / محمد مصطفوی / محمد معتمدی / محمد مهدی یوسفی / محمد مهدیان / محمد میلانی / محمد هادی شکرریز / محمدرضا سعادت نژاد / محمدرضا نظری / محمدصادق اصغری / محمدعلی مختاری / محمود ستوده / مرتضی تقی پور / مرتضی سجادی / مرتضی صادقی / مرجان نمازی / مرضیه بخشی زاده / مرضیه بهارستانی / مريم نظام / مریم شعبانی / مریم اسفاری / مریم افشار / مریم بهرمن / مریم بیدگلی / مریم پارسی / مریم حسین خواه / مریم رضایی / مریم سطوت / مریم ضیاء / مریم مالک / مریم محمدی / مریم مختاری(حسین زاده) / مریم مصلی / مریم مظلوم پور / مریم ملک / مریم میرزا / مریم کسایی / مریم یاسمین / مریم یوسفی / مژگان پیرزاده / مژگان تقی نیا / مژگان جعفریان / مژگان ملکیان / مستوره برادران نصیری / مسعود شکوری / مصطفی تنها / مصطفی رضیئی / معصومه رحیمی / معصومه لقمانی / ملیحه رزازان / ملیحه محمدی / منصور حیات غیبی / منصوره شجاعی / منصوره فتوره چی / منوچهر فاضل / مهتاب مقیمی / مهدي آدينه سردار / مهدي افشار نيك / مهدی احمدی دیبا / مهدی خان بابا تهرانی / مهدی زارع / مهدی صفاریان / مهدی فتاپور / مهدی مجتهدی / مهدی محسنی / مهدی مومنی / مهدی یوسفی / مهدیه پورشاد / مهراد درویش پور / مهران حمزه ای / مهرانگیز کار / مهرداد بزرگ / مهرداد درویش پور / مهرداد شهلایی / مهرداد ملکی / مهرنوش اعتمادی / مهرو ملالی / مهسا جزینی / مهسا ملالی / مهشید راستی / مهلا آلیان / مهناز بدیهیان / مهناز مهرابی / مهین اسرانی / مهین امامی / مهین سلیم خان / مهین علی بابایی / مهین گرجی / مونا محمدزاده / میترا ترابی / میترا روشن / میترا شجاعی / میرا قربانی فر / میرمحمد یگانلی / مینا پورآقایی / مینا ربیعی / مینا نقش نژاد / مینا کشاورز / میهن امیدوار
نادر حاجی محسن / نادر کهن / نادراحمدزاده / نازلي نمازي / نازلی فرخی / نازنین فرزانجو / نازنین کاظمی / ناهید جعفری / ناهید خیرابی / ناهید موسوی / ناهید میرحاج / ناهید کشاورز / نجمه رسیدی / ندا جعفریان / ندا جلايي / نرگس جودكي / نرگس سرداری / نرگس طیبات / نرگس محمدی / نسرین افضلی / نسرین چنگیزیان / نسرین ستوده / نسیم سرابندی / نغمه صحراگرد / نفیسه محمدی / نگار آزموده / نگار انسان / نگار مرتضوی / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین جعفری / نوشین کشاورزنیا / نیره توحیدی / نیلوفر انسان / نیلوفر بیضایی / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیلوفر نادریان / نیلوفر کشمیری / نیما قاسمی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان / نیکان روستایی
وجیهه مقدم / وحید بهمنیان / وحیده مولوی / وهاب انصاری / ویدا بیگلری / ویدا حاجبی / ویدا محمدخانی
هاجر سعیدی نژاد / هاله اگنج / هاله سلحشور / هانا دارابی / هانی باکر / هانیه سلیمی / هدا امینیان / هدی کیانی راد / هدیه بلیغ / هژیر پلاسچی / هما خداوردی / هما مداح / همایون نامی / هنگامه شهیدی
یاسمن دادور / یاسمین داداشی / یاسی میهماندوست / یاشار گرمستانی / یاور خسروشاهی / یوسف رشوندی سرداری / یوسف صفاری
اسامی حامیان این بیانیه به ترتیب حروف الفبا (با نام کوچک):
آبتین رسولیان / آرش رسولیان / آلیس آواکمیان / آناهید آواگمیان / آنیتا ملک / اسماعیل مولودی / افروز بحرائی / الهام رفیع زاده / امیر حسین اعتمادی / امیرعباس نخعی / امین احمدیان / انوشه ضرغام / بهمن امیر حسینی / بهمن امینی / بهناز علی پور / بیتا جمال پور / پویا نعیمی / ترانه روستا / تینا افشاری / جعفر رسولی / حسین باقرزاده / حمیدرضا حسینی / حنیف یزدانی / حوریه خسروشاهی / خسرو جاهد / دامون گلریز / سارا بیگ محمدی / سپهر شکوهی / سحر ابوالنصر / سهیلا جوادزاده / سیمین دها / سیمین نصیری / شهناز علی پور / شیرین ناجی / صبا شکوهی / طاهره خسروشاهی / علی دادرس / علی قائدی / علی نیکونسبتی / علی وفقی / فاطمه مقدمی فر / فربد توکلی / فرزانه موثق نژاد / فرشته مولوی / فرهاد مرادیان / فریده خسروشاهی / کیانا اردستانی / گلاله محمدی / لیلا انصار / لیلا عرب فشاپویه / مجتبی باستانی / محمد جواد خردمند / محمد هاشمی / محمد کریمی کاشانی / مرضیه سپیدبار / مريم خياباني/ مریم خسروشاهی / مریم کاشی / مسعود بهنود / معصومه آموزگار / منیره برادران / مهدی عربشاهی / مهناز ایرانی / میر سام لطفی زاده / مینا مالکی / ناهید جباری / نجمه نجدی / نرگس خسروشاهی / نیلوفر دهنی/ نیما مولانی / ویدا تقدس / هادی فرنود / هادی ناصری / هاسمیک یوسفی آزادخان / هایده توکلی / هایده مغیثی / هژبر عصاره / یاسر بهرامی / یاسمن تورنگ
Freitag, 8. Juni 2007
تاثیر درونی چهار تجمع اعتراضی بر جنبش زنان
نوشين احمدیخراسانی
تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران: همبستگی که به واگرایی رسید
می توان تجمع 22 خرداد 1384 (مقابل سر در دانشگاه تهران) را حاصل دو سال برگزاری نشست های «جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان» دانست، که ما زنان از طیف های مختلف در آن جمع، گرد هم آمده بودیم تا در جهت خواسته های عمومی جنبش زنان با هماهنگی بیشتر عمل کنیم. آن جمع هم اندیشی که تحت تاثیر پرتوهای درخشان «اهداء جایزه نوبل صلح به شیرین عبادی» در جنبش زنان شکل گرفت، طی دو سال تداوم خود بالاخره به تجمع 22 خرداد 1384 انجامید. تاثیر بیرونی این تجمع همانطور که گفته می شود در افکار عمومی بسیار امیدبخش بود و «روز همبستگی زنان ایران» را رغم زد.
این تجمع به لحاظ بازخوردهای بیرونی و رسانه ای، نشانه و سمبلی برای همبستگی زنان ایران قلمداد می شد، اما به دلایلی، تاثیر و پیامدهای آن بر خود فعالان جنبش زنان از جنس و جنم دیگری بود. در تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران برخوردهای خشن نیروی انتظامی بسیار محدود بود، در حد همان دقایق آغازین تجمع. در ابتدا به نظر می رسید این تجمع بسیار موفق است و البته همینطور هم بود اما تاثیرات آن در درازمدت (یعنی با گذشت 2 ماه پس از آن) به تدریج بر لایه های درونی جنبش زنان آشکار شد. در واقع هر تجمع و کنش دسته جمعی، با توجه به یکسری عوامل پیش بینی پذیر، و بیشمار عوامل غیرقابل پیش بینی می تواند در بلند مدت تاثیرات متفاوتی برجای بگذارد.
عوامل و نیروهای پیش بینی پذیر از نظر برگزارکنندگان معمولا قبل از آغاز هر تجمعی قابل رویت یا محاسبه هستند، اما پس از برگزاری تجمع، عدم برنامه ریزی برای مدیریت نیروها و انرژی های آزاده شده، و مهم تر از آن، داشتن برنامه و آمادگی برای حوادث غیرقابل پیش بینی، می تواند روند تاثیرات گوناگون آن تجمع را رقم بزند. برای نمونه پس از تجمع 22 خرداد 1384 ما شاهد روی کار آمدن دولت جدید (دولت آقای احمدی نژاد) بودیم که این تغییر البته می توانست برای جنبش زنان کمتر مشکل ساز باشد اما به دلیل فضای ایجاد شده بر اثر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری (از سوی نیروهای رقیب انتخاباتی دولت جدید) سبب شده بود اکثر نیروهای سیاسی و اجتماعی دچار سردرگمی و ضعف و حتا انفعال شوند. در واقع تبلیغات مرعوب کننده رقیب انتخاباتی دولت جدید هرچند به انگیزه پیروزی در انتخابات صورت گرفت اما پس از شکست رقبای دولت جدید، این تبلیغات تاثیر منفعل کننده ای بر نیروهای خود آنان گذارد و آنان و دیگر نیروهای اجتماعی را از نفس انداخت.
این ترس و وحشت ایجاد شده در دوران پس از انتخابات سبب شد که نیروهایی از جنبش زنان که بیشتر به جناح های حکومتی نزدیک بودند (یا فعالانی که به وجود آنان امید بسته بودند) با درونی کردن ترس و وحشت پس از روی کارآمدن دولت جدید، از هزینه های احتمالی حضور در جمع هایی مانند «جمع هم اندیشی زنان» که ممکن بود بار دیگر تصمیماتی همچون برگزاری تجمع 22 خرداد از آن بیرون بیاید، بهراسند (لازم به یادآوری است که معمولا نیروهای نزدیک به حاکمیت از آن جایی که از اخبار درون ساختار قدرت اطلاع بیشتری دارند، واهمه آنان نیز نسبت به نیروهای بیرونی که اطلاعات دسته اول را ندارند، دو چندان است، گرچه به باور من این اطلاعات و اخبار در بسیاری از مواقع افراد را دچار «توهم» می کند و زاویه نگاه آنان را به جای «جامعه» و تحولات آن به بالا سوق داده و از واقعیت های جاری بیرون از حاکمیت _ که میدان فعالیت کنشگران است _ دور می سازد و به «اشتباه محاسبه» در عملکرد اجتماعی شان وامی دارد).
تاثیر این فضا پس از روی کار آمدن دولت جدید به همراه عدم برنامه ریزی خود ما برگزارکنندگان تجمع (به منظور مدیریت راهکارهای پس از تجمع برای هدایت انرژی های آزاده شده ای که معمولا حول هر تجعمی به وجود می آید) و نیز فشار پنهان، هوشمندانه و «نرم» نیروهای امنیتی (برخلاف برخورد خشنی که در زمان تجمع میدان هفت تیر صورت گرفت) جملگی سبب شد که انرژی های آزاد شده ناشی از تجمع 22 خرداد 1384 (که در ظاهر نشانه همبستگی و همگرایی جنبش زنان بود) به جای کانالیزه شدن این انرژی ها در یک فعالیت مثبت و کارآمدتر به نفع جنبش، آرام آرام به انرژی منفی تبدیل شود و این تجمع را به رغم ظاهر بیرونی اش، به واگرایی درونی نیروهای جنبش زنان (یا حداقل آن بخشی که در هم اندیشی دور هم جمع شده بودیم) تبدیل کند. در واقع ما در تجمع 22 خرداد 1384، نتوانستیم پس از تجمع در روابط درونی نیز از آن انسجام و همبستگی که در بیرون رخ می نمود برخوردار شویم در نتیجه، نطفه واگرایی از همان روز اعلان فراخوان این تجمع آغاز شد. در واقع تجمع مقابل دانشگاه تهران، اتفاقا تجمعی بود که (برخلاف ظاهرش) به لحاظ درونی بسیار کمتر از تجمع میدان هفت تیر، برنامه ریزی شده بود و نتیجه مهم و تلخ آن برای جنبش زنان، تفرقه و واگرایی و سوء ظن بود. زیرا «برنامه ریزی» برای برگزاری تجمعات لزوما محدود به برنامه ریزی مقطعی برای تهیه پلاکارد یا نحوه برگزاری در خود آن روز یا چگونگی رفتن به محل تجمع و نشستن و برخاستن نیست، بلکه مدیریت کلان برگزاری هر تجمعی (و اصلا هدف آن) به «برنامه ریزی پس از تجمع» باز می گردد که ما به درستی از پس آن برنیامدیم. (مدیریت کلان، در این جا بدین معناست که چگونه می توانیم انرژی و نیروهای جدیدی که در هر تجمعی جذب جنبش زنان می شوند را سامان دهی کنیم و از این طریق چیزی به جنبش زنان بیفزاییم و توان و پتانسیل جنبش زنان را به این طریق گسترش دهیم، یعنی همان هدف اصلی «سیاست های خیابانی» که برای جذب هرچه بیشتر مخاطب برگزار می شود).
تجمع روز جهانی زن 1384 در پارک دانشجو: هیچکس به هیچکس
تجربه نشان داد که تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو نیز، با این که کار مشترکی بود که توسط دو بخش متفاوت از نیروهای مختلف جنبش زنان صورت گرفت (که بندرت تجربه ی همکاری با یکدیگر را داشتند، در نتیجه این همکاری لااقل می توانست نقطه امیدوارکننده برای همگرایی بیشتر باشد) اما باز هم مشاهده کردیم که برگزاری یک تجمع مشترک نتوانست فاصله ها را کم کند بلکه به این فاصله ها افزود. البته این امر خیلی طبیعی می نمود زیرا این افتراق، عمدتا ناشی از فاصله و تفاوت اولویت های دو طرف قضیه بود، چرا که همگرایی آن بخشی از زنان که مسئله «زندگی روزمره» زنان برایشان در اولویت نیست بلکه مثلا برگزاری 8 مارس به عنوان یک سنت «چپ» (نه یک کنش فمینیستی) در نظرشان مهم است، در کنار بخشی از زنان که بر «هویت فمینیستی» خود بیش از دیگر هویت های ایدئولوژیک تکیه می کنند طبعا با برگزاری یک تجمع یا یک همکاری مقطعی نمی تواند به وجود آید.
اما در این میان با بهره گیری از تجربه دست و پنجه نرم کردن با کمبودها در تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران، آن بخش غیرایدئولوژیک تلاش کرد تا انرژی آزاد شده از این تجمع را به سمت و سویی سازنده (به منظور ایجاد حرکت های نوین) هدایت کنند یعنی غیر از برگزاری آن تجمع و برای تداوم همکاری و همدلی، مسیرهای تازه ای را کشف و فعال سازند به همین منظور پیشنهاد «شکایت از نیروی انتظامی به خاطر ضرب و شتم تجمع کنندگان» داده شد. اما این پیشنهاد نیز نتوانست نیروها را کنار هم نگه دارد.
بنیادگذاشتن شکایت از نیروی انتظامی (به عنوان بدعتی تازه، متمدنانه و غیرخشونت آمیز در جنبش زنان) هرچند توانست دستاورد تجمع نیم ساعته در پارک دانشجو را از یک روز و از محدوده روابط دوستانه میان کنشگران فراتر ببرد و در حوزه کلیدورهای دادگستری و نظام قضایی کشور گسترش دهد. با این وصف مورد پذیرش آن بخش از فعالان ایدئولوژیک قرار نگرفت. این درحالی است که طرح شکایت قانونی از خشونت های غیرقانونی یگان ویژه نیروی انتظامی می توانست برای فعالان حق طلب جنبش زنان یک موفقیت در به کار گرفتن مسیرهای متکثر بدیل و پرده برداری از امکانات اجتماعی تازه و واقعی، به حساب آید. با همه این احوال، بخش غیرایدئولوژیک جنبش زنان، با طرح شکواییه ای به دادسرای تهران (و با وکالت شیرین عبادی و نسرین ستوده) اقدام کرد. این حرکت هرچند به لحاظ بیرونی تاثیرات بسیار مثبتی را برای جنبش زنان به ارمغان آورد و از سوی دیگر یک «روش نوین» یعنی شکایت های قانونی از نیروهای امنیتی را در جنبش زنان باب کرد، اما به لحاظ تفاوت نگرش فعالان برگزارکننده تجمع پارک دانشجو و «کش مکش» بر سر انتساب و «به نام خود کردن» این تجمع بین گروه ها، تاثیری را که تصور می شد در فضای درونی جنبش زنان برجای نگذاشت.
پس از برگزاری تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو، اختلافات درونی جنبش زنان نه تنها حل نشد بلکه تشدید هم شد. یکی از دلایل آن هم اتفاقا غلبه این گفتمان انتزاعی بود که گویا همه گروه های متفاوت فکری می توانند _ و باید _ تحت یک «برنامه و روش واحد حرکت» کنند. از این رو تلاش در جهت وحدت صوری زیر یک سقف (با آن همه تفاوت دیدگاه) فقط و فقط انرژی ها را زائل می کرد. این «وحدت کاذب» در عین حال مسبب مهجور ماندن نیروهای تازه نفسی شده بود که می توانستند تحت تاثیر تجمع برگزار شده، جذب جنبش زنان شوند.
این ایده که کلیه فعالان جنبش زنان «باید» با هم همکاری کنند در واقع پس از شکل گیری جمع هم اندیشی قوت گرفته بود و با وجود آن که برخی از ما پیوسته بر این نکته تاکید می کردیم که این ایده، غیرواقعی، مکانیکی و غیرضروری است، اما در واقع ساختن اهدافی غیرواقعی برای جمع هم اندیشی این «توهم» و دلخوشی را دامن زده بود، از این رو اهداف غیرواقعی بر جمع هم اندیشی تحمیل می شد، اهدافی که آن را از هدف اصلی اش دور می کرد. در حقیقت، این ایده و گفتمان «همه با هم» نه تنها اصطکاک ها را تقویت کرد بلکه سبب شد که هیچ یک از دو طیف ناهمگون (ناهمگون در روش و در نگرش) که برای تجمع 8 مارس در پارک دانشجو گرد هم آمده بودند نتوانند از انرژی آزاد شده پس از این تجمع به نفع گسترش فعالیت های جنبش زنان بهره ببرند و به جای توجه به این فرصت، به دنبال ایده ایجاد «همبستگی» عددی باشند که اساسا با وجود غلبه شرایط بسته و متصلب، دیگر امکان پذیر نبود. از این رو ایده «شکایت از نیروی انتظامی» قربانی ایده همبستگی های غیرواقعی شد، یعنی ایده ای که وضعیت یا «همه با هم» یا «هیچکس با هیچکس» را به دنبال آورد.
اما تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو، تاثیر درونی دیگری نیز بر جنبش زنان گذاشت و آن تغییر کیفی در «جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان» بود. در واقع از آن جایی که تجمع 8 مارس 1384 با نام «جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان» برگزار شد (و این نخستین بار بود که از نام این جمع برای برگزاری یک حرکت اعتراضی استفاده می شد)، فاتحه ای بود که بر پایان حیات کثرت گرای این جمع خوانده شد، جمعی که فلسفه وجودی اش به عنوان «ایستگاه موقتی» و محلی باز به منظور یافتن متحدانی برای حرکت های خاص از میان گروه های متفاوت فکری، و تبادل نظر و اطلاعات بین «گروه های مختلف» در جنبش زنان قرار داشت (گروه هایی که لزوما نمی توانستند و امکانپذیر هم نبود تا یک کار مشترک درازمدت را تحت نام و هویت واحد انجام دهند).
در واقع ما با اقدام به این حرکت باعث شدیم که «جمع هم اندیشی زنان» از یک فضای باز و متکثر که صرفا برای تبادل نظر و هماهنگی و انتقال تجربه بین گروه های مختلف زنان به وجود آمده بود به یک «گروه خاص» تقلیل یابد. هرچند نمی توان پیش بینی کرد که اگر این اتفاق رخ نمی داد آیا باز هم «جمع هم اندیشی» می توانست مانند گذشته تداوم یابد؟ زیرا اگر به این نتیجه برسیم که این جمع، زمینه های عینی و اجتماعی اش را برای تداوم کار خود از دست داده بود بنابراین باید بپذیریم ایجاد یک گروه خاص از دل آن، باز هم یک نقطه مثبت تلقی می شود.
تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر: واگرایی که به همگرایی رسید
اعتراض مدنی زنان در میدان هفت تیر تهران (در 22 خرداد سال 1385) با این پیش فرض که پیشرفت اجتماعی، امری ناگزیر نیست و به تلاش دسته جمعی و مسالمت آمیز همه شهروندان احتیاج دارد، انجام گرفت. برگزاری این تجمع صلح جویانه نیز به مانند تجمع های قبلی، در راستای تداوم و گسترش «سیاست خیابانی» با هدف عمومی کردن خواسته های زنان و جذب نیروهای تازه نفس (و البته در فضایی به نسبت منفعل و ترس خورده) تحقق یافت. اما به دلایل بیشمار، بازتاب بیرونی این تجمع به عنوان واگرایی در جنبش زنان تلقی شد. این تجمع که به رغم مخالفت گروه هایی از فعالان جنبش زنان برگزار شد، در بیرون، از همه سو مورد هجوم (فیزیکی یا انتقادهای نظری و حتا اتهام زنی) قرار گرفت. نقدهای بسیاری از سوی مخالفان این تجمع در سایت های اینترنتی منتشر شد، اما هجوم سیل آسای این نقد ها (که گاه علنا به تخریب و اتهام زنی گرایش می یافت) در کنار هجمه فیزیکی وارد شده به برگزارکنندگان تجمع، نه فقط به جدایی و انفعال دامن نزد بلکه در «درون» جنبش زنان توانست به همگرایی بیانجامد البته این امر مهم و سرنوشت ساز از طریق مدیریت حوادث پس از تجمع به انجام رسید و صد البته با «همکاری ناآگاهانه» نیروی های انتظامی.
در آن روزها با روی کار آمدن دولت جدید، بسیاری از گروه های جنبش زنان در «لاک» خود فرو رفته بودند و انگار نمی خواستند از این لاک بیرون بیایند یا «شرایط» را برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز آماده نمی دیدند. برخی از اصلاح طلبان نیز که خود در انتخابات شکست خورده بودند سعی داشتند گروه های زنان نزدیک به خود را به این امر قانع کنند که با توجه به شکست اصلاح طلبان بهتر است زنان هوادارشان نیز ساکت بمانند تا آنها در دوره بعد با گرفتن پست های اجرایی، شرایط را برای فعال شدن دیگرباره جنبش زنان آماده سازند. این گفتمان البته با توجه به ترس ایجاد شده در شرایط سخت و دشوار پس از روی کار آمدن دولت جدید، تقریبا غالب شده بود و در نتیجه بخشی از نیروهای جنبش زنان را (که به اصلاح طلبان نزدیکی بیشتری داشتند یا تحت تاثیر گفتمان آنان خود را تعریف می کردند) عملا منفعل ساخته بود.
گروه های مختلف سیاسی دیگر نیز که عمدتا جنبش زنان و لااقل گروهی از فعالان جنبش زنان را به خود وابسته می دیدند به شدت توصیه می کردند که وقتی آن ها دست از فعالیت کشیده اند بهتر است زنان شان نیز همین کار را انجام دهند و از مدل آن ها پیروی کنند. زیرا آنان با توجه به «تجربه» می دانند که وقت برگزاری تجمع های صلح جویانه و مقاومت مدنی (و پرداخت هزینه) نیست.
اما گروه هایی از زنان و مردان عدالت خواه که تصمیم به برگزاری تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر گرفته بودند (با آگاهی از هزینه های احتمالی آن)، به تجربه دریافته بودند که اتفاقا موقع مناسبی برای نشان دادن استقلال جنبش زنان از احزاب و جناح های سیاسی است. و اگر برای احزاب سیاسی شرایط به گونه ای است که نباید یا نمی توانند فعالیت سیاسی خود را ادامه دهند، اما زنان می توانند با رفتاری آگاهانه و مسالمت جویانه، استقلال خواسته های خود را نشان دهند و به همه بگویند که خواسته های آنان ربطی به این دولت یا آن دولت ندارد، تا از این طریق بتوانند خود را بازسازی کرده و فعالیت های خود را تداوم بخشند زیرا اگر قرار باشد فعالیت های جنبش زنان با فعالیت های احزاب سیاسی گره بخورد این روند نه تنها ضرباتی را به جنبش زنان وارد می کند، بلکه در آینده نیز زنان هیچ گاه به خواسته های خود نخواهند رسید زیرا این سایه گزینی در جنبش زنان تداوم خواهد یافت و هرگز نخواهند توانست روی پای خود بایستند. شاید تکرار و یادآوری این نکته بدیهی در آن زمان برای همگی مان اهمیت داشت که: مسئله زنان هرچند از درگیری های سیاسی متاثر می شود اما همه هستی جنبش زنان محدود به این تلاطم ها نیست و اگر «جنبشی مستقل» می خواهیم پس ناگزیر از پذیرش هزینه های آن نیز هستیم.
با توجه به این فرایند طی شده می توان نتیجه گرفت که تصمیم برای برگزاری تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر، به نوعی می تواند به عنوان تبلور استقلال خواهی جنبش زنان از احزاب و جناح های سیاسی و درگیری های بین آنان، قلمداد شود. همچنین نشانه فراروری خواسته های زنان از «گفتمان قدرت» و ارتقاء به «ساحت زندگی روزمره» به حساب آید. این حرکت استقلال طلبانه در حقیقت با تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر خود را تثبیت کرد و به تدریج حق اهلیت کسب کرد تا جایی که در ماه های بعد، تاثیر دستاوردهای عینی این حرکت بر زندگی روزمره کنشگران را به عنوان «ارزش» های پایدار و مورد قبول افکار عمومی، به تدریج بر دیگر لایه های جنبش زنان نیز گسترش داد. گرچه هنوز هم سخنان «پدرانه» مردان سیاست را می شنویم که ندای بازگشت جنبش زنان به زیر سایه خود را سر می دهند.
به هرحال تلاش برای مرزبندی استقلال خواهانه بخشی از نیروهای جنبش زنان، تنش های بسیاری آفرید. بسیاری از گروه های سیاسی کوشیدند تا به زنان ثابت کنند بدون چتر حمایتی آنان جنبش زنان هیچ است، آن ها به جد بنا داشتند که جلوی این حرکت صلح آمیز را سد کند. از این رو می بینیم که به یکباره برخلاف دیگر تجمعات زنان در سال های گذشته که به هرحال دارای خاستگاه هایی در درون گروه های مختلف سیاسی بود، این بار فعالان زن متمایل به این گروه های سیاسی حاضر به همراهی نشدند و حتا گاه همراه با موضع گیری گروه سیاسی خود به مخالفت های علنی و حتا ایراد اتهام های ناروا به فعالان مدافع برگزاری تجمع پرداختند. درحالی که فقط زنانی در مقابل این گفتمان (که عمدتا از سوی مردان سیاست مطرح شده بود و توسط روزنامه نگاران در افکار عمومی گسترش می یافت) مقاومت می کردند که عمدتا از خاستگاه جنبش مستقل زنان بودند.
این گفتمان بازدارنده در جهت تخریب فعالان مستقل و ممانعت از برگزاری تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر، در مجموع باعث شد که برگزاری این تجمع از نگاه بسیاری کسان، به عنوان واگرایی کامل جنبش زنان به نمایش درآمد. هرچند به راستی در ابتدا این واگرایی رخ می نمود اما به عکس این نمادپردازی های اغراق آمیز، اتفاقا تجمع 22 خرداد باعث انسجام کامل نیروهای فعال «در درون» جنبش زنان گردید. در واقع اگر «به لحاظ بیرونی» تجمع 22 خرداد هفت تیر نشانه واگرایی و تضاد شدید جلوه کرده بود، در «درون» جنبش زنان این تجمع سبب ساز همگرایی و فعالیت گسترش یابنده و انسجام نیروهای درونی جنبش زنان (و حتا جذب نیروهای تازه نفس) شد.
بخشی از این موفقیت (انسجام درونی) به دلیل عملکرد خشونت آمیز نیروی انتظامی به دست آمد. زیرا عملکرد خشونت بار نیروی انتظامی سبب شد که برگزارکنندگان این تجمع بیش از پیش ناچار از پشتیبانی و همبستگی و همدلی با یکدیگر شوند. در واقع هنگامی که خشونت ها شدت می یابد به صورت «مقطعی» نیروهای خشونت دیده، انسجام می یابند. زیرا پناه و راه دیگری ندارند. اگر در 22 خرداد سال قبل (مقابل دانشگاه تهران) سیاست های نرم، پنهان و هوشمندانه نیروهای امنیتی تاثیر واگرایانه بر ادامه فعالیت های بعدی جنبش زنان گذاشت، ولی عملکرد خشونت آمیز و عریان نیروی انتظامی در میدان هفت تیر باعث انسجام هرچه بیشتر فعالان جنبش زنان(چه موافقان و چه مخالفان این تجمع ) شد. اما این انسجام اولیه که معمولا ناپایدار و «مقطعی» باقی می ماند با مدیریت زنانه ی فعالان این تجمع، طی ماه های بعد، به مسیری هدایت شد که تداوم این همگرایی مقطعی را تثبیت کرد و به وسیله کمپین یک میلیون امضاء، استمرار بخشید.
تولد «کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» که عمدتا از سوی برگزارکنندگان تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر، مطرح و آغاز شد سبب گردید انرژی آزاد شده ناشی از تجمع را به کانالی هدایت کند که به یک دستاورد بزرگ و «دنباله دار» برای جنبش حق خواهانه زنان بیانجامد (به نظرم می توانیم امیدوار باشیم که این مدل تازه و نوین مبارزه مدنی یعنی گفتگوی چهره به چهره تا دهه های آینده، به جهش های گوناگون خود ادامه دهد).
در واقع هرچند در بیرون، تجمع 22 خرداد 1385 نشانه بی برنامگی جلوه کرده بود اما در درون، اصلا چنین نبود. زیرا در نگاه بعضی کسان «برنامه داشتن» صرفا به معنای برگزاری «درست» خود روز تجمع قلمداد می شود در صورتی که برگزاری «درست» و بی نقص یک تجمع اعتراضی توسط هیچ گروهی (حتا با هزاران برنامه ریزی دقیق و از پیش تدارک شده) در فضایی «مملو از غبار لزج امنیتی» و جو ارعاب و تهدید، اصولا امکان پذیر نیست. با این حال، انبوه برگزارکنندگان در یک پروسه درازمدت به همان منتقدان، ثابت کردند که تجمع میدان هفت از تمامی تجمعات پیش از خود اتفاقا از برنامه ریزی آگاهانه و منسجم تری برخوردار بوده است.
به هرحال گروه های تجمع کننده در 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر با همراهی و حمایت جنبش دانشجویی و حضور نیروهای تازه نفس (نسل پنجمی ها) که به جنبش زنان وارد شده بودند بالاخره توانستند انرژی آزاد شده حاصل از آن تجمع را به نیرویی سازنده در کمپین یک میلیون امضاء مبدل کنند. مدیریت و برنامه ریزی شان نسبت به تجمع های سال های پیش، از نقایص کمتری برخوردار بود، و بسیار بهتر از سال های گذشته توانستند مشکلات و پیچیدگی ها را هضم کنند.
در واقع اگر در تجمع 22 خرداد 1384 مقابل دانشگاه تهران و بی برنامگی مان پس از تجمع (به دلیل نداشتن تجربه) باعث شد که برخی از نیروهایی که در آن تجمع حضور یافته بودند نتوانند به بدنه جنبش زنان جذب شوند و یا آن هایی که در شهرستان ها نام شان را پای فراخوان گذاشته بودند به خاطر هزینه های ناشی از فشارهای بعدی و پنهان نیروهای حافظ نظم موجود، از آن به بعد در فعالیت های جنبش زنان شریک نشدند و به قول معروف «پا پس کشیدند»، اما در سالروز تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر، اکثر کسانی که هزینه پرداختند، با تبدیل هزینه هایشان به دستاوردی اجتماعی و گسترده تر (کمپین یک میلیون امضاء)، مشتاق تر به فعالیت و مشارکت داوطلبانه در پهنه جنبش زنان ادامه دادند.
اما این تنها تاثیر نبود، زیرا کسب همین دستاوردها از این تجمع باعث شد که نیروهای مختلف در درون جنبش زنان (که حتا مخالف برگزاری این تجمع بودند)، با توجه به انعکاس بسیار وسیعی که برگزاری این تجمع تاریخی و هزینه پردازی بخشا آگاهانه مدافعان حقوق برابر، در افکار عمومی پیدا کرد، آن ها نیز توانستند نیرو بگیرند و بار دیگر با شادابی و امید به تحقق خواسته های انسانی و حداقلی شان، خود را بازسازی کنند. جمع هایی نیز که در «لاک» خود فرو رفته بودند همگی پس از سالروز 22 خرداد میدان هفت تیر و طرح شدن گسترده بحث زنان در عرصه عمومی و رسانه ها، خوشبختانه در گروه ها و کمپین های گوناگون فعال شدند، وب سایت هایشان دوباره فعال شد، و برخی از آن ها بار دیگر قلم به دست گرفتند. در واقع فریاد استقلال خواهی گروه هایی از جنبش زنان که با تحمل درد تهمت و رنج فراوان در میدان هفت تیر اتفاق افتاد _ درد و رنجی که هر نوع استقلال طلبی (چه به صورت فردی و چه جمعی) معمولا با آن مواجه می شود _ اما با مدیریت پس از تجمع، این استقلال خواهی به بار نشست یعنی باعث شد گروه های دیگر نیز اعتماد به نفس دوباره ای بیابند و استقلال خواهی جنبش زنان را به رسمیت بشناسند و به این طریق گروه های خود را بازسازی کنند
.در این فرایند زندگی ساز بود که مشاهده کردیم چندین و چند گروه منسجم و همگرا به وجود آمد و همان کسانی که سال قبل این ایده را نمی پذیرفتند که: «به راستی ضرورتی وجود ندارد که طیف های بسیار متنوع با توجه به شرایط سخت اجتماعی، همگی شان لزوما زیر یک سقف گرد هم آیند، بلکه گروه هایی که همگراتر هستند می توانند با یکدیگر همکاری و مشارکت کنند و به این طریق «هم اندیشی های مختلف از طیف های متفاوت» ایجاد شود که همدیگر را تکمیل می کنند» سرانجام آن ایده را طی پروسه ای که شرح آن رفت، پذیرفتند. چنین بود که فضای سردرگمی و انفعال با تکانه عظیم 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر شکسته شد و بار دیگر جریان های مختلف جنبش زنان به صورت نیروهای مستقل اما همگرا، جان دوباره گرفتند.
تجمع روز جهانی زن در میدان بهارستان: تثبیت موقعیت فعالان جوان در جنبش زنان
اما آخرین تجمع اعتراضی جنبش زنان در سال گذشته (1385) برگزاری تجمع 8 مارس (روز جهانی زن) در میدان بهارستان بود. که خود تحولی مثبت در مدیریت و راهبری جنبش زنان ایجاد کرد. بازتاب بیرونی این تجمع البته بسیار محدود بود زیرا یک هفته پیش از آن (در 13 اسفند) دستگیری گسترده 33 نفر از فعالان جنبش زنان در مقابل دادگاه انقلاب اتفاق افتاده بود. اما به لحاظ تاثیر مثبت و ماندگار آن در روابط درونی جنبش زنان بسیار گسترده و پر برکت بود. در واقع این تجمع به دلیل عدم حضور «سابقه دارترها»ی جنبش زنان، فضای کثرت گرا و باز را برای کنشگران مستقل، تازه نفس و جوان جنبش زنان (جوان چه به لحاظ سنی و چه به لحاظ سابقه کمتر در جنبش زنان) ایجاد کرد. در واقع ایجاد این فضای آزاد و رها از سایه «تجربه دارترها» (که عمدتا در زندان بودند یا در بیرون از زندان مخالف برگزاری این تجمع بودند) باعث آزادی عمل فعالان جوان و کمتر شناخته شده جنبش زنان شد و آنان توانستند تصمیم گیری، مدیریت و اجرای این تجمع را خود به نحو احسنت برعهده بگیرند، و به رغم فضای خشن و امنیتی، با موفقیت بی سابقه ای به سرانجام رسانند.
انگار در بعضی مواقع، «غیبت»، بهتر از حضور می تواند تاثیر مثبت داشته باشد زیرا مشاهده کردیم که تجمع 8 مارس میدان بهارستان که در غیبت سابقه دارترها برگزار شد «نقطه عطفی» بود برای حضور موثر فعالان جوان یا کمتر شناخته شده جنبش زنان، در نتیجه به تثبیت جایگاه این نیروهای جدیدتر جنبش زنان منجر شد. زیرا این نیروهای تازه نفس، به رغم حاکمیت فضای غبارآلود و سردرگم (ناشی از زندانی شدن ناگهانی 33 تن از فعالان جنبش زنان)، با عزمی راسخ و پایداری در خور تحسین، و صد البته تشخیص درست «نیاز زمان»، موفق شدند تجمع مسالمت آمیز و مدنی را با بسیج نیروهای مختلف، در میدان بهارستان تهران سازمان دهند، تجمعی که به نظر من در آن شرایط بعید می نمود که از عهده «سابقه دارتر» برآید. موفقیت در برگزاری تجمع صلح جویانه میدان بهارستان همچنین باعث شد که این بخش تازه نفس از جنبش زنان اعتماد به نفس بگیرد و نقش موثر خود را در جنبش زنان تثبیت کند. این البته اتفاق مبارکی بود که جنبش زنان را هرچه گسترده تر کرد و باعث جذب هرچه بیشتر نیروهای جوان به جنبش زنان شد.
سخن آخر
در این نوشته سعی کردم که تاثیر تجمع های مسالمت آمیز زنان در دو ساله اخیر را در انسجام یا عدم انسجام درونی جنبش زنان به طور موجز و مختصر مورد مطالعه قرار دهم. زیرا در بررسی کنش های جمعی و اعتراضی، بحث شیوه برگزاری تجمع و تاثیر آن در عرصه عمومی، فقط یک بخش قضیه است بخش دیگر اما، بخش دیگر، تاثیرات درونی چنین حرکت هایی بر روابط درونی جنبش زنان است.
در این نوشته، همچنین تلاش کردم تا نشان دهم هر تجمعی فارغ از تاثیرات بیرونی آن (که به نظرم هر کدام از این تجمعات تاثیر شگرف خود را بر اعتلای جنبش زنان گذاشته اند) اما با توجه به عوامل و حوادث پیش بینی ناپذیر و گفتمان های ایجاد شده پس از برگزاری آن ها، حامل تاثیرات متفاوتی «بر خود کنشگران جنبش زنان» بوده اند، در نتیجه، بررسی این موضوع ما را به این بصیرت مجهز می کند که در آینده، بهتر بتوانیم از فرصت های ناب و شایسته ای که تجمع های مسالمت آمیز (که با دشواری و صرف هزینه های بسیار صورت می گیرد) و در اختیار کنشگران جنبش زنان قرار می دهد، بهره ببریم. و سرانجام، تکرار این نکته شاید ضروری باشد که خود من به عنوان یکی از اعضای جنبش زنان که کم و بیش در تصمیم گیری ها و برگزاری تمامی این تجمعات حضور داشته ام، بی شک خود را در بروز اشکالات و نقایص ذکر شده مقصر و سهیم می دانم و از این رو امیدوارم موارد ذکر شده، برای هیچ یک از یاران جنبش زنان سوء تفاهم به وجود نیاورد.
تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران: همبستگی که به واگرایی رسید
می توان تجمع 22 خرداد 1384 (مقابل سر در دانشگاه تهران) را حاصل دو سال برگزاری نشست های «جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان» دانست، که ما زنان از طیف های مختلف در آن جمع، گرد هم آمده بودیم تا در جهت خواسته های عمومی جنبش زنان با هماهنگی بیشتر عمل کنیم. آن جمع هم اندیشی که تحت تاثیر پرتوهای درخشان «اهداء جایزه نوبل صلح به شیرین عبادی» در جنبش زنان شکل گرفت، طی دو سال تداوم خود بالاخره به تجمع 22 خرداد 1384 انجامید. تاثیر بیرونی این تجمع همانطور که گفته می شود در افکار عمومی بسیار امیدبخش بود و «روز همبستگی زنان ایران» را رغم زد.
این تجمع به لحاظ بازخوردهای بیرونی و رسانه ای، نشانه و سمبلی برای همبستگی زنان ایران قلمداد می شد، اما به دلایلی، تاثیر و پیامدهای آن بر خود فعالان جنبش زنان از جنس و جنم دیگری بود. در تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران برخوردهای خشن نیروی انتظامی بسیار محدود بود، در حد همان دقایق آغازین تجمع. در ابتدا به نظر می رسید این تجمع بسیار موفق است و البته همینطور هم بود اما تاثیرات آن در درازمدت (یعنی با گذشت 2 ماه پس از آن) به تدریج بر لایه های درونی جنبش زنان آشکار شد. در واقع هر تجمع و کنش دسته جمعی، با توجه به یکسری عوامل پیش بینی پذیر، و بیشمار عوامل غیرقابل پیش بینی می تواند در بلند مدت تاثیرات متفاوتی برجای بگذارد.
عوامل و نیروهای پیش بینی پذیر از نظر برگزارکنندگان معمولا قبل از آغاز هر تجمعی قابل رویت یا محاسبه هستند، اما پس از برگزاری تجمع، عدم برنامه ریزی برای مدیریت نیروها و انرژی های آزاده شده، و مهم تر از آن، داشتن برنامه و آمادگی برای حوادث غیرقابل پیش بینی، می تواند روند تاثیرات گوناگون آن تجمع را رقم بزند. برای نمونه پس از تجمع 22 خرداد 1384 ما شاهد روی کار آمدن دولت جدید (دولت آقای احمدی نژاد) بودیم که این تغییر البته می توانست برای جنبش زنان کمتر مشکل ساز باشد اما به دلیل فضای ایجاد شده بر اثر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری (از سوی نیروهای رقیب انتخاباتی دولت جدید) سبب شده بود اکثر نیروهای سیاسی و اجتماعی دچار سردرگمی و ضعف و حتا انفعال شوند. در واقع تبلیغات مرعوب کننده رقیب انتخاباتی دولت جدید هرچند به انگیزه پیروزی در انتخابات صورت گرفت اما پس از شکست رقبای دولت جدید، این تبلیغات تاثیر منفعل کننده ای بر نیروهای خود آنان گذارد و آنان و دیگر نیروهای اجتماعی را از نفس انداخت.
این ترس و وحشت ایجاد شده در دوران پس از انتخابات سبب شد که نیروهایی از جنبش زنان که بیشتر به جناح های حکومتی نزدیک بودند (یا فعالانی که به وجود آنان امید بسته بودند) با درونی کردن ترس و وحشت پس از روی کارآمدن دولت جدید، از هزینه های احتمالی حضور در جمع هایی مانند «جمع هم اندیشی زنان» که ممکن بود بار دیگر تصمیماتی همچون برگزاری تجمع 22 خرداد از آن بیرون بیاید، بهراسند (لازم به یادآوری است که معمولا نیروهای نزدیک به حاکمیت از آن جایی که از اخبار درون ساختار قدرت اطلاع بیشتری دارند، واهمه آنان نیز نسبت به نیروهای بیرونی که اطلاعات دسته اول را ندارند، دو چندان است، گرچه به باور من این اطلاعات و اخبار در بسیاری از مواقع افراد را دچار «توهم» می کند و زاویه نگاه آنان را به جای «جامعه» و تحولات آن به بالا سوق داده و از واقعیت های جاری بیرون از حاکمیت _ که میدان فعالیت کنشگران است _ دور می سازد و به «اشتباه محاسبه» در عملکرد اجتماعی شان وامی دارد).
تاثیر این فضا پس از روی کار آمدن دولت جدید به همراه عدم برنامه ریزی خود ما برگزارکنندگان تجمع (به منظور مدیریت راهکارهای پس از تجمع برای هدایت انرژی های آزاده شده ای که معمولا حول هر تجعمی به وجود می آید) و نیز فشار پنهان، هوشمندانه و «نرم» نیروهای امنیتی (برخلاف برخورد خشنی که در زمان تجمع میدان هفت تیر صورت گرفت) جملگی سبب شد که انرژی های آزاد شده ناشی از تجمع 22 خرداد 1384 (که در ظاهر نشانه همبستگی و همگرایی جنبش زنان بود) به جای کانالیزه شدن این انرژی ها در یک فعالیت مثبت و کارآمدتر به نفع جنبش، آرام آرام به انرژی منفی تبدیل شود و این تجمع را به رغم ظاهر بیرونی اش، به واگرایی درونی نیروهای جنبش زنان (یا حداقل آن بخشی که در هم اندیشی دور هم جمع شده بودیم) تبدیل کند. در واقع ما در تجمع 22 خرداد 1384، نتوانستیم پس از تجمع در روابط درونی نیز از آن انسجام و همبستگی که در بیرون رخ می نمود برخوردار شویم در نتیجه، نطفه واگرایی از همان روز اعلان فراخوان این تجمع آغاز شد. در واقع تجمع مقابل دانشگاه تهران، اتفاقا تجمعی بود که (برخلاف ظاهرش) به لحاظ درونی بسیار کمتر از تجمع میدان هفت تیر، برنامه ریزی شده بود و نتیجه مهم و تلخ آن برای جنبش زنان، تفرقه و واگرایی و سوء ظن بود. زیرا «برنامه ریزی» برای برگزاری تجمعات لزوما محدود به برنامه ریزی مقطعی برای تهیه پلاکارد یا نحوه برگزاری در خود آن روز یا چگونگی رفتن به محل تجمع و نشستن و برخاستن نیست، بلکه مدیریت کلان برگزاری هر تجمعی (و اصلا هدف آن) به «برنامه ریزی پس از تجمع» باز می گردد که ما به درستی از پس آن برنیامدیم. (مدیریت کلان، در این جا بدین معناست که چگونه می توانیم انرژی و نیروهای جدیدی که در هر تجمعی جذب جنبش زنان می شوند را سامان دهی کنیم و از این طریق چیزی به جنبش زنان بیفزاییم و توان و پتانسیل جنبش زنان را به این طریق گسترش دهیم، یعنی همان هدف اصلی «سیاست های خیابانی» که برای جذب هرچه بیشتر مخاطب برگزار می شود).
تجمع روز جهانی زن 1384 در پارک دانشجو: هیچکس به هیچکس
تجربه نشان داد که تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو نیز، با این که کار مشترکی بود که توسط دو بخش متفاوت از نیروهای مختلف جنبش زنان صورت گرفت (که بندرت تجربه ی همکاری با یکدیگر را داشتند، در نتیجه این همکاری لااقل می توانست نقطه امیدوارکننده برای همگرایی بیشتر باشد) اما باز هم مشاهده کردیم که برگزاری یک تجمع مشترک نتوانست فاصله ها را کم کند بلکه به این فاصله ها افزود. البته این امر خیلی طبیعی می نمود زیرا این افتراق، عمدتا ناشی از فاصله و تفاوت اولویت های دو طرف قضیه بود، چرا که همگرایی آن بخشی از زنان که مسئله «زندگی روزمره» زنان برایشان در اولویت نیست بلکه مثلا برگزاری 8 مارس به عنوان یک سنت «چپ» (نه یک کنش فمینیستی) در نظرشان مهم است، در کنار بخشی از زنان که بر «هویت فمینیستی» خود بیش از دیگر هویت های ایدئولوژیک تکیه می کنند طبعا با برگزاری یک تجمع یا یک همکاری مقطعی نمی تواند به وجود آید.
اما در این میان با بهره گیری از تجربه دست و پنجه نرم کردن با کمبودها در تجمع 22 خرداد مقابل دانشگاه تهران، آن بخش غیرایدئولوژیک تلاش کرد تا انرژی آزاد شده از این تجمع را به سمت و سویی سازنده (به منظور ایجاد حرکت های نوین) هدایت کنند یعنی غیر از برگزاری آن تجمع و برای تداوم همکاری و همدلی، مسیرهای تازه ای را کشف و فعال سازند به همین منظور پیشنهاد «شکایت از نیروی انتظامی به خاطر ضرب و شتم تجمع کنندگان» داده شد. اما این پیشنهاد نیز نتوانست نیروها را کنار هم نگه دارد.
بنیادگذاشتن شکایت از نیروی انتظامی (به عنوان بدعتی تازه، متمدنانه و غیرخشونت آمیز در جنبش زنان) هرچند توانست دستاورد تجمع نیم ساعته در پارک دانشجو را از یک روز و از محدوده روابط دوستانه میان کنشگران فراتر ببرد و در حوزه کلیدورهای دادگستری و نظام قضایی کشور گسترش دهد. با این وصف مورد پذیرش آن بخش از فعالان ایدئولوژیک قرار نگرفت. این درحالی است که طرح شکایت قانونی از خشونت های غیرقانونی یگان ویژه نیروی انتظامی می توانست برای فعالان حق طلب جنبش زنان یک موفقیت در به کار گرفتن مسیرهای متکثر بدیل و پرده برداری از امکانات اجتماعی تازه و واقعی، به حساب آید. با همه این احوال، بخش غیرایدئولوژیک جنبش زنان، با طرح شکواییه ای به دادسرای تهران (و با وکالت شیرین عبادی و نسرین ستوده) اقدام کرد. این حرکت هرچند به لحاظ بیرونی تاثیرات بسیار مثبتی را برای جنبش زنان به ارمغان آورد و از سوی دیگر یک «روش نوین» یعنی شکایت های قانونی از نیروهای امنیتی را در جنبش زنان باب کرد، اما به لحاظ تفاوت نگرش فعالان برگزارکننده تجمع پارک دانشجو و «کش مکش» بر سر انتساب و «به نام خود کردن» این تجمع بین گروه ها، تاثیری را که تصور می شد در فضای درونی جنبش زنان برجای نگذاشت.
پس از برگزاری تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو، اختلافات درونی جنبش زنان نه تنها حل نشد بلکه تشدید هم شد. یکی از دلایل آن هم اتفاقا غلبه این گفتمان انتزاعی بود که گویا همه گروه های متفاوت فکری می توانند _ و باید _ تحت یک «برنامه و روش واحد حرکت» کنند. از این رو تلاش در جهت وحدت صوری زیر یک سقف (با آن همه تفاوت دیدگاه) فقط و فقط انرژی ها را زائل می کرد. این «وحدت کاذب» در عین حال مسبب مهجور ماندن نیروهای تازه نفسی شده بود که می توانستند تحت تاثیر تجمع برگزار شده، جذب جنبش زنان شوند.
این ایده که کلیه فعالان جنبش زنان «باید» با هم همکاری کنند در واقع پس از شکل گیری جمع هم اندیشی قوت گرفته بود و با وجود آن که برخی از ما پیوسته بر این نکته تاکید می کردیم که این ایده، غیرواقعی، مکانیکی و غیرضروری است، اما در واقع ساختن اهدافی غیرواقعی برای جمع هم اندیشی این «توهم» و دلخوشی را دامن زده بود، از این رو اهداف غیرواقعی بر جمع هم اندیشی تحمیل می شد، اهدافی که آن را از هدف اصلی اش دور می کرد. در حقیقت، این ایده و گفتمان «همه با هم» نه تنها اصطکاک ها را تقویت کرد بلکه سبب شد که هیچ یک از دو طیف ناهمگون (ناهمگون در روش و در نگرش) که برای تجمع 8 مارس در پارک دانشجو گرد هم آمده بودند نتوانند از انرژی آزاد شده پس از این تجمع به نفع گسترش فعالیت های جنبش زنان بهره ببرند و به جای توجه به این فرصت، به دنبال ایده ایجاد «همبستگی» عددی باشند که اساسا با وجود غلبه شرایط بسته و متصلب، دیگر امکان پذیر نبود. از این رو ایده «شکایت از نیروی انتظامی» قربانی ایده همبستگی های غیرواقعی شد، یعنی ایده ای که وضعیت یا «همه با هم» یا «هیچکس با هیچکس» را به دنبال آورد.
اما تجمع 8 مارس 1384 در پارک دانشجو، تاثیر درونی دیگری نیز بر جنبش زنان گذاشت و آن تغییر کیفی در «جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان» بود. در واقع از آن جایی که تجمع 8 مارس 1384 با نام «جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان» برگزار شد (و این نخستین بار بود که از نام این جمع برای برگزاری یک حرکت اعتراضی استفاده می شد)، فاتحه ای بود که بر پایان حیات کثرت گرای این جمع خوانده شد، جمعی که فلسفه وجودی اش به عنوان «ایستگاه موقتی» و محلی باز به منظور یافتن متحدانی برای حرکت های خاص از میان گروه های متفاوت فکری، و تبادل نظر و اطلاعات بین «گروه های مختلف» در جنبش زنان قرار داشت (گروه هایی که لزوما نمی توانستند و امکانپذیر هم نبود تا یک کار مشترک درازمدت را تحت نام و هویت واحد انجام دهند).
در واقع ما با اقدام به این حرکت باعث شدیم که «جمع هم اندیشی زنان» از یک فضای باز و متکثر که صرفا برای تبادل نظر و هماهنگی و انتقال تجربه بین گروه های مختلف زنان به وجود آمده بود به یک «گروه خاص» تقلیل یابد. هرچند نمی توان پیش بینی کرد که اگر این اتفاق رخ نمی داد آیا باز هم «جمع هم اندیشی» می توانست مانند گذشته تداوم یابد؟ زیرا اگر به این نتیجه برسیم که این جمع، زمینه های عینی و اجتماعی اش را برای تداوم کار خود از دست داده بود بنابراین باید بپذیریم ایجاد یک گروه خاص از دل آن، باز هم یک نقطه مثبت تلقی می شود.
تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر: واگرایی که به همگرایی رسید
اعتراض مدنی زنان در میدان هفت تیر تهران (در 22 خرداد سال 1385) با این پیش فرض که پیشرفت اجتماعی، امری ناگزیر نیست و به تلاش دسته جمعی و مسالمت آمیز همه شهروندان احتیاج دارد، انجام گرفت. برگزاری این تجمع صلح جویانه نیز به مانند تجمع های قبلی، در راستای تداوم و گسترش «سیاست خیابانی» با هدف عمومی کردن خواسته های زنان و جذب نیروهای تازه نفس (و البته در فضایی به نسبت منفعل و ترس خورده) تحقق یافت. اما به دلایل بیشمار، بازتاب بیرونی این تجمع به عنوان واگرایی در جنبش زنان تلقی شد. این تجمع که به رغم مخالفت گروه هایی از فعالان جنبش زنان برگزار شد، در بیرون، از همه سو مورد هجوم (فیزیکی یا انتقادهای نظری و حتا اتهام زنی) قرار گرفت. نقدهای بسیاری از سوی مخالفان این تجمع در سایت های اینترنتی منتشر شد، اما هجوم سیل آسای این نقد ها (که گاه علنا به تخریب و اتهام زنی گرایش می یافت) در کنار هجمه فیزیکی وارد شده به برگزارکنندگان تجمع، نه فقط به جدایی و انفعال دامن نزد بلکه در «درون» جنبش زنان توانست به همگرایی بیانجامد البته این امر مهم و سرنوشت ساز از طریق مدیریت حوادث پس از تجمع به انجام رسید و صد البته با «همکاری ناآگاهانه» نیروی های انتظامی.
در آن روزها با روی کار آمدن دولت جدید، بسیاری از گروه های جنبش زنان در «لاک» خود فرو رفته بودند و انگار نمی خواستند از این لاک بیرون بیایند یا «شرایط» را برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز آماده نمی دیدند. برخی از اصلاح طلبان نیز که خود در انتخابات شکست خورده بودند سعی داشتند گروه های زنان نزدیک به خود را به این امر قانع کنند که با توجه به شکست اصلاح طلبان بهتر است زنان هوادارشان نیز ساکت بمانند تا آنها در دوره بعد با گرفتن پست های اجرایی، شرایط را برای فعال شدن دیگرباره جنبش زنان آماده سازند. این گفتمان البته با توجه به ترس ایجاد شده در شرایط سخت و دشوار پس از روی کار آمدن دولت جدید، تقریبا غالب شده بود و در نتیجه بخشی از نیروهای جنبش زنان را (که به اصلاح طلبان نزدیکی بیشتری داشتند یا تحت تاثیر گفتمان آنان خود را تعریف می کردند) عملا منفعل ساخته بود.
گروه های مختلف سیاسی دیگر نیز که عمدتا جنبش زنان و لااقل گروهی از فعالان جنبش زنان را به خود وابسته می دیدند به شدت توصیه می کردند که وقتی آن ها دست از فعالیت کشیده اند بهتر است زنان شان نیز همین کار را انجام دهند و از مدل آن ها پیروی کنند. زیرا آنان با توجه به «تجربه» می دانند که وقت برگزاری تجمع های صلح جویانه و مقاومت مدنی (و پرداخت هزینه) نیست.
اما گروه هایی از زنان و مردان عدالت خواه که تصمیم به برگزاری تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر گرفته بودند (با آگاهی از هزینه های احتمالی آن)، به تجربه دریافته بودند که اتفاقا موقع مناسبی برای نشان دادن استقلال جنبش زنان از احزاب و جناح های سیاسی است. و اگر برای احزاب سیاسی شرایط به گونه ای است که نباید یا نمی توانند فعالیت سیاسی خود را ادامه دهند، اما زنان می توانند با رفتاری آگاهانه و مسالمت جویانه، استقلال خواسته های خود را نشان دهند و به همه بگویند که خواسته های آنان ربطی به این دولت یا آن دولت ندارد، تا از این طریق بتوانند خود را بازسازی کرده و فعالیت های خود را تداوم بخشند زیرا اگر قرار باشد فعالیت های جنبش زنان با فعالیت های احزاب سیاسی گره بخورد این روند نه تنها ضرباتی را به جنبش زنان وارد می کند، بلکه در آینده نیز زنان هیچ گاه به خواسته های خود نخواهند رسید زیرا این سایه گزینی در جنبش زنان تداوم خواهد یافت و هرگز نخواهند توانست روی پای خود بایستند. شاید تکرار و یادآوری این نکته بدیهی در آن زمان برای همگی مان اهمیت داشت که: مسئله زنان هرچند از درگیری های سیاسی متاثر می شود اما همه هستی جنبش زنان محدود به این تلاطم ها نیست و اگر «جنبشی مستقل» می خواهیم پس ناگزیر از پذیرش هزینه های آن نیز هستیم.
با توجه به این فرایند طی شده می توان نتیجه گرفت که تصمیم برای برگزاری تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر، به نوعی می تواند به عنوان تبلور استقلال خواهی جنبش زنان از احزاب و جناح های سیاسی و درگیری های بین آنان، قلمداد شود. همچنین نشانه فراروری خواسته های زنان از «گفتمان قدرت» و ارتقاء به «ساحت زندگی روزمره» به حساب آید. این حرکت استقلال طلبانه در حقیقت با تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر خود را تثبیت کرد و به تدریج حق اهلیت کسب کرد تا جایی که در ماه های بعد، تاثیر دستاوردهای عینی این حرکت بر زندگی روزمره کنشگران را به عنوان «ارزش» های پایدار و مورد قبول افکار عمومی، به تدریج بر دیگر لایه های جنبش زنان نیز گسترش داد. گرچه هنوز هم سخنان «پدرانه» مردان سیاست را می شنویم که ندای بازگشت جنبش زنان به زیر سایه خود را سر می دهند.
به هرحال تلاش برای مرزبندی استقلال خواهانه بخشی از نیروهای جنبش زنان، تنش های بسیاری آفرید. بسیاری از گروه های سیاسی کوشیدند تا به زنان ثابت کنند بدون چتر حمایتی آنان جنبش زنان هیچ است، آن ها به جد بنا داشتند که جلوی این حرکت صلح آمیز را سد کند. از این رو می بینیم که به یکباره برخلاف دیگر تجمعات زنان در سال های گذشته که به هرحال دارای خاستگاه هایی در درون گروه های مختلف سیاسی بود، این بار فعالان زن متمایل به این گروه های سیاسی حاضر به همراهی نشدند و حتا گاه همراه با موضع گیری گروه سیاسی خود به مخالفت های علنی و حتا ایراد اتهام های ناروا به فعالان مدافع برگزاری تجمع پرداختند. درحالی که فقط زنانی در مقابل این گفتمان (که عمدتا از سوی مردان سیاست مطرح شده بود و توسط روزنامه نگاران در افکار عمومی گسترش می یافت) مقاومت می کردند که عمدتا از خاستگاه جنبش مستقل زنان بودند.
این گفتمان بازدارنده در جهت تخریب فعالان مستقل و ممانعت از برگزاری تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر، در مجموع باعث شد که برگزاری این تجمع از نگاه بسیاری کسان، به عنوان واگرایی کامل جنبش زنان به نمایش درآمد. هرچند به راستی در ابتدا این واگرایی رخ می نمود اما به عکس این نمادپردازی های اغراق آمیز، اتفاقا تجمع 22 خرداد باعث انسجام کامل نیروهای فعال «در درون» جنبش زنان گردید. در واقع اگر «به لحاظ بیرونی» تجمع 22 خرداد هفت تیر نشانه واگرایی و تضاد شدید جلوه کرده بود، در «درون» جنبش زنان این تجمع سبب ساز همگرایی و فعالیت گسترش یابنده و انسجام نیروهای درونی جنبش زنان (و حتا جذب نیروهای تازه نفس) شد.
بخشی از این موفقیت (انسجام درونی) به دلیل عملکرد خشونت آمیز نیروی انتظامی به دست آمد. زیرا عملکرد خشونت بار نیروی انتظامی سبب شد که برگزارکنندگان این تجمع بیش از پیش ناچار از پشتیبانی و همبستگی و همدلی با یکدیگر شوند. در واقع هنگامی که خشونت ها شدت می یابد به صورت «مقطعی» نیروهای خشونت دیده، انسجام می یابند. زیرا پناه و راه دیگری ندارند. اگر در 22 خرداد سال قبل (مقابل دانشگاه تهران) سیاست های نرم، پنهان و هوشمندانه نیروهای امنیتی تاثیر واگرایانه بر ادامه فعالیت های بعدی جنبش زنان گذاشت، ولی عملکرد خشونت آمیز و عریان نیروی انتظامی در میدان هفت تیر باعث انسجام هرچه بیشتر فعالان جنبش زنان(چه موافقان و چه مخالفان این تجمع ) شد. اما این انسجام اولیه که معمولا ناپایدار و «مقطعی» باقی می ماند با مدیریت زنانه ی فعالان این تجمع، طی ماه های بعد، به مسیری هدایت شد که تداوم این همگرایی مقطعی را تثبیت کرد و به وسیله کمپین یک میلیون امضاء، استمرار بخشید.
تولد «کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» که عمدتا از سوی برگزارکنندگان تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر، مطرح و آغاز شد سبب گردید انرژی آزاد شده ناشی از تجمع را به کانالی هدایت کند که به یک دستاورد بزرگ و «دنباله دار» برای جنبش حق خواهانه زنان بیانجامد (به نظرم می توانیم امیدوار باشیم که این مدل تازه و نوین مبارزه مدنی یعنی گفتگوی چهره به چهره تا دهه های آینده، به جهش های گوناگون خود ادامه دهد).
در واقع هرچند در بیرون، تجمع 22 خرداد 1385 نشانه بی برنامگی جلوه کرده بود اما در درون، اصلا چنین نبود. زیرا در نگاه بعضی کسان «برنامه داشتن» صرفا به معنای برگزاری «درست» خود روز تجمع قلمداد می شود در صورتی که برگزاری «درست» و بی نقص یک تجمع اعتراضی توسط هیچ گروهی (حتا با هزاران برنامه ریزی دقیق و از پیش تدارک شده) در فضایی «مملو از غبار لزج امنیتی» و جو ارعاب و تهدید، اصولا امکان پذیر نیست. با این حال، انبوه برگزارکنندگان در یک پروسه درازمدت به همان منتقدان، ثابت کردند که تجمع میدان هفت از تمامی تجمعات پیش از خود اتفاقا از برنامه ریزی آگاهانه و منسجم تری برخوردار بوده است.
به هرحال گروه های تجمع کننده در 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر با همراهی و حمایت جنبش دانشجویی و حضور نیروهای تازه نفس (نسل پنجمی ها) که به جنبش زنان وارد شده بودند بالاخره توانستند انرژی آزاد شده حاصل از آن تجمع را به نیرویی سازنده در کمپین یک میلیون امضاء مبدل کنند. مدیریت و برنامه ریزی شان نسبت به تجمع های سال های پیش، از نقایص کمتری برخوردار بود، و بسیار بهتر از سال های گذشته توانستند مشکلات و پیچیدگی ها را هضم کنند.
در واقع اگر در تجمع 22 خرداد 1384 مقابل دانشگاه تهران و بی برنامگی مان پس از تجمع (به دلیل نداشتن تجربه) باعث شد که برخی از نیروهایی که در آن تجمع حضور یافته بودند نتوانند به بدنه جنبش زنان جذب شوند و یا آن هایی که در شهرستان ها نام شان را پای فراخوان گذاشته بودند به خاطر هزینه های ناشی از فشارهای بعدی و پنهان نیروهای حافظ نظم موجود، از آن به بعد در فعالیت های جنبش زنان شریک نشدند و به قول معروف «پا پس کشیدند»، اما در سالروز تجمع 22 خرداد در میدان هفت تیر، اکثر کسانی که هزینه پرداختند، با تبدیل هزینه هایشان به دستاوردی اجتماعی و گسترده تر (کمپین یک میلیون امضاء)، مشتاق تر به فعالیت و مشارکت داوطلبانه در پهنه جنبش زنان ادامه دادند.
اما این تنها تاثیر نبود، زیرا کسب همین دستاوردها از این تجمع باعث شد که نیروهای مختلف در درون جنبش زنان (که حتا مخالف برگزاری این تجمع بودند)، با توجه به انعکاس بسیار وسیعی که برگزاری این تجمع تاریخی و هزینه پردازی بخشا آگاهانه مدافعان حقوق برابر، در افکار عمومی پیدا کرد، آن ها نیز توانستند نیرو بگیرند و بار دیگر با شادابی و امید به تحقق خواسته های انسانی و حداقلی شان، خود را بازسازی کنند. جمع هایی نیز که در «لاک» خود فرو رفته بودند همگی پس از سالروز 22 خرداد میدان هفت تیر و طرح شدن گسترده بحث زنان در عرصه عمومی و رسانه ها، خوشبختانه در گروه ها و کمپین های گوناگون فعال شدند، وب سایت هایشان دوباره فعال شد، و برخی از آن ها بار دیگر قلم به دست گرفتند. در واقع فریاد استقلال خواهی گروه هایی از جنبش زنان که با تحمل درد تهمت و رنج فراوان در میدان هفت تیر اتفاق افتاد _ درد و رنجی که هر نوع استقلال طلبی (چه به صورت فردی و چه جمعی) معمولا با آن مواجه می شود _ اما با مدیریت پس از تجمع، این استقلال خواهی به بار نشست یعنی باعث شد گروه های دیگر نیز اعتماد به نفس دوباره ای بیابند و استقلال خواهی جنبش زنان را به رسمیت بشناسند و به این طریق گروه های خود را بازسازی کنند
.در این فرایند زندگی ساز بود که مشاهده کردیم چندین و چند گروه منسجم و همگرا به وجود آمد و همان کسانی که سال قبل این ایده را نمی پذیرفتند که: «به راستی ضرورتی وجود ندارد که طیف های بسیار متنوع با توجه به شرایط سخت اجتماعی، همگی شان لزوما زیر یک سقف گرد هم آیند، بلکه گروه هایی که همگراتر هستند می توانند با یکدیگر همکاری و مشارکت کنند و به این طریق «هم اندیشی های مختلف از طیف های متفاوت» ایجاد شود که همدیگر را تکمیل می کنند» سرانجام آن ایده را طی پروسه ای که شرح آن رفت، پذیرفتند. چنین بود که فضای سردرگمی و انفعال با تکانه عظیم 22 خرداد 1385 در میدان هفت تیر شکسته شد و بار دیگر جریان های مختلف جنبش زنان به صورت نیروهای مستقل اما همگرا، جان دوباره گرفتند.
تجمع روز جهانی زن در میدان بهارستان: تثبیت موقعیت فعالان جوان در جنبش زنان
اما آخرین تجمع اعتراضی جنبش زنان در سال گذشته (1385) برگزاری تجمع 8 مارس (روز جهانی زن) در میدان بهارستان بود. که خود تحولی مثبت در مدیریت و راهبری جنبش زنان ایجاد کرد. بازتاب بیرونی این تجمع البته بسیار محدود بود زیرا یک هفته پیش از آن (در 13 اسفند) دستگیری گسترده 33 نفر از فعالان جنبش زنان در مقابل دادگاه انقلاب اتفاق افتاده بود. اما به لحاظ تاثیر مثبت و ماندگار آن در روابط درونی جنبش زنان بسیار گسترده و پر برکت بود. در واقع این تجمع به دلیل عدم حضور «سابقه دارترها»ی جنبش زنان، فضای کثرت گرا و باز را برای کنشگران مستقل، تازه نفس و جوان جنبش زنان (جوان چه به لحاظ سنی و چه به لحاظ سابقه کمتر در جنبش زنان) ایجاد کرد. در واقع ایجاد این فضای آزاد و رها از سایه «تجربه دارترها» (که عمدتا در زندان بودند یا در بیرون از زندان مخالف برگزاری این تجمع بودند) باعث آزادی عمل فعالان جوان و کمتر شناخته شده جنبش زنان شد و آنان توانستند تصمیم گیری، مدیریت و اجرای این تجمع را خود به نحو احسنت برعهده بگیرند، و به رغم فضای خشن و امنیتی، با موفقیت بی سابقه ای به سرانجام رسانند.
انگار در بعضی مواقع، «غیبت»، بهتر از حضور می تواند تاثیر مثبت داشته باشد زیرا مشاهده کردیم که تجمع 8 مارس میدان بهارستان که در غیبت سابقه دارترها برگزار شد «نقطه عطفی» بود برای حضور موثر فعالان جوان یا کمتر شناخته شده جنبش زنان، در نتیجه به تثبیت جایگاه این نیروهای جدیدتر جنبش زنان منجر شد. زیرا این نیروهای تازه نفس، به رغم حاکمیت فضای غبارآلود و سردرگم (ناشی از زندانی شدن ناگهانی 33 تن از فعالان جنبش زنان)، با عزمی راسخ و پایداری در خور تحسین، و صد البته تشخیص درست «نیاز زمان»، موفق شدند تجمع مسالمت آمیز و مدنی را با بسیج نیروهای مختلف، در میدان بهارستان تهران سازمان دهند، تجمعی که به نظر من در آن شرایط بعید می نمود که از عهده «سابقه دارتر» برآید. موفقیت در برگزاری تجمع صلح جویانه میدان بهارستان همچنین باعث شد که این بخش تازه نفس از جنبش زنان اعتماد به نفس بگیرد و نقش موثر خود را در جنبش زنان تثبیت کند. این البته اتفاق مبارکی بود که جنبش زنان را هرچه گسترده تر کرد و باعث جذب هرچه بیشتر نیروهای جوان به جنبش زنان شد.
سخن آخر
در این نوشته سعی کردم که تاثیر تجمع های مسالمت آمیز زنان در دو ساله اخیر را در انسجام یا عدم انسجام درونی جنبش زنان به طور موجز و مختصر مورد مطالعه قرار دهم. زیرا در بررسی کنش های جمعی و اعتراضی، بحث شیوه برگزاری تجمع و تاثیر آن در عرصه عمومی، فقط یک بخش قضیه است بخش دیگر اما، بخش دیگر، تاثیرات درونی چنین حرکت هایی بر روابط درونی جنبش زنان است.
در این نوشته، همچنین تلاش کردم تا نشان دهم هر تجمعی فارغ از تاثیرات بیرونی آن (که به نظرم هر کدام از این تجمعات تاثیر شگرف خود را بر اعتلای جنبش زنان گذاشته اند) اما با توجه به عوامل و حوادث پیش بینی ناپذیر و گفتمان های ایجاد شده پس از برگزاری آن ها، حامل تاثیرات متفاوتی «بر خود کنشگران جنبش زنان» بوده اند، در نتیجه، بررسی این موضوع ما را به این بصیرت مجهز می کند که در آینده، بهتر بتوانیم از فرصت های ناب و شایسته ای که تجمع های مسالمت آمیز (که با دشواری و صرف هزینه های بسیار صورت می گیرد) و در اختیار کنشگران جنبش زنان قرار می دهد، بهره ببریم. و سرانجام، تکرار این نکته شاید ضروری باشد که خود من به عنوان یکی از اعضای جنبش زنان که کم و بیش در تصمیم گیری ها و برگزاری تمامی این تجمعات حضور داشته ام، بی شک خود را در بروز اشکالات و نقایص ذکر شده مقصر و سهیم می دانم و از این رو امیدوارم موارد ذکر شده، برای هیچ یک از یاران جنبش زنان سوء تفاهم به وجود نیاورد.
Abonnieren
Posts (Atom)